تبليغاتX
مذهبی.خدا .امام رضا.فلسطین.داستان.سرگرمی

مذهبی.خدا .امام رضا.فلسطین.داستان.سرگرمی

ایران.خدا را بهتر بشناس.قربون اقاامام رضاچه حرمی داره .داستان قدیمی . خدا در همین نزدیکی.عکس فلسطین

یادمان نور............. فرض کن در کره خورشید موجوداتی زیست میکنند که می خواهی و آنها هم می خواهند با تو ارتباط برقرار کنند! چگونه به این ارتباط می اندیشی؟ برای ارتباط با وجودی که هیچ اطلاعات دقیقی از آن نداری چگونه اقدام می کنی؟ چگونه موجود کم شعور می تواند برای ارتباط با موجود باشعور اقدام کند و حتی تصور چگونگی ارتباط با آن را داشته باشد ؟! سبحان است رب من !!! "اکبر من ان یوصف" است پروردگارم!!! اگر پیام را او نمی فرستاد که با شعورتر است، چگونه می شناختیمش !!! اگر پیام را کسی منتقل می کرد که در دریافت و رساندن پیام اشتباه میکرد آیا، نقص شعور این موجود باشعور نیست؟ فکر کن به اینکه پیام موجود باشعور چگونه می تواند باشد؟ چه میتواند باشد؟ اگر نباشد موجود کم شعورتر چه می شود؟ هستی پیام دارد چرا که هستی معنی دارد. "وجهی باقی ای بعد از فنای کل شی ای هست. " بارها و بارها اگر معنی داری را اگر دریافته باشی باید قبلتر از هر کاری، اصول و قاعده حاکم بر پیام را بفهمی؛ درک کنی؛ شعورمندتر از واقع ایت پیام شوی؛ آنگاه باز هم بپرس که تحریف یعنی چه ؟ چرا تحریف اتفاق می افتد؟ چرا دین خداوند به ادیان و الله پرستی به الاهه ها و الهیات تبدیل میشوند و عجیبتر آنکه رویاروی هم می ایستند؟! باز هم نایست و بپرس . بپرس که چرا در ظاهر هیچ اتفاقی نمی افتد از زمان اصالت دین تا تحریف ادیان؟ کتاب ادیان چرا اینهمه تغییر میکنند؟ چرا تورات و انجیل بعد از موسی و عیسی نوشته می شوند؟ چرا کتابت قرآن تاریخی چنین را ط میکند؟گاه بی نقطه گاه با نقطه!!! شاید یادت بیاید که پیام به ما به کلمه و لوگوس رسیده است. کلمات ما مربوط به هزاران سال پیش. و ما کلمه بازان ادیبی هستیم که از آنچه میگوییم و میشنویم و مینویسیم چندان اطلاعاتی نداریم!!! تعجب نکن این تازه آغاز راه است. شاید یادت بیاید که در روز اول آفرینش تو تنها نبودی و همه خلقت مامور به سجده شدند و یکی در این میان سجده نکرد! این همه مدت این دوست ما کجا بوده است؟ در این میان آیا آنانکه می دانند با آنانکه نمی دانند برابرند؟ آیا آنانکه به دانستن اکتفا می کنند و آنانکه کمر همت میان می بندند و جهاد میکنند، برابرند؟ نیستند! به پاس همه نوری که برای ما پاشیدند و می پاشند...

زنده باد نور...

زنده باد نورنوردان...

..

..

..

..

..

..

..

..

..

..

..

..

..

..

 

 

 

مي پرسي حيات طيبه يعني چه ؟ برايت مي گويم : اگرگاهي دلت براي خودت تنگ مي شود درنگي کن و آنگاه به حيات طيبه بيانديش ... بيانديش که اگر صورتي فرا صورتها بود "که هست" دنيا را چگونه مي ديدي و زندگي را چگونه مي نگريستي ؟؟؟ اگر همه اسم ها و برچسب ها را از صورت ها بر ميداشتي دنياي تازه يافته ات را چه مي ناميدي ؟ مي داني که همه نقاب زده اند !!! دنيا را بي مسما اسم گذاشته اند !!! اسم ها را معنايي ديگر در پس پرده است !!! آنچه من از کلمه تو مي يابم با آنچه تو از آن کلمه منظور داشتي يکي نيست !!! مي دانستي اين ها را ؟؟؟ و من با تو براي اين عمري جنگيديم و خراشيديم و خراش برداشتيم و يک روز ننشستيم که تصوير کنيم به همديگر مقصود و منظورمان را ... ... .. . حيات طيبه ... اسمهايم را با مسما مي کند ... دين با دين و علم با علم و هنر با هنر... و همه با هم و با همديگر به صلح مينشينيم و گوش جان به آفريدگار عاشق خود ميدهيم ... ... .. . به کودکي ام فکر ميکنم و گذرش تا به امروز ... و اينکه چگونه باورهاي ديروزم در ديروزها و امروزها رنگ باخته اند ... و اينکه چگونه حب ها به بغض ها و بغض ها به حب ها تبديل مي شوند ... چون بيد به پاي ايمان خويش ميلرزم ... ميلرزم برادر ... ميلرزم خواهر ... ميلرزم براي فرداي خود که چه چيز جاي چه چيز را خواهد گرفت ... ميلرزم اما قلبم به اميد فرداها زنده است و هنوز با همه شورش مي تپد ... شور دارد اين پله پله بالارفتن ها ... زمين خوردن که ندارد ... انگار که قرار است پله پله بالا برويم ... پله.... پله ... تا ملاقات خدا ! پله پله تا روزي که هيچ از ايمانت خبري و از خودت اثري نماند ... حيات طيبه حکايت اين بالا رفتن هاست ... قانونش براي خودش عالميست ... هيچ شکي در آن نيست ... لا ريب فيه ... پايين هم که بيايي اگر در حيات طيبه باشي بالا ميروي ... همه مسيرها به او ختم ميشوند ... مولايم صادق راستگو ميگويد : "به عدد خلايق راه هست براي رسيدن به خدا" السلام عليک يا سبيل الله ... تو هم اگر همدرد مني خويش مني و خويشاوند من که قانون خويشاوندي اينجا به خوني نيست که در رگ هايمان جاريست ... خويشاوندي ما به درديست که در جان و روحمان ساريست ... قدم مينهي به نردبان آويخته و پله پله تا ملاقات خدا مي روي ... همين امروز بود که نگاهي و سلامي حامل پيامي از خود او بود ... پيام آورده بود که به هر جا که رو کنيد من آنجا هستم ... "فاينما تولوا فثم وجه الله " حيات طيبه ... حيات طيبه جاي زندگيست ... جاي حيات است ... حيات پاک ... حقيقت حيات ... معناي حقيقي زيستن ... و بودن ... و شدن ...

 

 

 

 

امر به معروف و نهی از منكر
امام علی (عليه‌ السلام):
قِوامُ الدِّینِ الأَمرُ بِالْمَعرُوُفِ، وَالنَّهيُ عَنِ المُنكرِ، وَإقامَةُ الحُدُودِ.
پا برجایی دین به امر به معروف و نهی از منكر و بر پاداشتن حدود [الهی] است.
The stability of religion (Din) is lies in enjoining people to do good, prohibiting them form doing evil and setting up the [Divine] limits.
میزان الحكمه، ح 12688

nنمايش حديث روز در سايت شما

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 13:18  توسط مرتضی  | 

......................................................

آنكه بنده شد................[روزنوشت]

آقا تو را گم كرده ام

محرم است

و دل احرام نبسته اين نابنده بي ادب!!!

نه طاقت گفتي هست و نه شنود...

فقط اينكه:

آنكه بنده شد، ‌تابنده شد.

نقطه مي گذارم و تمام مي كنم.

 مطلبی خواندنی از حضرتی با ادب >>>  بیت الغزل انسانیت

 

 

......................................................

بي ادبي و هزار مصيبت ................[پله اول تسليم]

بي ادبي و هزار مصيبت

مي گويم اين همه گفتم و گفتيم!!!

ولي چرا بايد داراي حيات طيبه باشه؟

با چه لياقتي و با چه شايستگي اي مي خواهيم اين نعمت بزرگ پر رمز و راز را صاحب باشيم؟ مگر چه داريم و چه كرده ايم و چه گلي كاشته ايم كه اين نعمت نيكان و صالحان و اوتاد و اصحاب ولايت را به ما نيز بدهند؟

يك امام گم كرده و يك دورافتاده از امام، به چه دليل بايد داراي نعمت كساني شود كه ملازم و مطيع و تابع امام زمان خويشند؟!!!

اصلا خسته و فرسوده نشده ام!!! خيال بد نكنيد. هزار سال هم كه بگذرد مي ارزد كه آدم دنبال حيات طيبه باشد. مگر عمر ما به چه مي ارزد؟ مگر اين روزهاي متوالي ارزشي بيشتر از اين را هم مي توانند داشته باشند؟

ولي به خدا و با تمام وجودم مي گويم و در اين مدت نتيجه شخصي خودم است و جسارت به شما دوستان نيست. فكر ميكنم و به اين دريافتم ايمان آورده ام و از امروز بايد اين مورد را جدي بگيرم و جدي تر و مهمتر از اين هم نبايد باشد.

من ادب كم دارم. ادب. ادبي از افقي بالاتر و شايسته حيات طيبه.

ادبي كه قيمت خريد اين كالاي گران قيمت باشد.

دست ياري و كمك به سوي همه همراهان و دوستان دراز مي كنم كه هر منبعي و مطلبي و اشاره اي راجع به ادب داريد بفرماييد تا با هم ديگر قسمت كنيم.

ادب يعني عالم محضر خداست. و ما در محضر خدا هستيم.

آدابي كه بايد در برابر اين حضور رعايت كنيم چيست؟

و اگر امام زمان حاضرترين وجود نازنين و عابد ترين و مدرك ترين وجود براي درك خداست، چه آدابي را بايد در مقابل اين حضور رعايت كنيم؟ شفاف و شمرده و منظم و معبر اين موارد را بايد از دل معارف اسلامي و ناب بيرون بكشيم...

اين روزها روزهاي ابوالفضلي است و ابوالفضل را عين ادب ناميده و معرفي كرده اند. كسي كه ادب را درك كرده و مودب شده است.

با يك يا ابوالفضل ...تا بعد...

 

 

......................................................

يخ زده ايم!!!................[پله اول تسليم]

برآي اي آفتاب صبح اميد

زمين كه يخ مي زند ...

آسمان كه يخ مي زند...

زمين و آسمان كه يخ مي زند ...

و با تمام وجودت سردي و برودت و كوران و بوران را حس مي كني...

آنگاه است كه حس مي كني دل هم يخ مي زند!!!

و يخ زدن دل چه سردي و كرختي اي را بر جان و زندگي كه بار نمي كند...

قلبي كه ادب را در حضور حاضرترين وجود_امام و حجت خدا بر روي زمين_ درك نكند،‌مگر نه اين است كه يخ زده است؟!

اين الشموس الطالعه...

اين الشموس الطالعه...

اين الشموس الطالعه...

اين الشموس الطالعه...

...

 

 

......................................................

پاسداران قالو بلی...................[حيات طيبه]

اين كه تو مي روي به ...

حيات طيبه، شيوه اي براي زيستن است كه به تو هديه مي شود. نه آن كه كسبش كني يا به دستش بياوري!!! تملكي نيست و سند نمي خورد!!! به حد و حصر نمي آيد...

رهاورد يك سير است... "سير الي الله ..."

مسيري وسيع كه همه هستي مسافر آنند...

يكي با شتاب بيشتر و يكي با شتاب كمتر...

سرباز و گوش به فرمان... آگاهانه و ناآگاهانه...

"و لله جنود السماوات و الارض..."

تنها آنانكه غفلت مي ورزند و بازي مي خورند، از حيات طيبه و مواهب آن بي بهره مي مانند...

حيات طيبه هديه خداوند است به قلب هايي كه به هنگام ياد خدا به لرزه مي افتند...

"وجلت قلوبهم..."

هديه به حافظان پيمان عشق و ميثاق الست...

پاس داران "قالو بلي..."

حيات طيبه ميوه باغستان سبحان الله و والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر است... حياتي كه نفس تا نفسش،‌قدم تا قدمش،‌هر آنش با رب الناس و ملك الناس و اله الناس پيوند خورده است...

 

 

......................................................

سلونی ... قبل ان تفقدونی!!!................[استفهامات ]

ما قبرستان نشينان عادات سخيفيم... دستي برآر .. يا علي

چقدر زندگي هايمان مرده و بي فراز و نشيب باشد! چقدر اين فراز و نشيب هاي زندگي ساختگي و بي مزه باشند! اگر حوصله و وقت داشتيم كمي به خود سوال فكر كنيم!!!

مثلا:

1.       تبیین نظام معرفتی در انسان چه نسبتی با سوال و جواب  "زندگی چیست" دارد ؟

2.       اصولا جهل و معرفت به چه معنایی است ؟

3.       آیا دانستن همان معرفت است ؟

4.       آیا معرفت همان فهمیدن است ؟

5.       انسان چه زمانی نسبت به مفهومی جاهل است ؟

6.       انسان چه زمانی نسبت به مفهومی عالم است ؟

7.       چرا انسان می پرسد ؟

8.       سوال یعنی چه ؟

9.       آیا سوال یعنی بازی باکلمات ؟

10.   بازی با کلمات یعنی چه ؟

11.   آیا انسان وقتی می پرسد می خواهد به معرفت برسد ؟

12.   چه زمانی یک سوال بازی با کلمات است ؟

13.   آیا ما باید همه چیز را بدانیم ؟

14.   آیا می توان همه چیز را دانست ؟

15.   همه چیز یعنی چه ؟

16.   غیب چیست ؟

17.   آیا به هر سوال باید پاسخ داد ؟

18.   آیا سوال امری ذهنی است ؟

19.   آیا امور ذهنی حقیقت دارند ؟

20.   آیا سوال از وسواس ناشی می شود ؟

21.   آیا رسیدن به کمال بهانه صحیحی برای وسواس در سوال است ؟

22.   آیا به سوالات با کلمات پاسخ میدهند ؟

23.   آیا به سوالات فقط با کلمه می توان پاسخ گفت ؟

24.   آیا به سوالات می توان به غیر از کلمات پاسخ گفت ؟

25.   آیا به جواب سوال با کلمات ، می توان اعتماد کرد ؟

...........................

پياله نوشت اول:

با اين حساب چقدر در زندگي خود اهل سوال هستيم!!!

...........................

پياله نوشت دوم:

مولاي حيات طيبه، امير لبخند و مهر، حكمران باران و نور قلوب، علي پسر ابوطالب مي فرمايند:

"حيات يك جامعه به سوال هايي است كه در آن طرح مي شود."

...........................

پياله نوشت سوم:

چقدر حيات ناچيزي دارد جوامع امروز ما!!!

و چقدر سوال هاي ما كودكانه و نابالغانه است!!!

آدم شرمش مي شود از سوالي كه مي كند!!!

همه چيز متري و كيلويي و سالي و ماهي!!!

كجاست افق گمشده اي كه وسعت هستي و تاريخ را درنوردد و شايسته سوال خليفه خدا باشد؟

...............................

يك جرعه خماري:

مولاي ما،‌ طنين رحمت ندايي كه آن روز در مسجد سردادي از طولاي پانزده قرن زيرزمين نشيني به گوشمان رسيده است.

علي جان، ما هنوز قول شما را كه فرموديد" بپرسيد از من قبل از آنكه گمم كنيد" زنده و حاضر مي يابيم.

آقاي ما، بشكند كمر تاريخي كه شما را از ما گم كرده است...

ما سر به هواهاي جمل و صفين و نهروان نيستيم كه شما را تنها به سوال از تعداد موهاي سرمان به آزمايش بگيريم...

ما راه هاي آسمان را از شما مي جوييم...

ما مسير حيات طيبه را از شما خواهانيم...

مولاي ما، پرسيدن را به ما نيز ياد بده تا شاگردان خطبه هاي بلاغت و فصاحت و كشتي نشينان نور شما باشيم.

 

 

 

......................................................

عبد ال چی؟................[پله اول تسليم]

اهدنا الصراط المستقيم

  • عبادت يعني پرستش . و پرستش يعني رابطه اي بين يك موجود ضعيف و يك موجود قوي .

  • نيايش حضرت امير المومنين در مسجد كوفه نمادي بارز از رابطه عبد و معبود است .

  • لزوما عبادت به معني پرستش خداوند نيست . پرستش هاي غير خدا هم هست .

  • لا اله الا الله شاه بيت عبادت در دين اسلام است . يعني نفي بندگي و وابسته بودن هر چيزي غير از خدا و بزرگ داشتن و مبدا و منشا بودن خدا .

  • رب و اله و الله سه گونه پرستشي است كه در قرآن آمده است .

  • رب به معني پرورش دهنده و رشد دهنده همه چيز ... قابليت جمع بستن دارد . در شكل ارباب هم استعمال شده است .

  • اله به معني مورد پرستش قرار گيرنده .

  • الله به شكل معرفه الله . غير قابل جمع بستن .

  • انسان چه بخواهد و چه نخواهد طوق بندگي را به گردن مي اندازد . منتهي در اين بين يا در بندگي شيطان است و در حال خروج از نور به ظلمت . و يا در بندگي خداوند و در حال خروج از ظلمت به نور

  • ليثيروا لهم دفائن العقول ... به واسطه عبادت  

 

پياله نوشت يك:

آدمي موجوديست نيازمند . نيازمند به خوراك ، پوشاك ، امنيت جسمي و روحي ، نيازهاي متنوع غريزي و روحي و رواني .

در دوره قبل از تولد نيازمند قرارگرفتن در پناهگاه امن رحم مادر و تغذيه از خون و مواد غذايي به واسطه آن . هنگام تولد نيازمند هوا و تنفس ، نيازمند خروج از تاريك گاه شكم مادر و ورود به دنياي جديد در بازه اي به اندازه تولد تا مرگ _ حيات الدنيا _

از لحظه تولد نيازهاي جديد با اوست . شير مادر ، محلي مناسب و امن براي در امان ماندن از خطراتي كه تماميت زندگي اش را تهديد مي كنند . از گرما و سرما تا حمله حيوانات موذي تا بيماري ها . نيازمند پوشاك . نيازمند مادر و پدر براي تامين نيازهايي كه از تامين آنها عاجز است .

بزرگتر كه مي شود نيازمند آموزش است . آموزش براي تامين امنيت خود . آموزش سر پا ايستادن . آموزش تامين خوراك و پوشاك . آموزش ارتباط با همنوعان . آموزش چگونه زيستن . آموزش تشكيل خانوده .

نيازهاي او را پاياني نيست . وقتي به بلوغ فكري ميرسد دنيا برايش سوال است . از وقتي به اينجا آمده بود متوجه چيزي شده است . ليوان را انداخت و شكست . شكستن ليوان به دليل افتادن از بلندي و خوردن چيزي سخت بود . دانه اي را در خاك كاشت و لوبيا درآمد و آن را خورد . براي اينكه لوبيا بخورد بايد دانه هايي از آن را در زمين بكارد و به آنها آب دهد . منتظر بماند تا ساقه دهد و بلندتر شود و دانه هاي لوبيا در آورد و منتظر بماند تا دانه هاي لوبيا برسند و آنگاه آنها را از ساقه لوبيا بكند و بخورد . براي هر چيزي علتي را مي يابد .

به خودش مراجعه مي كند . من چه ؟ آيا من هم علتي دارم ؟ لوبيا را من كاشتم . مواظبش شدم و لوبيا را برداشت كردم . پدر و مادرم من را به دنيا آوردند و از من مواظبت كردند و من بزرگ شدم و من هم همسر انتخاب ميكنم و بچه دار مي شوم و از او مراقبت مي كنيم و او هم مثل من مي شود و مي آيد و لوبيا مي كارد و اين سوال را ميكند !!!

پدر و مادر پدر و مادر من هم اين طور بودند . و پدر و مادر آنها هم همينطور . تا كجا اينطور بود ؟

آيا موجود ديگري هست كه قدرتمندتر از همه باشد ؟

اول كجا بود ؟ چرا گاها يك نفر يك جا مي افتد و ديگر بلند نمي شود ؟ مي گويند مرده است ! مرده يعني چه ؟ آيا مي شود مردن را تجربه كرد ؟ آيا مي شو.د تلخي يا شيريني مرگ را هم مثل تلخ يا شيرين بودن يك هندوانه يا خربزه تجربه كرد ؟ مرده را در زير خاك مي گذارند و او را مي پوشانند و ديگر هيچگاه برنميخيزد . بعضي ها حتي پيرنشده مي ميرند . چرا ؟

چيزي در درونش ناامن است . ابهام دارد . چيزهايي برايش نامعلوم است . چيزهايي است كه مثل زماني كه گرسنه مي شد و تشنه مي شد و قدم بر ميداشت و نيازش را برطرف مي كرد نيست .

ه كجا قدم بر دارد ؟به كجا برود ؟ درونش را كه نه مي بيند و نه لمس مي كند و تمام زندگي اش را زير سوال برده چه كند ؟ با چه چيز آرام كند ؟

سوال مي پرسد كه قبلا كجا بودم ؟ چرا بودم ؟ آنجا چگونه بود ؟ چرا به اينجا آمده ام  ؟ چگونه به اينجا آمدم ؟ تا كي اينجا هستم ؟ چرا تا وقت معلومي اينجا هستم ؟ به كجا خواهم رفت؟ آنجا چگونه است ؟ چرا بايد آنجا بروم ؟ آيا مي توانستم اينجا نيايم ؟ آيا مي توانم اينجا براي هميشه بمانم ؟ اينجا كجاست ؟

آنچه بيشتر از همه او را تهديد ميكند و مي آزارد اين است كه مدت محدودي اينجاست و يك روز انرژي و سوخت او به پايان ميرسد و بايد برود زير خاك . تمام شود . آيا با زير خاك رفتن همه چيز تمام مي شود ؟

 

پياله نوشت دو:

به نظر مي رسد همه ماجرا از اينجاست كه آغاز مي شود .

من مدت محدودي اينجا هستم . من تعداد محدودي نفس خواهم كشيد و دمي خواهد بود كه باز دمي برنيايد !

اين زمان محدود را چگونه بايد زيست كنند ؟ چرا عده اي براي اينكه تمام نشوند سنگ مي ساختند و جلوي آن خم و راست مي شدند ؟ بچه هاي خود را جلوي سنگها و چوب ها سر مي بريدند و براي انها قرباني ميكردند .

براي ستارگان و ماه و خورشيد احترام قايل بودند . آنها را مي پرستيدند . وقتي خورشيد مي گرفت نگران ميشدند و قرباني ميكردند . گاو و گوساله و گوسفند را هم مي پرستيدند كه بيشتر زنده بمانند .

يا بعدها فكر كردند كه چون مرگ هست بايد به گونه اي ديگر به اينجا برگردند . ذهنشان را تربيت كردند كه برايشان جواب بياورد . جوابي كه به آنها بگويد آنها پايان نمي يابند و هميشه هستند . آنها با انجام دادن كارهاي خاصي جاوادن خواهند شد . حتي وقتي مردند دوباره به اين دنيا خواهند آمد و اينبار در جسمي ديگر . شايد در كالبد يك حيوان و يا سنگ يا درخت !!!

...............................................................................

پياله نوشت سه:

چگونه مي توان جاودانه بود ؟

من كه موجودي نيازمندم ، چگونه نيازهايم را سامان دهم كه جاودانه بمانم ؟

چه كسي من را مي تواند جاودانه نگه دارد ؟ بت ها يا حيوانات يا طبيعت يا خودم يا ستاره ها يا خورشيد يا يك انسان قدرتمند يا خدا ؟

خدا چگونه بايد باشد ؟

 

 

......................................................

شهيد سيد احمد خياط نوري................[تولی]

مزار ذبيح الاضحي شهر تبريز

با سپاس از بزرگواري و ميهمان نوازي دوستي كه سفره اين نوشتار را برايم گشود و در عيد قربان امسال به استشمام خاك لاله اي از فرزندان كربلايي حسين ميهمانم كرد. براي ايشان از درگاه خداي كعبه، توفيق سير و شتاب در مسير استشهاد سبز مهدي را خواستارم.آمين

.........................

اصل اول:

هستي را ظاهري هست و باطني. بودي هست و نمودي. پوستي هست و مغزي

اصل دوم:

ميزان عمق انسان ها به اندازه حركت از پوسته به هسته، نمود به بود، ظاهر به باطن بستگي دارد.

اصل سوم:

زندگي فرصت عميق شدن انسان هاست. براي كاشتن و براي برداشتن. صنعت كشاورزي جان!!!

دنباله نوشت يكم: عشق

خداوند پيمان عامش را از خلقت گرفت و ربوبيتش را به همگان نمود. فرصتي داد براي عشق ورزي. آزموني براي مهر و بستگي حقيقيت به حق. و حكمتش چنان ايجاب فرمود تا سركشي، سركشي كند و از آب و گِل درآمده اي مسجود مخلوقلاتش شود.

ما را هوس فهميدن اين حكمت است. باشد كه دلبري كنند و به اشارتي بفهمانندمان. و الا چه بدانيم كه حكمتش چه بود...

كان الانسان ظلوما جهولا...

دنباله نوشت دوم: قرباني‌

من مي مانم و زمين و زمينيان و چشماني بسته و گوشي كه نمي داند انبوه سيگنالها كدامينش آهنگ الست را دارد!!! تاريخ مي گويد كه امري بوده است از اول زمان به اسم قرباني و اين سنت بود.

سنتي كه قطعا ريشه در حكمت حضرت باري دارد. اينكه پرستش چگونه با قرباني پيوند خورده است و چگونه جواناني زيبا روي را به پيش بت ها سر مي بريدند، ‌خودش از عجايب انفسي انسان است كه گمان نمي كنم انسان خودپرست امروز توانايي فهم جهل مردم جهالت اولي را نيز داشته باشند!!! و اين خود نشانيست بارز از جهالت عظمي آخرالزماني كه فتنه هايش فقيه شكن مي شوند!!!

دنباله نوشت سوم: تحريف

به نظر مي رسد، حقيقتي به اسم قرباني بايد كه ميزان عشق بنده به آفريننده را نمودار كند. و اين قرباني بايد به پيش الله احد واحد سر بريده شود. ذوب شدن همه حب ها و ميل ها و منا ها و سربرآوردن تنها يك صدا به اسم توحيد...

و شيطان كه مثل ما افسرده و زاويه نشين ننشسته است!!! از هبوط ما در تن فرسايي اي عجيب، مديريتي پيچيده، مشغول توليد جريان هاي حاشيه اي و اضافي و زايد كه شبيه به حقيقيت باشند، براي رسيدن به روز موعود تقلي مي كند.

بديهي است كه توانسته است سنت حقيقي قرباني را چنان در انديشه انسان هاي كهن تغيير دهد كه عمل واحد با نيتي شبيه به آن ولي گمراهانه انجام بگيرد.

دنباله نوشت چهارم: خلّت

آنچه از اين سنت قرباني حسنه به دستمان رسيده است،‌قرباني ابراهيم خليل است. آوردن جگرگوشه اي اميد دل، چشم و چراغ قلب پيامبري پير، به درگاه رب جليل كه سر به نيت قرب از تن اسماعيلش جدا كند...

هيچ عقل امروزيني كه مشغول رصد آفرينش_ به زعم خويش_ است منطقي براي اين تقرب نمي يابد. و چه مي شود را نمي دانم و حرفي نيست كه اندازه دهان قلم من باشد. ولي خداوند ذبح گوسفندي را به جاي اسماعيل قبول مي كند و تمام. ابراهيم مي رود تا خانه اي براي خدا بسازد... سنگي نشان براي گم نشدن راه!!!

 

دنباله نوشت پنجم: حسين

قرن ها به روال خويش مي آيند. سنت قرباني بايد كه حقيقتي داشته باشد. جايي كه عقل ها به گل بنشينند و فقط نفسي راضيه و زكي تواند كه از آزمون سربرآورد. و شايد براي تاريخ يك واقعه اي چنين بسنده باشد كه عشق بني آدم را به الله غيرت آموزي كند.

حسين فرزند زهراي مرضيه، نفسي راضيه، آستين همت بالا مي زند،‌و به روز هشتم حج را نيمه رها مي كند و به جاي قرباني مناي و به جاي يك اسماعيل فرزندانش را به مسلخ اين حج باطني و هسته اي و بودي در كربلا مي برد و سرخ پرواز مي كند و كارواني سبز را راهي تاريخ مي سازد.

دنباله نوشت ششم: شهيد سيد احمد خياط نوري

كارواني سبز سر به زير و دلي به آسمان از هزار و چهارصد سال رنج و ديدن و نگفتن و استخوان به گلو نهفتن،‌ آرام آرام مي آيد تا برسد به سال 1366 هجري شمسي.

كاروان آرام آرام آمده است و اينك نوبت فجري ديگر است.طلوعي سرخ براي خميازه زميني خفته. براي "يحي الارض بعد موتها".

قومي ملبس به لباس حريري نرم و سفيد و به طواف سنگي مشغول و جمعي به احرام عشق لباس خشن رزم در لشگري رو به فتح المبين قدس را به تن كرده و دست از آستين تاويل بيرون آورده تا آيه زير را عيان كند...تا بفهميم كاري هست كارستان در پيش . آماده شويد...

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا... احزاب 23

از ميان مؤمنان مردانى‏اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند

of the believers are men who are true to the covenant which they made with allah: so of them is he who accomplished his vow, and of them is he who yet waits, and they have not changed in the least

قرن 15 هجري است و زمين فرتوت و كمر شكسته از تحمل اين همه بار. و اينك فرزنداني معهود از سلاله نور برخواسته اند. تا همتي كنند و آلودگي و رجس را از زمين بزدايند.

سال ۱۳۶۶ هجري به گردش خورشيد است. و روز عيد قربان. سيد احمد خياط نوري نيز از اين فرزندان معهود سلاله نور است. لباس احرامش را به تن كرده و آماده سرودن آخرين غزل حياط طيبه خويش است.

جام شهادت را لاجرعه سر مي كشد.

تا امروز بدانيم او ذبيح الاضحي ماست...

باشد كه ما نيز راه خويش گم كنيم و همراه او شويم ...

آمين

 

 

......................................................

کاروانی شویم ای کاش!!!................[تولی]

مي توانستيم باشيم اي كاش

مي گويم چرا محرّم با مُحرم شدن هم قافيه است؟

گمانم كه اين هم قافيه شدن بي سبب نباشد.

اگر همراز كعبه شدن به جامه سفيدي است كه دوخت و دوزي در آن نباشد، چگونه حرمت كعبه به طواف بت پرستان حاجي نمايي سفيد پوش كه از صلب ابوسفيان برخواسته اند و چه بسا كه بر منبر رسول خدا رفته و ردايي چون ايشان را پوشيده اند، نشكسته است؟

تعبير خواب رسول است كه حيوانات درنده بر منابر ايشان خواهند آراميد.

و آنك در 60 امين سال از هجرت پليدي پليدزاده افسار ضلالت را به نام هدايت بر دست گرفته و دوزخ را به نام رضوان به مردمان بي عقل و انديشه اي چون خودش نويد مي دهد.

چگونه باشد كه بزرگوار نوري، پدرش نور و مادرش نور و همه نورٌ علي نور، تن به ترويه و طوافي دهد كه فريب خوردگان مطاع قليل دنيايي گرد سنگ نشاني مي چرخند؟!

حسين، جگر گوشه محمد امين را چگونه سزد كه هم دايره با مردماني شود كه از توحيد، به لقلقه اي ايمان آورده اند و شكمشان مد ضالّين را به ترتيل سر مي دهد و هنوز از نان و نام نبريده، هواي دلبري بس گران قيمت كرده اند؟ و براي رونق نفاقشان هم كه شده، عرق چين حج بر سر مي خواهند كه بگذارند، قربت الي شيطان!!!

فرزند علي و زهرا را چگونه سزد كه رجم ابليس لعين را به پرتاب فقط تكه اي سنگ بسنده كند و از همه هروله در پي معشوق و حيرت عشق به فاصله اي چون صفا و مروه قناعت كند!!!

مقامت بس فرازمند تر از اين حرف هاست حسين جان!

افق معراجت مسجد الحرام كه سهل است،‌طولاي شهپر جبرئيل را شرمنده مي كند.

حج تو را خدايت به جامه سفيد و رجم شيطان به سنگ رضايت نداده و تو كه نفس راضيه و مرضيه اويي، بايد كه جامه هاي چاك چاك سرخ رنگت كه از تن تشنه بي سر افتاده به كربلا، لق مانده است،‌شيطان را تا ده ها قرن از اين 60 امين سال هجرت به بعد نيز همه ساله سنگ باران كند!!!

هجرت سرخت به كربلا بايد كه علامت سوالي باشد براي همه قرباني هاي گوسفندي حاجّ، كه بيانديشند در وادي دلدادگي و عشق به عشق آفرين؛ كه كدامين گران بهاترينش را سر مي برند!!!

شايد لب خند تو به كوچكي اين قرباني ها براي هربار گريه ام بهانه با ارجي باشد.

بخند عزيز زهرا تا توان گريه ام باشد...

بخند وارث آدم تا خاتم،

تا وجودم  از اين همه كوچك ماندگي مان، آتش بگيرد و بسوزد...

بخند تا باورم شود و شكي نكنم كه هنوز زمين از زمان معراج سرخت همه جايش كوفه مانده است...

مي گويند اين روزها كاروان ساليانتان را باز هم به راه مي اندازيد!!!

مي گويند اين روزها باز هم راهي خواهيد شد و دعاي خيرتان چه بس نصراني هايي را كه به سلم و سرسپردگي سپيد روي خواهد كرد!!!

كاش من مسلمان نام امام گم كرده را نيز،‌آن نصراني خوش وقت به حساب گذاريد و امسالتان را با غلامي من به كربلا برويد...

چه مي شود كه خاندان كرم و فضل، بنده اي را به چرخش نگاهي كربلايي كند تا مگر خونش شوينده سياهي هاي روزگار سرگرداني باشد و موتش نه موت ساليان جهل!

بخند آقاي من تا اين حسرت نبودن با شما، از بن قرن 15 خاكسترم كند...

بخند مولي و عاقبت به خيرمان كن...

لبيك يا حسين  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 13:17  توسط مرتضی  | 

توجه برای کاربران سایتی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 8:27  توسط مرتضی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 15:39  توسط مرتضی  | 

عشق

دوست داشتم عشق را از ان خود کنم اما نمیدانم چرا نمی شودمعبری در روبروی عشق من لانه ساخته

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 19:49  توسط مرتضی  | 

ارامش با حجاب 6

آمار فساد 
آمار ذيل كه مال سالها پيش است ، يك روز آمريكا را به تصوير كشيده گوياى تاثير فساد در افزايش طلاق و جرائم مى باشد.
1- هر روز در آمريكا 9077 كودك بدنيا مى آيد كه 1263 نفر آن غير مشروع هستند.
2- در قبال 5962 ازدواج روزانه در آمريكا هر روز زن و شوهر نيز از هم جدا مى شوند.
3- هر روز 3231 نفر عمل سقط جنين در اين كشور انجام مى شود.
4- روزانه 2740 دختر در آمريكا باردار مى شوند
5- نوجوانانى كه هر روز در آمريكا به امراض تناسلى دچار مى شوند به 68493 نفر مى رسد.
6- در هر 8 دقيقه يك آدم ربايى در اين كشور صورت مى گريد.
7- در هر 78 ثانيه يك نفر كشته مى شود.
8- در هر 16 ثانيه يك سرقت مسلحانه صورت مى گيرد.
9- در هر 16 ثانيه يك اتومبيل ربوده مى شود.
10- آمريكائى ها روزانه 90 ميليون بطرى مشروبات الكلى مى نوشند.
11- هر روز 160 ميليون سيگار در آمريكا كشيده مى شود.

12- روزانه چندين هزار نفر معتاد به هروئين و كوكائين و ... مى شوند.
اين آمار كه توسط يكى از نشريات خارجى تهيه و انتشار يافته نشانگر گوشه اى از اين پيامدها و نابسامانى ها اجتماعى طى هر شبانه روز در اين كشور مى باشد.(66)
زن با حجاب مانند گوهر در صدف 
بطور كلى هر چيزى كه در همه جا پيدا مى شود و در دسترس همه به آسانى مى رسد از ارزش كمترى برخوردار است . ولى از اشياء كم ياب و ذى قيمت و پر بها بخوبى نگهدارى مى نمايند و از دسترس ديگران دور نگه مى دارند و بطور خاصى از آن مراقبت مى كنند. مثلاً طلا و جواهرات را در گاوصندوقهاى محكمى حفظ مى كنند كه از دسترس دزدان محفوظ باشد.
زن هم مثل گوهر گرانبهايى است كه بايد محفوظ باشد. اسلام زن را جواهر گرانبهاى هستى مى داند و براى او شخصيت والايى قائل است و او را انسانى كامل شناسانده و حجاب را همچون گاوصندوق و صدف و ويترين ، و پوشش را بهترين وسيله براى حفظ و ثبات شخصيت زن معرفى كرده است .
آنهايى كه زن را تشويق و ترغيب به آرايش و تزئين و نمايش زيبائيهاى جسمى مى كنند در حقيقت زن را فاقد شخصيت و روح انسانى مى شمارند.
تجربه اين مطلب را ثابت كرده . قبل از ظهور اسلام نه تنها زنان ارزشى نداشتند، بلكه با داشتن يك دختر ننگ به حساب مى آمدند در چنين جامعه اى بى حجابى كه علامت آن بى ارزشى بود رواج داشت .
اسلام مقام زن را بالا بُرد و شخصيت او را مورد تكريم قرار داد و با آوردن قانون حجاب حفظ و دوام اين شخصيت را براى هميشه بيمه كرد.
دكتر گوستاولبون مورخ معروف فرانسوى مى گويد: اين مطلب نيز روشن شد كه اسلام در بهبودى وضع زن بسيار كوشيده و اولين مذهبى است كه مقام زن را بالا برده و روى هم رفته زنان مشرق زمين از نظر احترام و شخصيت علمى و تربيتى و سعادت بهتر از زنان اروپائى هستند.
اسلام نه تنها زن را يك انسان كامل مى داند بلكه احترام به او را ملاك كرامت انسان معرفى مى كند: آقا رئيس اسلام حضرت رسول اللّه (ص ) فرمود: ما اَكْرَمَ النِّساءِ اِلاّ الْكَريم وَ ما اَهانُهُنَّ اِلا الْلَئيم .
هرگز زنان را گرامى نمى دارند مگر كريمان با كرامت و به آنان اهانت نمى كنند مگر لئيمان بى ارزش .
خانم ايفيلين كوبالاد نويسنده انگليسى ، كه بالا خره به اسلام گرويد و مسلمان شد، در كتاب بسوى خدا مى گويد: در مقام و بزرگى زن در اسلام همين بس كه مسلمين او را حرم كه از احترام و حرمت گرفته شده مى خوانند.
بدين اساس حجاب وسيله اى است در خدمت زن تا موفّقيت خويش را در جامعه تحكيم كرده و شخصيّت و احترام خويش را فزونى بخشد.
ويليام جميس روانشناس معروف در تأ ييد اين مطلب چنين مى گويد: زنان دريافتند كه دست و دل بازى مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند.
قرآن مى فرمايد:
اى پيامبر به همسران و دخترانت و همه زنان مسلمان بگوى كه : حجاب و روسرى شان را به خود نزديك سازند تا (به عفاف ) زنان عفيفى شناخته شوند ومورد آزار اوباشان قرار نگيرند. خداوند آمرزنده و مهربان است .(67)
عصمتيان را به مقام جلال
جلوه حرام است مگر با حلال (68)
بى حجابى يا بدحجابى يعنى تنزّل شخصيت زن 
امروزه با رواج بى حجابى شخصيت انسانى زن بفراموشى سپرده شده و تنها به زيبائيهاى جسمى او توجّه مى شود.
در استخدام او بيشتر از صلاحيتهاى تخصصى زيبائى جسمش مورد دقّت قرار مى گيرد. چاپ تصوير برهنه او بمنظور تبليغ بر روى بى ارزشترين اجناس امرى عادى شده ، زن از نظر آنها موجودى است با هويّت صرفا جنسى ، نه داراى يك شخصيّت انسانى ، بدين صورت ارزش زن را تا حدّ يك (كالاى لوكس ) نظير اجناس ديگر تنزل داده اند و اين نگرش توهين آميز به زن هر ساله با جارو جنجال فراوانى انتخاب (ملكه زيبائى ) صورت مى پذيرد.
زن را وسيله اى براى كاميابى قلمداد كرده اند كه بعد از مدّتى ملال آور مى گردد و هر چند گاه يك بار بايد به او تنوّع بخشيد، در همين راستا روابط آزاد جنسى مورد حمايت قرار مى گيرد.
به قول گاندى : زن با اينكه به ظاهر در صدد آزادى بر آمده ولى در خطر جديدى قرار گرفته و آن خطر بازيچه و قرار گرفتن وسيله هوسرانيهاى مرد است .(69)
وى اضافه مى كند: من ترجيح مى دهم كه نسل انسان نابود شود تا اينكه بماند و با تبديل زن يا ظريفترين مخلوق الهى (به يك وسيله عياشى و شهوترانى مرد) از هر حيوانى پست تر گردد ...
اگر من زن بودم عليه دعوى مرد دائر بر اينكه زن بدنيا آمده تا بازيچه او باشد، سخت عصيان مى كردم ، اى زنان اگر آرايش كردن شما تنها به خاطر جلب شهوت مردهاست از اين كار خوددارى كنيد و زير بار ننگ چنين خفتى نرويد.
ولى اين اقدامات غرب جز مزاحمت و تجاوز نتيجه ديگرى براى زنان بهمراه نداشته است .
طبق آمارگيرى در 63 شهر آمريكا 91 در صد زنان دامن كوتاه و نيمه عريان هر روز در معرض تهديد و تجاوز جنسى قرار دارند.
طبق اين آمار تنها 9 در صد از آنان از اين تهديدات مصون مانده اند.
اميد آنكه زنان جهان با روى آوردن به حجاب ، ارزش و شخصيت از دست رفته خويش را به چنگ آورند و هر ساله بجاى انتخاب ملكه زيبائى شاهد انتخاب ملكه علمى و هنرى يا ملكه اخلاقى و عاطفى زنان باشيم .(70)
حجاب يعنى شكوفايى استعدادها 
اگر زنان داراى حجاب باشند همه مثل هم مى شوند امتيازات ظاهرى و زيبائيهاى جسمى زيور و مقام محو مى گردد.
آنگاه ذهنها متوجه ارزشهاى واقعى نظير علم ، ادب ، هنر و اخلاق مى شود. و در تحصيل آنها كوشا مى گردد و در نتيجه استعدادها شكوفا و جامعه راه ترقى و پيشرفت را بسرعت طى خواهد نمود. آرى از آن جهت كه حجاب احياگر ارزشهاى معنوى است ، اسلام پوشش از بيگانه را ملاك برترى زن معرفى كرده است .
پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد:
بهترين زنان شما زنان با عفت و غير عقيمى هستند كه تنها براى شوهرانشان خود را مى آرايند و در مقابل بيگانه كاملاً پوشيده اند.(71)
در حديث ديگر فرمودند:
آيا بدترين زنان را بشما معرفى كنم ؟ بدترين زنان شما زنانى هستند كه در برابر بيگانه آرايش كنند و نزد شوهر پوشيده باشند.(72)
هان ز اغيار بپوشان رخ زيبا زنهار
نرسد ميوه در آن باغ كه ديوارش نيست .(73)
پس اگر زنان خواهان تحكيم موقعيت و افزايش محبوبيت خويشند بايد آن را در پناه حجاب بدست آورند.
زن امروزى با بى حجابى از جذابيت خود كاسته ، حجاب مؤ ثرترين چيز براى حفظ زيبايى و طراوت است ، چون زنان باحجاب ، آرامش روانى دارند.
امام صادق (ع ) مى فرمايد: حجاب زن ، براى طراوت و زيبائى اش ‍ مفيدتر است .(74)
ايرادهاى مخالفان حجاب 
طرفداران برهنگى و كشف حجاب ، براى برداشتن حجاب اسلامى ، به اصطلاح خودشان توجيه و برهانى ارائه مى دهند، اشكالاتى را مطرح مى كنند تا با اِلقاى شبهه ، در دلها ترديد ايجاد كنند، و عمده اشكالات آنها به پنج اشكال زير باز مى گردد، كه ما آن را در اينجا به طور فشرده مطرح كرده و به پاسخ آن مى پردازيم :
1- آنها مى گويند انسان چه زن و چه مرد، آزاد آفريده شده ، و آزادى مفهوم مقدّسى است كه همگان طرفدار آن هستند، ولى حجاب و پوشش ‍ اسلامى ، دست و پاگير است و زنان را منزوى و پرده نشين كرده و از مواهب آزادى محروم مى سازد.
خداوند (و به قول بعضى طبيعت ) غرايزى را در وجود انسان ، آفريده ، كه يكى از آنها غريزه جنسى است كه ، نبايد آن را حبس و سركوب كرد، بلكه بايد آن را با كمال آزادى اشباع نمود، و گرنه موجب عقده و بيمارى روانى خواهد گرديد.
2- زنان نيمى از جامعه هستند و بايد دوش به دوش مردان به تلاش هاى مختلف فرهنگى ، سياسى و اقتصادى بپردازند، و به هيچ وجه صحيح نيست كه نيمى از نيروهاى انسانى جامعه به انزوا كشيده شوند، و از صحنه هاى تلاش دور گردند، حجاب عامل مهمّى براى اين انزوا است . زيرا دست و پاگير است و طبعا زنان را از فعاليتهاى فرهنگى واقتصادى و سياسى عقب مى راند.
3- حجاب و پوشش زن موجب فاصله انداختن بين زن و مرد شده و همين موضوع مردان را به زنان حريصتر مى كند. و آتش تمايلات جنسى آنها را شعله ور مى سازد، چرا كه از قديم گفته اند و از نظر روانى ثابت شده كه انسان نسبت به آنچه را كه از آن ممنوع شده حريص است .
4- با پوشش زن ، موارد بسيارى از مصالح و منافع از دست خواهد رفت ، و گاهى ناديده گرفتن اين مصالح ، موجب سقوط و رنجهاى ابدى خواهد شد، مثلاً جوانى كه مى خواهد با دخترى ازدواج كند، چگونه آن دختر را كه در ميان حجاب پنهان شده بشناسد، آيا ازدواج جوان با آن دختر باحجاب اقدام كور كورانه براى انتخاب شريك زندگى تا آخر عمر، نخواهد بود؟!
5- اگر حجاب براى حفظ زنان از روابط نامشروع ، و از بروز انحرافات جنسى و فساد است پس چرا زن از نظر اسلام در نماز بايد كاملاً رعايت حجاب كند، گرچه در درون اطاق در بسته باشد، آيا اين كار يك نوع به زنجير كشيدن زن نيست ؟!
پاسخ به اشكالات 
1- آزادى ، كلمه مقدسى است ، ولى هر چيزى داراى حدّ است ، مثلاً آيا انسان آزاد است غذاى مسموم بخورد؟ آيا آزاد است چند برابر غذاى معمولى بخورد؟آيا آزاد است نصف شب كه همسايه ها در خواب هستند با بلندكردن صداى طبل آنها را بيدار نمايد؟ آيا...؟ آيا...؟
قطعاً آزادى داراى مرز و حدّ است ، آن آزادى مقدّس است كه موجب ضرر و زيان و باعث سلب آزادى ديگران نشود، همه انديشمندان با انصاف معتقدند كه آزادى بر دو گونه است .
1- آزادى صحيح 2- آزادى غلط، ما با دليل و منطق ثابت كرديم كه آزادى زنان به اين معنى كه بدون پوشش اسلامى و مَلا عام آشكار شوند، آزادى غلط است ، و هرگز عقل و علم چنين آزادى مفسده انگيز را نمى پذيرد.
2- درست است كه زنان نيمى از جامعه هستند، و بايد در همه صحنه هاى زندگى تلاش داشته باشند، ولى پوشش اسلامى هرگز آنها را منزوى نمى كند و هرگز دست و پاگير نيست در حدّى كه آنها را از تلاش در صحنه هاى كار و فعاليت باز دارد.
زيرا حجاب ، به معنى پرده نشينى نيست ، بلكه به معنى يك پوشش ‍ معقول است ، اگر ما در گذشته در پاسخ به اين اشكال ، نياز به استدلال داشتيم ، امروز پس از جهمورى اسلامى در ايران ، ديگر نياز به استدلال نيست ، چرا كه آشكارا مى بينيم زنان در تمام صحنه ها، از مجلس ‍ قانونگذارى گرفته تا ادارات و بيمارستانها و راديو و تلويزيون و فروشگاه ها و.. در عين حفظ حجاب اسلامى ، مشغول كار و تلاش شبانه روزى زندگى هستند.
زن مى تواند با لباسهاى بلند و پوشش كامل اسلامى به تلاش زندگى بپردازد، و در موارد ديگر با چادر كه لباس برتر و پوشش عاليتر است در صحنه ها ظاهر شود، آرى وضع موجود، پاسخ دندان شكنى به اشكال فوق است ، چنانكه فلاسفه گفته اند: بهترين دليل بر امكان چيزى وقوع آن است
به زبان معمولى خودمان :
آنجا كه عيان است
چه حاجت به بيان است .
وانگهى مگر خانه دارى و فرزنددارى ، كار و تلاش بسيار مهم اقتصادى و فرهنگى نيست ؟!
3- اين اشكال نيز بى اساس است زيرا پوشش در اسلام به معنى محروميت زن و مرد از اشباع غريزه جنسى از راه صحيح نيست ، تا موجب عطش بيشتر و انفجار گردد، اگر آنچه را كه اسلام درباره ازدواج و آسان گيرى در تحقق آن فرموده ، اجرا گردد، غريزه جنسى از راه صحيح اشباع شده و هيچگونه اشكالى پيش نمى آيد.
وانگهى اگر وضع فعلى جمهورى اسلامى ، را با وضع عصر رژيم گذشته مقايسه كنيم ، به روشنى مى فهميم كه امروز تا حدود زيادى حجاب اسلامى رعايت مى شود، در حالى كه آن روز رعايت نمى شد، و در امروز دهها و صدها برابر فساد و تباهى و بى بندوبارى و بى عفّتى كمتر شده است ، بنابر اين بى بندوبارى و بى حجابى عطش جنسى زن و مرد را بيشتر خواهد كرد، و حجاب و مقّيد بودن به حفظ حريم حجاب و عفاف ، تباهى و فساد را از بين مى برد. وآمارهاى قطعى نشان مى دهد كه فساد در كشورهاى بى حجاب اسلامى به مراتب بيشتر است ، از فساد در كشورهايى كه در آن رعايت حجاب مى شود، اينها شواهد عينىِ خلل ناپذيرى است كه بيانگر فوايد حجاب ، و بازدارندگى آن از بسيارى از تباهيها است ، و به عكس بى حجابى و بى بندوبارى وسيله نزديك و عامل مؤ ثر براى افزايش فساد و گسترش ‍ دامنه انحرافها خواهد بود.
4- در پاسخ چهارم بايد گفت :
اولاً: پوشش براى زنان ، داراى فوايد و مصلحتهاى بسيار مهم براى آنها و جامعه است ، كه هرگز به خاطر بعضى از مصلحتهاى فرضى و جانبى نمى توان از آن دست كشيد.
ثانيا: در آن مواردى كه مصلحت مهمترى در ميان باشد، اسلام پوشش را در آنجا لازم نمى داند، بلكه گاهى عدم پوشش را واجب مى داند، به عنوان مثال : اگر مردى در حال غرق شدن يا سوختن است ، و در آنجا مردى كه او را نجات دهد نيست ، ولى زنان نامحرم در آنجا هستند، بر آنان واجب است گرچه موجب كنار رفتن پوششان گردد آن مرد را نجات دهند.
و به عنوان مثال : جوانى كه مى خواهد با دخترى ازدواج كند، با توجه به مصلحت آينده براى او نگاه به چهره دختر مورد نظر، نگاه به مواضع زينت او جايز است تا او را بشناسد.
حتّى در اين مورد پيامبر (ص ) امر كرده كه خواستگار، دختر مورد نظرش ‍ را بنگرد.
بنابر اين با رعايت پوشش اسلامى ، و دستورهاى اسلام ، هيچگونه مصلحتى از دست نمى رود.
5- فلسفه رعايت حجاب در حال نماز ممكن است از چند جهت زير باشد:
1- حجاب براى زنان بهترين حالت است ، نماز نيز بهترين عمل عبادى است و چه بهتر كه زن نماز خود را در بهترين حالت كه حالت پوشش است انجام دهد.
2- نماز در عين آنكه يك عبادت است ، يك فرهنگ است ، يك كلاس ‍ بزرگ و پربار است كه درسهاى مختلف مى آموزد، يكى از درسهاى آن اين است كه درس حجاب را به زنان مى آموزد، و آنها را عملاً به حجاب دعوت مى كند.
با توجّه به پنح بار نماز واجب در شبانه روز، زنان مسلمان پنج مرتبه با حجاب كامل اسلامى با خدا رابطه برقرار مى كنند، و همين تكرار عمل ، چگونگى حجاب را به آنها ياد مى دهد، و اين دستور مقدّس را براى آنها به صورت يك عادت خوب ، درمى آورد، و پيوند آنها را با حجاب محكم مى سازد، قعطا چنين تكرارى آن هم در نماز، تمرين عميق و خوبى براى رعايت حفظ پوشش خواهد بود.(75)
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:56  توسط مرتضی  | 

ارامش با حجاب 5


نيروى زن وقتى موقعيت خود را خواهد يافت و گرمى بخش و مكمّل فعاليتهاى ديگر اجتماعى مى شود كه حجاب بطور كامل رعايت گردد.
در غير اينصورت ، با آرايش و خود نمائى نه تنها نيرويش صرف تجمّل مى شود بلكه همچون آبى بر آتش از به جريان افتادن چرخ فعاليت ديگران نيز جلوگيرى خواهد كرد.
زيرا زن به آراستن خود مشغول مى گردد و نيم ديگر از اجتماع هم به او.(58)
بى حجابى يا بدحجابى باعث فشارهاى روانى 
بى ترديد اگر زنان متين و موقر باشند و با پوشش مناسب ظاهر شوند و تحريكى صورت نگيرد، همسران آنها و ديگر افراد جامعه از آرامش روانى برخوردار خواهند بود.
امّا اگر حضور زنان در جامعه بصورت تحريك آميز باشد، التهاب و اضطراب و هيجان روحى بيننده ، هر لحظه با ديدن صحنه اى تازه افزايش ‍ پيدا خواهد كرد و از آنجا كه ارضاى غريزه جنسى در تمامى موارد به دلخواه ممكن نيست ، باعث به هم خوردن تعادل روحى آنها مى شود، اين تاثيرات منفى روانى نه تنها بينندگان اين مناظر را تهديد مى كند، بلكه همسران اين زنان بى حجاب را نيز در معرض بيماريهاى روانى قرار مى دهد.
زيرا اين مردان دائما با نگاههاى هوس آلود ديگران به زن و دختران خود مواجه هستند كه مانند نيشى زهر آگين آنان را مورد آزار و اذيّت قرار مى دهند، و متاسفانه در بسيارى از موارد نمى توانند به آن اعتراض كنند!!
و در برخى از موارد مجبورند عليرغم فطرت انسانى و اعتقادات مذهبى خود و... يا سكوت كرده و بدينوسيله آن را تاءييد كنند و باخود نسبت به تهيه آن لباسها و كفشهاى مبتذل كه توجّه ديگران را جلب مى كند اقدام نمايند و با دست خود عامل بيمارى روانى خود را فراهم سازند!! حتّى مى توان گفت : زنان بى حجاب ديگرى كه قادر به تهيه آن نوع لباس و كفش ‍ نيستند نيز دچار فشارهاى روانى شده و تعادل روحى خود را از دست بدهند، بهم خوردن تعادل روحى در بينندگان اين مناظر و همسران بدبخت آنان يا زنان بى حجاب ديگر بيماريهاى جسمى و روانى را بوجود مى آورند كه از زبان متخصصان به آن اشاره مى نمائيم :
دكتر الكسيس كارل نويسنده معروف كتاب انسان موجود ناشناخته مى گويد: فكر و هيجان مى تواند سبب ضايعات عضوى واحشائى شود .... عدم تعادل دستگاههاى عصبى و نقص دستگاه هاضمه در اثر هيجان عامل بيمارى هاى معده و روده است .(59)
دكتر ديل كارنگى بنقل از دكتر ژوزف مى گويد: عصبانيت و هيجان عامل زخم معده است .(60)
قرآن مجيد: حجاب را عامل طهارت قلب و روح معرفى مى كند و خداوند متعال در قرآن چنين مى فرمايد:
هر گاه از زنان پيامبر متاعى را مى خواهيد پس آن را از پس پرده بخواهيد زيرا اين كار براى طهارت و پاكى قلوب شما و ايشان بهتر است .(61)
وَ اِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراَّءِ حِجابٍ ذلِكُمْ اَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ.(62)
بى حجابى يا بدحجابى يعنى كمبود شخصيت 
زنانى كه حجاب دارند از سلامت روانى برخوردارند و در خود كمبودى احساس نمى نمايند و تمايلى هم به جلب توجه ديگران ندارند، ولى زنانى كه بى حجابند داراى عُقْده حقارت هستند و با نمايش زيبائيها و زينت و نوع پوشش ، مى كوشند تا حس كمبود خود را بنحوى مرتفع نمايند.
روان شناسان در اين باره چنين مى گويند: زنان و مردانى كه در تعويض ‍ لباس و انتخاب رنگهاى متنوع مبالغه و وسواس دارند جز جبران يك نقيصه ذاتى كار ديگرى نمى كنند، زيرا افراط در لباس پوشيدن هم ، نظير افراط در حرف زدن است و نوعى مبالغه زياده روى است و زياده روى هم شكل منحرف و پى گم كرده از حس حقارت است .
زنى كه مورد توجه مردان نباشد مى كوشد تا با پوشيدن لباسها و زينتهاى مختلف جبران نازيبائيهاى خود را كرده و احيانا توجه ديگران را از نقائص ‍ صورى خويش منحرف سازد.(63)

آرى انتخاب لباس و نحوه پوشش و آرايش چهره مانند رنگ رخساره از سرّ ضمير خبر مى دهد، افرادى كه دچار كمبود شخصيت هستند مى كوشند با لباسى كه تن مى كنند براى خود نوعى تشخّص و تعيّن ايجاد كنند، بنابر اين مى توان حجاب را علامت سلامت روحى زن دانست ، و بى حجابى را نشان بيمارى روانى .
در روايت نيز به اين نكته اشاره گرديده است :
امام صادق (ع ) مى فرمايد: كَفى بِالْمَرءِ خِذْياً اَنْ يَلْبِسَ ثَوْباً يَشْهُرَهُ. در خذلان و پستى (عقده حقارت ) فرد همين بس كه لباسى مى پوشد تا بوسيله آن مشهور گردد. (توجّه ديگران را جلب كند).(64)
بى حجابى يا بدحجابى باعث از هم گسيختگى جامعه است 
يكى از عوامل مهّم فحشا و منكرات ، و جرايم ويرانگر و گيج كننده در جهان غرب كه ناله همه را بلندكرده است . برهنگى و بى حجابى است .
مطابق آمارهاى قطعى و مستند، روز به روز، بلكه ساعت به ساعت و لحظه به لحظه بر تعداد بهم پاشيدگى خانواده ها و طلاق ، و فرزندان نامشروع و انحرافات جنسى مى افزايد كه هر كدام از اينها عاملى براى جرايم و انحرافات گوناگون و بسيار ديگر خواهد شد، بطورى كه دانشمندان تربيتى براى اصلاح جامعه نااميد شده اند، زيرا يكى از علل مهم آن اين است كه بازار برهنگى و دورى از حريم حجاب و عفاف وآزادى در روابط، زنان را به صورت كالاى مشترك در آورده ، به طورى كه دو همسر تعلّق به خود ندارند، در نتيجه قداست پيمان زناشويى مفهومى ندارد، و به دنبال اين برنامه ، خانواده ها همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى مى شوند، و كودكان ، بى سرپرست مى مانند، و همين وضع اساس اعتياد، بزه كارى ، انحرافات شديد، و قتل و جنايت را پى ريزى مى نمايد، و جامعه را به صورت فساد و لجام گسيخته درمى آورد، تا آنجا كه آمار طلاق در آمريكا به 50 در صد رسيده ، يعنى از هر دو نفر خانواده زندگى يك نفرشان به طلاق و بهم پاشيدگى كشيده شده است .
و از صفحات حوادث روزنامه ها كه بيانگر نمونه هايى از جنايات هولناك و تباهيهاى جامعه است ، به خوبى مى توان به پيامدهاى شوم بى حجابى يا بد حجابى پى برد.(65)
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:55  توسط مرتضی  | 

ارامش با حجاب 4

در سوئد 7 ميليونى سالانه 27000 كودك نامشروع به جامعه تحويل داده مى شود.(54)
ج : بيماريهاى روانى ناشى از طلاق : يا وقوع طلاق زنان مطلقه بيشترين زيان را متحمل مى گردند. به نوشته مجله نيوزويك : با وجودى كه پس از طلاق زن آمريكائى خويشتن را آزادتر از آزاد حس مى كند، ولى مُطَّلِقه هاى آمريكائى چه جوان چه ميان سال شادكام نيستند و اين ناشادى را مى توان از ميزان روز افزون مراجعات زنان به روانكاو و روانشناس يا از پناه بردن به الكل و يا افزايش سطح خودكشى در ميان آنان دريافت .
از هر چهار زن مُطّلقه يكى الكلى مى شود و ميزان خودكشى ميان آنها سه برابر زنان شوهردار است .(55)
اين نوشته ها بخوبى اثبات مى كند كه زنان با خودنمائى و بى حجابى بيشترين زيان را متوجه خويش ساخته و خود اولين قربانيان پديده شوم فساد مى باشند.(56)
حجاب همچون سدى آهنين 
زن و مرد مانند آتش و پنبه هستند و بايد تا آنجا كه ممكن است از هم دور نگه داشته شوند، مگر از طريق تشكيل خانواده كه روابط جنسى بايد به آن محدود گردد.
حضور زنان و مردان در جامعه بصورتى كه هيچگونه تحريك و شائبه جنسى با آن همراه نباشد آن جامعه را استوار و محكم نموده و زمينه پيشرفت تعالى آنرا فراهم خواهد كرد. استاد شهيد مطهرى در توضيح اين مطلب چنين مى فرمايد: آيا اگر پسر و دخترى در محيط جداگانه اى تحصيل كنند، و فرضا اگر در يك محيط درس مى خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هيچگونه آرايشى نداشته باشند بهتر درس مى خوانند و فكر مى كنند و به سخن استاد گوش مى كنند؟
يا وقتى كه كنار هر پسرى يك دختر آرايش كرده با دامن كوتاه تا يك وجب بالاى زانو نشسته باشد؟
آيا اگر مردى در خيابان و بازار و اداره و كارخانه و غيره با قيافه هاى محرّك و مهيّج زنان آرايش كرده دائما مواجه باشد بهتر سرگرم كار و فعاليت مى شود يا در محيطى كه با چنين مناظرى روبرو نشود؟(57)
بنابر اين حجاب مجوّز ورود زن به جامعه است نه مانع از آن ، براى روشن شدن نقش حجاب در استفاده شايسته از نيروى زنان به مثالهاى ذيل توجه فرمائيد.
مثال اول : همانطور كه براى بهره بردارى از نيروى گاز مى بايست آن را در محفظه اى مخصوص و غير قابل نفوذ قرار دهيم و يا لوله هاى آن را از نظر نشت مراقبت نمائيم ، هميشه در آسايش قرار داريم .
حال اگر در محفظه قرار نگيرد و مراقبتها انجام نشود، نه تنها از آن بهره بردارى نمى كنيم ، بلكه انفجار آن باعث تخريب خواهد شد.
بهره بردارى از نيروى زن نيز منوط به رعايت حفاظ محكم حجاب است در غير اين صورت با رواج فرهنگ مبتذل ، آرايش و خودنمائى ، نيمى از جامعه را به خود مشغول كرده كه چه بپوشند؟ چگونه بپوشند؟ و خود را چگونه بيارايند؟
و نيم ديگر جامعه را به آنان مشغول خواهد ساخت . آنوقت كار آموزش ‍ تحقيق و پژوهش جاى خود را به آرايش ، خودنمائى ، چشم چرانى و لذّت جوئى خواهد داد و سقوط و سوختن و از بين رفتن جامعه در آن صورت حتمى خواهد بود.
مثال دوّم : همانطورى كه سدّ، نيروى آب را مهار مى كند و آن را در معرض استفاده مطلوب قرار مى دهد. حجاب هم مثل سدّى آهنين ، است كه نيروى زنان را ذخيره كرده و از هرز رفتن آن در مسيرهاى نامطلوب جلوگيرى مى كند. و امكان استفاده مطلوب را از آن ميسّر خواهد ساخت .
مثال سوّم : همانطور كه آتش مى تواند آب را گرم كند و حتّى آن را بصورت غليان و حالت جوش درآورد البته در صورتى كه (بين آن دو حجابى وجود داشته باشد و در ظرفى جاى داده شود) و الاّ با ريختن آب بر روى آتش نه تنها حرارتى ايجاد نخواهد كرد بلكه خود نيز خاموش خواهد شد. و هر دو از بين خواهند رفت .
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:54  توسط مرتضی  | 

ارامش با حجاب 3

سيم خاردار 
شما چرا به دور خانه هايتان ديوار مى كشيد و بر روى ديوارها سيم خاردار نصب مى كنيد؟ اگر دربهاى خانه تان چوبى باشد، چرا آهنى مى كنيد و اگر ديوارها كوتاه باشد چرا بلند مى كنيد؟ آيا اينها همه براى راحتى يا ناراحتى شماست ؟
حجاب همچون ديوار خانه و همچون سيم خاردار است ، حال اگر ديوار خانه هايتان بلند بود و كوتاه كرديد، يا سيم خاردار داشت برداشتيد، يا درب بسته بود باز كرديد، اين موجب راحتى ، آرامش و آسايش يا موجب ناآرامى شما خواهد بود؟
اگر دربها، ديوارها و... براى راحتى خانه ها باشد، حجاب هم براى راحتى و آسودگى بانوان است ، پس اگر اسلام براى زن حجاب آورده ، براى راحتى است نه مشقت مشقت در بى حجابى و بدحجابى است .(50)
حجاب و سلامتى 
تا ميوه اى پوست بر تن دارد، مدتهاى زيادى دوام خواهد داشت . ولى وقتى پوست ميوه اى گرفته شد بيش از دقايقى دوام نخواهد داشت و حتى بى احترامى به مهمان است كه قبلاً ميوه اى مثلاً سيب را پوست بكنند بعد در مقابل مهمان بگذارند.
حجاب همانند پوست ميوه است كه حافظ تازگى و سلامت ميوه است و تا زمانى كه زنها اين حجاب و عفّت را دارند از طراوت و زيبايى و تازگى و سلامت بهره مندند، ولى برداشتن حجاب همان و از بين رفتن سلامت و زيبايى همان .(51)
حجاب عامل استحكام خانواده ها 
يكى از عوامل مهم استحكام خانواده ، رعايت حجاب است . اگر حجاب در جامعه اى كاملاً رعايت شود و روابط جنسى به محيط خانواده محدود گردد، گروه جوانان به ازدواج تمايل بيشترى پيدا مى كنند و خانواده هاى تشكيل شده نيز ثبات بيشترى خواهند گرفت ، بالنتيجه در اين ميان بيشترين نفع عايد زنان خواهد شد، زيرا از محبت و حمايت مالى مردان برخوردار خواهند بود.
در حالى كه اگر خودنمائى و آرايش و تحريك در يك اجتماع بشرى رواج پيدا كند و روابط جنسى در غير محيط خانواده مُيّسر گردد، هيچ وقت جوانان مشكلات ازدواج را نخواهند پذيرفت و به آن تن نخواهند داد. بلكه خانواده هاى تشكيل شده نيز دائماً در حال تزلزل مى گردند.
زيرا مردان با ديدن زنان بى حجاب تحريك شده و آسيب پذير مى شوند و در نتيجه كانون گرم خانوادگى بسردى مى گرايد و محبت در خانواده جاى خود را به تنّفر خواهد داد، چون همسر قانونى رقيب و مانع روابط جديد جنسى به حساب مى آيد.
بى ترديد نهاد خانواده تنها با پاسدارى از حجاب اسلامى درخشش و بالندگى لازم را پيدا خواهد كرد.
بله وقتى لامپ نورافشانى مى كند كه سيمهاى متصّل به آن سالم باشند و اگر اين سيمها لخت و يا زدگى داشته باشند، نه تنها نيروى برق را بخوبى منتقل نمى كنند بلكه با جريان آب يا با اتصال به يكديگر موجب حريق و آتش سوزى مى گردند.
زن و مرد همانند، جريان مثبت و منفى دست به دست هم داده و چراغ خانواده را روشن كرده اند، مى بايست حجاب اسلامى را ركن اساسى اين پيوند قرار دهند و الاّ اين چراغ بخاموشى مى گرايد و آتش هوس آن را خواهد سوزانيد.
جورج كامينكسى جامعه شناس معروف به اين مطلب تصريح كرده است و مى گويد: عامل اصلى اختلاف (زن و شوهرها در طلاق ) روابط نامشروع مى باشد.(52)
اينك به برخى از پيش آمدهاى نامطلوب طلاق اشاره مى كنيم .
الف : افزايش جرائم : با افزايش طلاق ، جرائم نيز افزايش خواهند يافت . زيرا با فروپاشى خانواده ، زنان و كودكان بى سرپرست داراى زمينه بيشترى براى اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الكلى ،بزهكارى و فساد اخلاقى مى باشند. بنابر گزارش هاى آمارى پژوهشگران : 90 در صد بزهكاران جوان 14 تا 25 ساله از ميان خانواده هاى از هم پاشيده برخاسته اند.(53)
ب : كودكان بى سرپرست : با رواج روابط نامشروع و افزايش طلاق ، كودكان نامشروع را از حمايت هيچيك از والدين برخوردار نمى سازد و مسئله جديدى است كه امروزه غرب را دچار مشكل نموده است .
بنابر آمار منتشره امروز در جهان 90 ميليون جوان زير 20 سال از خانواده ها طرد شده و بدون خانه و كاشانه حيران در خيابان ها زندگى مى كنند. متاسفانه آمار كودكان نامشروع در غرب دائما رو به افزايش و تزايد است .
در آمريكا از هر 4 نوزادى كه متولد مى شوند، يكى نامشروع است ، تنها در سال 1979 بيش از 597000 كودك نامشروع در آمريكا متولد شده است .
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:53  توسط مرتضی  | 

ارامش با حجاب 2

غنچه به باغ ايمن است تا بود اندر حجاب
آفت جان و دل است ، چهره عيان داشتن
آمار وحشتناك خودكشى ها در غرب نيز نشان دهنده ميزان اختلالات روانى موجود در غرب مى باشد.
بنابر نوشته ديل كارنگى روان شناس مشهور آمريكائى در آلمان سالانه ده هزار نفر خودكشى كرده اند.
البته اين رقم جدا از 13000 نفرى هستند كه نجات يافته اند.
در فرانسه نيز سالانه 35 هزار نفر دست به خودكشى مى زنند.(41)
طبق آمار يونسكو در هر دقيقه يك نفر در آمريكا در صدد خودكشى برمى آيد.(42)
بنابر اين به نمايش گذاشتن اندام يا زيورهاى خويش در زنان نه تنها علامت يك بيمارى روانى محسوب مى گردد بلكه بيمارى زا نيز بوده و امراض روانى ، در ديگران ايجاد خواهد نمود.(43)
اينها نشان دهنده گوشه اى از مسائل روانى فساد است . اى اهل عقل عبرت بگيريد.
آژيرهاى خطر 
بعضى از كوته فكران خيال مى كنند كه اگر فرهنگ برهنگى رواج پيدا كند كم كم بصورت عادى در مى آيد و ديگر افراد تحريك نمى شوند. از نظر جنسى شايد چنين باشد ولى عطش روحى با افزايش مناظر تحريك آميز نه تنها كاهش نمى يابد، بلكه بطور مدام افزايش خواهد يافت ، اگر چنين بود، در غرب آزادانه تجاوزات جنسى تحقق نمى يافت ، ولى بنابه نوشتهPlaintruth ح تجاوز به عنف از هر 34 دقيقه يك فقره ، به 14 دقيقه رسيد و طبق نوشته مجلّه آمريكائى نيوزويك هر سال دهها هزار كودك در اروپا مورد تجاوز جنسى و سوء استفادهاى ديگر قرار مى گيرند.(44)
تنها در تركيه كه 98 مردم آن مسلمان هستند، ولى فرهنگ غرب در آن گسترش پيدا كرده با آنكه طبق آمار شهربانى كل آن كشور 605 مركز فحشاء رسمى موجود بوده ، و 565 مركز غير قانونى فحشاء كشف و سيزده هزار و ششصد و هفتاد و يك زن بدكاره مورد تعقيب قرار گرفته ، 209 دختر مورد تجاوز جنسى قرار گرفتند.(45)
طبق آمارگيرى در انگلستان 41 زنان 16 تا سى ساله از اينكه احتمالاً مورد تجاوز قرار گيرند هميشه و بطور دائم بسيار نگران هستند، بيش از 11 زنان انگليس معتقدند كه بهر حال يكروزى از سال مورد تجاوز قرار خواهند گرفت ، 4 زنان از آژيرهاى هشدار دهنده ، تجاوز جنسى استفاده مى كنند و 7 زنان كلاسهاى دفاع از خود ديده اند.(46)
اين آمار بخوبى اثبات مى كند كه فرهنگ فساد و بى حجابى خود عامل تحريك و تجاوز به عنف است نه موجب عادى شدن آن .
بدحجابى و قتل 
مردى به مهمانى رفته بود، پس از صرف نهار، صاحب خانه براى كارى بيرون رفت ، مرد مهمان از اين فرصت استفاده كرده ، پس از انجام عمل منافى عفت با همسر ميزبان ، او را كشت .
بعد از دستگيرى از او سئوال شده بود كه چرا اين جنايت زشت و شنيع را انجام دادى ؟
او در پاسخ گفت :
من شب گذشته در مجلس عروسى بودم ، كه خانمى را با لباسهاى جلف و چهره اى زيبا و موهاى آنچنانى ديدم و دلباخته او شدم ، ديگر نتوانستم خود را كنترل كنم طرح دوستى ريختم و سر انجام چنين تصميم گرفتم .(47)
خانم عزيز، اين جنايت به خاطر خودنمايى و جِلْوه گرى و بى حجابى شما است كه به وجود آمده . پس وقتى اسلام آيين حجاب را متذكّر مى شود، آن را با كمال ميل قبول كن كه به سرنوشت داستان فوق دُچار نگرديد.
خُب ، اين سزاى زن بى حجاب در دنيا است و در آخرت هم به عذاب دردناك گرفتار مى گردد.
بدحجابى و كشتار 
جوانى را كه متهم بقتل بود دستگير كردند و از او سئوال كردند كه چرا چنين عمل شنيع را بوجود آوردى ؟
گفت : جوانى عذب بودم كه با هزار زحمت ديپلم را گرفتم و وارد دانشگاه شدم در آنجا چشمم به دختران بد حجاب زيادى بر مى خورد كه با آن زيبايى در حياط و كلاس دانشگاه قدم مى زدند با هم مى خنديدند و اصلا رعايت هيچ چيزيى را نداشتند.
من هم جوان و عذب كم كم با آنها طرح دوستى ريختم و با لطايف الحيلى يكى از آنها را فريب دادم كه مى خواهم با شما ازدواج كنم و بعد از مدتها كه با هم دوست بوديم ، يك روز او اظهار داشت كه من حامله هستم و بايد مرا بگيرى .
من كه وضعم مناسب نبود به او قول امروز و فردا مى دادم تا اينكه يك روز كارمان به مشاجره و آبروريزى كشيد با او گلاويز شده وقتى كه به خود آمدم متوجه شدم او را خفه كرده ام و او مُرده است .
تمثيلات حجاب 
غنچه تا غنچه است در حجاب است ، هيچ كس هوس چيدن آن را نمى كند. اما همينكه حجاب را كنار نهاد و باز شد، آنرا خواهند چيد. وقتى كه چيدند چند روزى هم ممكن است در جاى مناسب قرارش دهند. اما ديرى نمى پايد كه پژمرده و پرپر مى شود و آن را در سطل زباله مى ريزند.
خواهران باحجاب هم همچون غنچه اند، هيچ كس دست طمع و تصرف ، به سمت آنها دراز نمى كند.
اماّ همينكه اين حجاب را كنار گذارند مورد طمع ديگران واقع خواهند شد.(48)
رمز زيبايى 
تا زمانيكه سرشيشه عطر بسته است ، عطر داخل آن هم محفوظ خواهد بود،ولى به محض اينكه چند ساعتى سر شيشه عطر برداشته شود عطر داخل آن مى پَرد و تنها شيشه خالى بدون عطر مى ماند و كسى بدان ميلى ندارد.
حجاب همانند سرشيشه عطر است كه بوى خوش و زيبايى و حلاوت و طراوت زنها را حفظ مى كند و با برداشتن حجاب ، آن زيبايى و حلاوت از بين مى رود. رمز زيبايى زنهاى مسلمان هم همين حجاب است .(49)
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:52  توسط مرتضی  | 

ارامش با حجاب 1

حجاب و آرامش 
بنابر اين ، روشن است كسانيكه زنان را به بى حجابى دعوت مى كنند، در حقيقت آنان را به تبهكارى خوانده و آنان را به قربانگاه مى كشانند و مى خواهند شرافت و عفّت را از آنان سلب كنند، و به اسم شعارهاى پوچ و سخنان باطل ، عظمت و احترام را از آنها بگيرند.
خواننده محترم : اگر ميخواهيد به درستى سخن من پى ببريد، از بزرگسالان خود، از پدران و اجداد خود، كه گذشته را بخاطر دارند بپرسيد: آيا اين جنايات و حوادث ، دختر ربائى و تجاوز، در آن زمانها وجود داشته يا نه ؟
طبعا پاسخ اين سوال منفى خواهد بود.
اين جنايات و حوادث از كجا بوجود آمده است ؟ مى گويند: در اثر عوامل گوناگونى كه مهمترين آنها بى حجابى و بدحجابى و بى بند و بارى است به وجود آمده . آرى پاسخ صحيح همين است .
از ساكنان دهكده هاى كوچك كه تا بحال به اسلام و ايمان و حجاب اسلامى پاى بند هستند سوال كنيد، و اگر مى خواهيد تحقيق و بررسى كنيد: آيا دختر ربائى و تجاوز به بانوان چنانكه در شهرها اتفاق مى افتد در دهكده هاى شما نيز واقع مى شود؟
طبعا مى گويند: نه اتفاق نمى افتد، زيرا اجتماع ما پيوسته پاى بند به اسلام و دستورات حكيمانه آن مى باشد.(35)
بى حجابى يا بد حجابى يعنى بدبختى و نكبت و گرفتارى 
دشمنان اسلام پس از بررسيهاى طولانى ، راه و نقشه و روشهاى گوناگونى براى نابود كردن تدريجى اسلام و مسلمانان ترسيم نموده اند.
يكى از مهمترين راه هاى شيطانى كه بدين منظور بكار گرفته اند: دعوت به فساد و بى حجابى است ، كه زير پوشش شعارهاى جلوه دار، و ماسكهاى قلّابى و تبليغات باطل ، از آن ترويج مى كنند.
مثلا: بنام هنر از فساد تبليغ مى كنند، و به اسم پيشرفت ، مردم را به گناه مى كشانند، و بعنوان تمدّن و با اسم آزادى خواهى ، آنان را به هرزگى و بى بند وبارى و اعمال زشت دعوت مى نمايند.
متاءسفانه بسيارى از زنان و مردان مسلمان ، در برابر اين شعارهاى فريب خورده و بدنبال اين سخنان مسموم كه ذلّت و بدبختى براى آنان ببار مى آورد، راه افتاده اند.
و با لباس ارزنده اسلامى (يعنى حجاب ) مخالفت نموده و از آشيانه ايمان و شرف بيرون آمده ولباسهاى بيگانگان را كه از كشورهاى بى دين شرق و غرب وارد مى شود به تن كرده اند.
و حتى عده اى از مردم مسلمان هم با اين تبليغات سوء و زهر آلود گول خورده اند، تا حدّى كه زنان خويش را به بى حجابى وادار نموده اند كه طبعا اين عمل خطرات وحشتناكى همراه دارد.
زنى از شوهر خود كه او را وادار به روى باز در بيرون از خانه كرده بود شكايت مى كرد.
آرى اينها نمى فهمند آن كسانيكه در غرب يا شرق ، به اشاعه بى حجابى دامن ميزنند، خواهان فساد و تباهى در جامعه پاك مسلمانان هستند.
آنها مى خواهند كشورهاى جهان بويژه كشورهاى اسلامى عزيز را به بدبختى و گرفتارى و بى عفتى بكشانند آنها مى خواهند با دود تمدّن جديد، چشم ملّت هاى مسلمان را كور كنند، و آنها را به لجن بكشانند.
آرى همينطور مى شود كه هدف استعمار و دشمنان اسلام تحقق مى يابد.
و جامعه اسلامى در گودال پستى و انحطاط سقوط مى كند، و اجتماع پس از آنكه پاك بود بصورت اجتماعى فاسد و متلاشى در مى آيد و جناياتى از قبيل زنا، تجاوز، سقط جنين و كورتاژ رواج مى يابد.
بى حجابى يا بد حجابى باعث سقط جنين 
اسقاط جنين (كورتاژ) و قطعه قطعه كردن آن با آلات گوناگون يكى از مفاسد بى حجابى يا بدحجابى مى باشد. روشن است كه زن بى حجاب يا بدحجاب ، بسيارى از اوقات تحت فشار جوانان بى پروا قرار ميگيرد و طعمه دست آنها مى گردد و او را مورد تجاوز قرار داده و شرافت و احترام او را از بين مى برند. در نتيجه زن از راه نامشروع باردار مى شود و براى اينكه راز آن عمل زشت و پليدش فاش نشود ناچار مى گردد جنين را سقط كند. آمار كورتاژ، در كشورهاى غربى كه بى حجابى بسيار است هولناك است و روز به روز در افزايش است .
در گزارش ويژه اى آمده است :
در لندن آمار سقط جنين از سال 1969 تا سال 1970 از 50 هزار به 83 هزار رسيده .
و در سال 1971 آمار مزبور به 200 هزار مسطور گرديده
و اين نسبت در فرانسه افزايش يافته بطورى كه در هر 200 نوزاد 46 تا 143 آن سقط جنين بوده .
و در شوروى در هر سال شش ميليون سقط جنين دارد حالا كه بدتر است .(36)بى حجابى يا بدحجابى باعث (37)بيمارى هاى خطرناك
يكى از مفاسد بى حجابى ، فساد اخلاق جوانان و گرايش ايشان به انحراف جنسى مى باشد. زنى كه با بى حجابى و خود نمائى به بازار و خيابان مى آيد اگر جوانى كه در مرحله ديوانه كننده غريزه جنسى قرار دارد او را ببيند، آيا فكر كرده ايم به سر آن چه خواهد آمد؟
طبعا غريزه جنسى در او تحريك مى شود، و در صدد برميآيد كه به هر وسيله اى غريزه خود را اشباع كند. او اگر متدين و معتقد به اسلام نباشد به استمناء، لواط، زنا، تجاوز به ناموس ديگران پناه مى برد و اين جنايات ، گذشته از آنكه مخالف دين خدا و حكم خداست ، باعث بيماريهاى خطرناك و پيش آمده هاى ناگوار مى شود.
حتى در گزارشى آمده است كه در آمريكا تعداد بيمارستانهايى كه اختصاص به امراض جنسى دارد به 650 بيمارستان مى رسد
و شكّى نيست كه آن زن بى حجاب كه باعث انحراف جوانان مى شود، در جرم ، كيفر و عذاب آنها شريك است ، زيرا او بخاطر خودنمائى و هرزگى خود، غريزه جوانان را تحريك كرده است ، وآنان را روانه فساد كرده است .
اين در صورتى است كه جوان ، متدّين نباشد، ولى اگر متّدين و معتقد به اسلام باشد، غريزه جنسى را در درون خود فرو مى نشاند، و با تمايلات خود مبارزه مى كند. و به خدا پناه مى برد، و هرگونه رنجى را در اين زمينه متحّمل مى شود. (و اى بسا به ناراحتيهاى روانى مبتلا مى شود).
در اين صورت نيز زن بى حجاب مسئول است ، زيرا او باعث آزار اين جوان شده ، و گناه كيفر آن را بعهده گرفته است .(38)
بى حجابى يا بد حجابى عامل خودكشى ها 
در كشورهايى كه قانون حجاب رعايت نمى شود، افزايش روزافزون بيماريهاى روانى بخوبى مشهود است .
پرفسور سيمورهالك مدير قسمت روانى دانشگاه ويسكونيسن مى گويد: فقط در اين دانشگاه سالانه بيش از 800 دانشجو به كلينيك بيماريهاى روانى مراجعه مى كنند. نه تنها من و همكارانم بلكه اكثر روان شناسان دانشگاه هاى آمريكا از وضع روحى نسل جديد آمريكا دچار وحشت شده اند.(39)
توماس اكمبس مى گويد: لذت هاى جسمانى در اوّل كار به ما لبخند مى زند ولى عاقبت نيش زهر آلود خود را در روح ما فرو برده و هلاكمان مى كند.(40)
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:51  توسط مرتضی  | 

امام و حجاب

 
 

به نام پروردگار شهدا وصديقين وبا درود به روح پر فتوح بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره)  .

محيط خانواده همچون سرزمين حاصلخيزي است كه فرزندان همچون گلهاي شادابي در آن مي رويند.

به عقيده برخي از انديشه وران سعادت ويا شقاوت فرزند به نوع خانواده مربوط است.

ودر تحليل جايگاه خانواده مادر نقش اول را داراست . مادر از دوجهت حائز اهميت ويژه اي در تربيت فرزند است اول اينكه كودك مهمترين سالهاي تكوين شخصيت خود را در محيط انس و الفت با او مي گذراند واين سالها فرصت  كم نظيري براي اكتساب عادات وصفات وساير ويژگيهاي رفتاري از مادر است ، ثانيا مادران به لحاظ عواطف خالصانه خود پناهگاه مطمئني براي كودكان هستند وكودك هر زماني كه احساس نا امني مي كند ابتدا به مارد پناه مي برد وامنيت مورد نظر خود را در آغوش  وي جستجو مي كند. از اين رو در تكريم جايگاه مادري رسول اكرم (ص) فرمودند : «مادر خود را رعايت كن . سپس پدر خود را و پس از آن كساني را كه به تو نزديك ترند. »

و يا به تعبير ارزنده حضرت زهرا (س) كه فرمودند : «در خدمت مادر باش كه بهشت زير پاي ماردان است. »

وبه فرموده حضرت امام (ره ):«حقوق بسيار مادرها را نمي توان شمرد ونمي توان به حق ادا كرد.» در جائي ديگر در تجليل مقام شامخ مادر مي فرمايند :« يك شب مادر نسبت به فرزندش از سالها عمر پدر متعهد ارزنده تر است . تجسم عطوفت ورحمت ، در ديدگان نوراني مادر بارقه رحمت وعطوفت رب العالمين است . خداوند تبارك وتعالي قلب وجان مادران را بانور رحمت وربوبيت خود آميخته . آنگونه كه وصف آن را كس نتوان كرد وبه شناخت كسي جز مادران در نيايد واين رحمت لايزال است كه مادران را تحملي چون عرش ، در مقابل رنجها وزحمتها از نوزادي تا به آخر مرحمت فرموده واينكه در حديث آمده است «بهشت زير قدمها مادران است .» يك حقيقت است واينكه با اين تعبير لطيف آمده است براي بزرگي وعظمت آن است وهشياري به فرزندان است كه سعادت جنت را زير قدم آنان وخاك پاي مبارك آنان جستجو كنيد و رضا وخشنودي پروردگار سبحان را در رضا وخشنودي مادران دريابيد.»

اين سخنان گهر بار امام عزيزمان واين هه تكريم وبيان منزلت مادر در نزد پروردگار ، نشانه اهميت مسئوليت وجايگاه تربيتي مادر است . انقلاب اسلامي علاوه بر تحولات عظيمي كه در سطح ايران وجهان ايجاد كرد ، در نگرش به انسان ، زن وخانواده نيز موجد دگرگونيهاي نويني شد وبه ويژه تصوير نامطلوب ومعيوبي كه از زن در اذهان ايجاد شده بود را ترميم واصلاح كرد. در جايي دگر امام خميني(ره)  در تبيين نقش مادر به عنوان يك عامل تربيتي فرموده اند : «در دامن مادر بچه ها بهتر تربيت مي شوند تا در پيش استادان . علاقه اي كه بچه به مادر دارد به هيچكس ندارد وآن چيزي كه در بچگي از مادر   مي شنود . در قلبش نقش مي بندد وتا آخر همراهش است.

مادرها بايد توجه به اين معني كنند كه بچه ها را خوب تربيت كنند . پاك تربيت كنند . دامنهايشان يك مدرسه علمي وايماني باشد. واين يك مطلب بسيار بزرگي است كه از مادر ها ساخته است.

آنقدري كه بچه از مادر چيز مي شنود از پدر نمي شنود، آنقدري كه اخلاق مادر در بچه كوچك نورس تاثير دارد وبه او منتقل مي شود از ديگران عملي نيست .»

پس حال كه اخلاق ومنش مادري اينهمه در فرزند موثر است آيا مادران وزنان ما نبايد در تهذيب نفس وكسب مكارم اخلاق كوشا باشند؟

مگر نه آنكه يكي از آرمان هاي تربيتي هر مكتب ونظام تعليم وتربيت تحقق انسان كامل است ؟ انساني كامل با تمام ابعاد وجودي كه داراست ! يك سيستم تربيتي وقتي توانا وموفق است كه اين اعتقاد وباور فكري را به فعليت  در آورد.

مي دانيم كه رويكرد عوامل تربيتي به آدمي رويكردي كيفي است نه كمي ، يعني به سن بستگي ندارد بلكه همان طور كه اشاره شد خردسال بيشتر مستعد يادگيري عوامل تربيتي صحيح است ، ودر اين ميان نقش عامل تربيتي اصلي يعني مادر بسيار پر رنگ تر واثرگذار تر مي باشد.

آنچنانكه امام راحلمان در جايي ديگر به مساله تهذيب نفس اشاره فرموده اند كه:« شما خانمها ارزش داريد در پيشگاه خدا انشاء الله ، تهذيب كنيد بچه هاي خود تان را ، تربيت كنيد ، تربيت اسلامي . اگر خانمها بچه هاي مهذب بار بياورند ، بچه هاي اسلامي بار بياورند هم دينتان وهم دنيايتان محفوظ است

مادر بزرگترين مسئوليت وشريف ترين شغل را دارد . شريف ترين شغل در عالم بزرگ كردن يك بچه است ، وتحويل دادن يك انسان است به جامعه . در طول تاريخ از آدم تا خاتم ، انبياء آمده اند تا انسان در ست كنند . شما مي توانيد بچه هايي تربيت كنيد كه حفاظت از انبياء بكنند ، حفاظت از آمال انبياء    شما هم خود حافظ باشيد وهم نگهبان تربيت كنيد.

خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است واز خدمت همه كس بالاتر است واين امري است كه انبياء مي خواستند. »

با اين وصف زن ومادر امروز چگونه مي تواند در عمل فرزند مهذب بار بياورد ؟  چگونه باورها وارزشها و اعتقادات عميق مذهبي  را به كودك بياموزد ؟ چگونه وبا چه عملكردي فرزندي را تربيت كند كه حامي وحافظ سيره انبياء الهي باشد؟

رويكرد امام راحل (ره) در خصوص نقش مادر به مثابه يك نجات دهنده امت، اينچنين است  كه مي فرمايند: « مادر ها مبدا خيرات هستند واگر خداي نخواسته مادراني باشند كه بچه ها را بد تربيت كنند مبدا شرند. براي خانمها يك مطلب بالاتر است وآن مطلب تربيت اولاد است . يك انسان درست ، ممكن است يك عالم را تربيت كند ، ويك انسان غيرسالم وفاسد ، عالم را به فساد مي كشد. فساد وصلاح از دامنهاي شما واز تربيت هاي شما واز مدارسي كه شما در آن اشتغال داريد شروع مي شود. » 

حال با اين نقش عظيم واساسي تربيتي ، مادران ومعلمان در امر خطير تربيت انسان سالم چگونه عمل كنند؟ حال كه صلاح وفساد جامعه وابسته به اين ايفاي نقش  صحيح وكار ساز مي باشد، عملكرد ما مادران و مربيان چگونه باشد تا فرزندان اين مرز و بوم را به صلاح واقعي رهنمون سازيم ؟

امام فرزانه ما (ره )، در مقايسه جايگاه ومنزلت مادر با ديگر عوامل تربيتي نيز مي فرمايند :«شما خانمها شرف مادري داريد كه در اين شرف از مردها جلو هستيد ومسئوليت تربيت فرزند را در دامن خودتان داريد ، اول مدرسه اي كه بچه دارد دامن مادر است . مادر خوب ، بچه هاي خوب تربيت مي كند . »

با توجه به اين نكته مهم تربيتي كه كودكان در سنين خرد سالي تربيت را زود تر وبهتر پذيرا هستند ، آيا وقت آن نرسيده است كه با ديدي وسيع تر وهوشمندانه تر به بخش پيش دبستاني  ودبستاني نگاه  كنيم و براي اين مقطع سني كه پايه گذاري اخلاق ورفتار كودك در آن شكل مي گيرد ، از نيرويي   كار آمد وخبره مدد جوئيم ؟ پس بيائيم اين برهه حساس سني كودكانمان را ساده نپنداريم وراهكاري به كار بنديم كه تربيت كودك را از دامن شريف مادر مهذب ، با تربيت اصولي وكار شناسانه مدرسه تلفيق نمائيم . بانوان ايران ، خالصانه جانشان را وجوانانشان را وقف اسلام كردند واميد است كه متعهدانه رسالت عظيم خويش را به سر منزل مقصود رسانند.

                                                                                 ان شاء الله ومن الله توفيق .

منابع :

1- كتاب تبيان ، دفتر هشتم ، جايگاه زن در انديشه امام خميني(ره) 

2- تربيت اسلامي با تاكيد بر ديدگاههاي امام خميني(ره) ، نوشته دكتر محمد رضا شرفي  

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:50  توسط مرتضی  | 

حجاب

مقدمه 
خداوند متعال دين مقدس اسلام را براى سعادت و خوشبختى انسانها نازل فرموده و عفت و پاكدامنى را با آفرينش زن به هم آميخته و با آفرينش ‍ او صلاح و خير جامعه را در نظر گرفته و طبعاً براى او سهم به سزايى مقرّر فرموده بلكه گاهى به او نظر ويژه اى عنايت كرده و قوانين مخصوصى برايشان وضع نموده و يك سوره خاصى را به نام سوره نساء در قرآن كريم نازل فرموده است .
در سوره هاى ديگر قرآن ، نيز كراراً به مسائل حياتى بانوان پرداخته و به خاطر اختلاف ميان دو جنس زن و مرد از نظر روحى و جنسى ، قوانين ويژه اى بيان فرموده و مسئله حجاب و پوشش در رأ س و پيشاپيش آن قانون قرار گرفته شده تا عفت برونى زن با عفت درونى او هماهنگ گردد و بنيان خانواده مستحكم گرديده و زيبايى و دلارايى زن از آن همسرش باشد و ديگران از آن بهره نگيرند.
در قرآن مجيد بسيار به مسأ له پوشش و حجاب اشاره فرموده و اين همه سفارش و تأ كيد به خاطر اهميت داشتن حجاب و پوشش در زندگى زن است .
مطلب قابل توجه اين است كه اسلام دشمنان بسيارى دارد و به خاطر از بين بردن اين دين حاضر، دست به هر توطئه و كشتارى بزند تا اجتماع اسلام را از آن منحرف نمايد.
مردم مذهبى ما بايد آگاه باشند كه توطئه هاى استعمارگران و دشمنان اسلام هميشه به يك نحو نبوده و به خاطر تأ مين منافع خودشان گاهى به قتل و غارت و گاهى با اشغال نظامى و زمانى به تاراج اقتصادى دست مى زد، ولى امروز استعمار جديد و نو دين و عقايد و آداب و فرهنگ ملتها را مورد هدف قرار داده و در صدد تحقير و از هم پاشى آن بر آمده و به اين صورت فرهنگ مبتذل خودش را بر مردم تحميل نمايد، و در صورت موفقيت علاوه بر بردگى فرهنگى و سلطه سياسى و تاراج اقتصادى و عوارض نامطلوب اجتماعى و در يك كلام سلطه همه جانبه استعمار مردم را از خدا و دين و ولايت منحرف نمايد.
دشمنان اسلام به قانون حجاب ايراد گرفته اند و در پوشش طرفدارى از مقام زن ، حجاب را نوعى تحقير و پائين آوردن شخصيت زن قلمداد نموده اند و گفته اند كه زن در حجاب نوعى محدوديت است و نمى گذارد آنطور كه شايسته است به كمال و رشد و ترقى برسد.
اين ياوه سرائيها از اين افراد منحرف عجيب نيست ، زيرا كه اين به صلاح طرفداران آزادى زنان ، به عمق و حكمت قانون حجاب پى برده اند، ولى به علت داشتن سوء نيت خواسته اند كه با جلوه دادن نظريات پليدشان زنان را از داشتن حجاب بر كنار نمايند كه ما به فضل و عنايات خدا و امام زمان (ع ) آنها را در اين كتاب رسوا كرده ايم .
آنها مى كوشند در وسائل ارتباط جمعى مختلف ، از قبيل مجلات ، راديو و تلويزيون و ماهواره و غيره ... پوشش و حجاب زنان را زير سؤ ال قرار دهند و توجيح نمايند و آئين حجاب را زشت جلوه دهند و در نتيجه زنان را به فساد و تباهى بكشانند، ليكن در برابر اين نوع تبليغات زهرآگين بر زنان مسلمان واجب است كه به حجاب پايبند باشند، و اين دستور مقدس اسلام را قولاً و عملاً در همه جا تبليغ نمايند.
مردم مسلمان ايران هوشيار و بيدار باشند و عمق فاجعه را متوجّه گردند، زيرا استعمار از هر طريقى كه خواست به اين نظام مقدس اسلامى ضربه وارد كند همانطورى كه عرض كردم با جنگ و فشارهاى اقتصادى و... با شكست مواجه گرديد ولى امروز استراتژى استكبار جهانى با ترويج فرهنگ فساد و بدحجابى در بين زنان و دختران بدين وسيله مى خواهد جوانان ما را از معنويت و روح ايمان دور و زمينه گرايش به مظاهر مبتذل غرب را به ما تحميل نمايد تا به تدريج جامعه اسلامى را از درون بپوشاند.
اين كتاب كوشش مختصرى از منافع و خوبيهاى پوشش و حجاب و زيانهاى مفاسد بى حجابى و بدحجابى را به صورت داستان بيان مى كند تا رفع شبهات و روشنگرى بانوان تحصيل كرده گردد.
اين اوراق را به ساحت قدس عالم امكان امام زمان (عج ) هديه مى نمايم و ثواب آن را به روح شهدا و علماء دين و خدمتگزاران به دين و قرآن و مملكت و امام راحلمان (ره ) و برادر شهيدم شيخ احمد ميرخلف زاده نثار مى نمايم . و سلامتى امام زمان و ملّت ولايى و رهبر عزيز انقلاب اسلامى را از خداوند متعال خواستارم .
قم مقدسه : 14/12/78
حقير درگاه حق على ميرخلف زاده
حجاب فرمان خداست 
حجاب فرمان خداست و پروردگار متعال در قرآن كريم در مورد واجب بودن حجاب و حدود آن در پنچ آيه صريحا دستور فرموده ، ولى در مورد حفظ عفّت و پاسدارى از حريم آن در قرآن بيش از ده آيه وجود دارد. (كه در كتاب حجاب و عفاف بحث خواهد شد، انشاءاللّه .)
آياتى كه به طور صريح اصل حجاب را براى زنها واجب و لازم و ضرورى دانسته پنج آيه مى باشند كه عبارتند از آيه 30 سوره نور، و آيه 59 و 53 و 33 و 23 سوره احزاب كه به ترتيب به بررسى آنها مى پردازيم .
در آيه 30 سوره نور مى خوانيم :
اى پيامبر! به بانوان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه كردن به نامحرمان ) فرو بندند و عورتهاى خود را بپوشانند، و زينت هاى خود را جز آن مقدارى كه نمايان است ، آشكار نسازند و با روسرى و چادر، سر و گردن و سينه و اندام خود را بپوشانند و زينت و (برجستگيهاى اندام ) خود را هم از زير چادر ظاهر نكنند، مگر براى شوهرانشان و پدرانشان وپدرشوهرانشان و پسرانشان و پسران همسرانشان و برادرانشان و پسر برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنانِ هم مذهبشان و كنيزانشان و مردانيكه به هر دليل تمايلى به زن ندارند و كودكانى كه از امور جنسى بى اطلاعند (غير از مميّزين ). و پاهاى خود را به زمين نكوبند تا زينتهاى پنهانشان ظاهر شود و همگى به سوى خدا توبه كنيد اى مؤ منان ، باشد كه رستگار شويد.(1)
حجاب در كتاب آسمانى 
دومين آيه اى كه بر وجوب رعايت حجاب براى زنان در برابر نامحرمان ، دلالت صريح مى كند، آيه 59 سوره احزاب است كه مى خوانيم :
اى پيغمبر! به همسران و دخترانت و بانوان مومن بگو: با روپوشها و روسرى ها و چادرها و جلبابها خود را بپوشانند. زيرا اين كار (چادر پوشيدن ) موجب مى شود كه بهتر به عفت شناخته شوند، و مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگيرند. (و اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند، زيرا) خدا همواره آمرزنده ، و مهربان است .
اين آيه نيز به اصل وجوب حجاب براى بانوان ، تصريح نموده است و در پايان به يكى از فلسفه هاى حجاب كه عدم آزار از ناحيه مزاحمها است اشاره كرده است .
مى توان گفت : اين آيه در قرآن جامع ترين آيه در حفظ حجاب و حريم عفّت است ، به خصوص با توجه به آيه قبل از خود، و آيه بعد كه شديدترين هشدارها را به متجاوزين حريم عفّت داده است .
در اين آيه دو مطلب در مورد حجاب هست كه با بررسى آن دو حقيقت مطلب آشكار مى گردد، يكى آنكه منظور كلمه يُدنينَ چيست و دوم آنكه منظور از جلباب چه مى باشد؟ يُدْنِينَ در اصل از دُنُوّ به معنى نزديك كردن است ، منظور از آن در اين آيه اين است كه زنان بايد لباس ‍ حجاب مثلاً چادر را از خود دور نسازند، و صورت و بدن خود را به وسيله آن بپوشانند.
علاّمه شهيد مطهّرى در توضيح اين مطلب مى نويسد:
استفاده : زنان از روپوشهاى بزرگ كه بر سر افكنده اند، دو جور بوده است ، يك نوع صرفا جنبه تشريفاتى و اسمى داشته است ، همانگونه كه در عصر حاضر بعضى از بانوان چادرى را مى بينيم كه چادر داشتن آنها صرفا جنبه تشريفاتى دارد، با چادر هيچ جاى بدن خود را نمى پوشانند، بلكه آن را رها مى كنند، وضع چادر بر سر كردنشان نشان مى دهد كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان نامحرم نيستند، و از اينكه مورد بهره بردارى چشمها قرار بگيرند، امتناعى ندارند.
نوع ديگر بر عكس بوده و هست ، زن آن چنان با مراقبت لباسها و چادر خود را مى گيرد و آن را رها نمى كند كه نشان مى دهد كه اهل عفاف و حفاظ است ، و اين كار نيز خود به خود آژير دور باشى براى دزدان ناموس ايجاد مى كند و ناپاك دلان را مايوس مى سازد)
نتيجه اينكه جمله يُدنينَ بيانگر آن است كه ازپوشش بايد به صورت صحيح استفاده شود،وآن را جّدى گرفت ،نه صورى وتشريفاتى ، و گرنه چه بسا بعضى ازپوششها حتّى مثل چادر به خاطر رها نمودن آن ، همچون ويترينهاى مغازه ها، هيجان انگيزتر شده ، و نبودش بهتر از بودنش ‍ است .
جمله جلباب جامه گشادى است كه از روسرى بزرگتر و از عبا كوچكتر است . و يا پيراهن و يا جامه اى گشاد و بزرگى است كه از ملحفه ، (ملافه يا روپوش بزرگى همانند چادر است ) كه زنان به وسيله آن (بنا به تفسير الميزان ) صورت و گردن و جامه هاى خود را مى پوشانند ...
نتيجه اينكه آيه مذكور مى گويد: زنان بايد با پوششى گشاد و وسيع سر و سينه خود را (تا پا) به خوبى بپوشانند، به گونه اى كه موجب تهيج هوسبازان ، و به دنبال آن مورد مزاحمت آنها قرار نگيرند، بنابر اين زنان مسلمان ، براساس اين آيه ، نبايد با لباسهاى چسبان ، در برابر چشم مردم ظاهر شوند.(2)
اصلاً: فلفسه حجاب و پوشش ، بيشتر از اينرو است كه باعث تهيج مردان و جوانان و فساد و گسترش فحشا نگردد.
حجاب در قرآن 
سومين آيه اى كه حجاب را براى عموم بانوان واجب و ضرورى دانسته آيه پنجاه و سه سوره احزاب است كه فرموده : هر گاه از زنان (پيامبر) متاعى يا چيزى را از وسايل زندگى خواستيد از پس پرده و حجاب بخواهيد زيرا اين كار براى قلبهاى شما و ايشان پاك و پاكيزه و بهتر است .
اين آيه نيز اختصاص به زنان پيامبر دارد زيرا يكى از فوائد حجاب عدم ارتباط غير ضرورى زن و مرد را متذكر مى شود.
چهارمين و پنجمين آيه حجاب ، آيه 32 و 33 سوره احزاب است كه مى خوانيم :
اى همسران پيامبر شما مثل زنهاى معمولى نيستيد، تقوا پيشه كنيد، و به طور هوس انگيز حرف نزنيد تا بيمار دلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگوئيد و در خانه هاى خود بمانيد و مثل دوران جاهليت ميان مردم ظاهر نشويد.
دو آيه فوق گرچه خطاب به زنان پيامبر اكرم (ص ) است ، ولى بانوان ديگر نيز در حكم و معنا با آنها شريك هستند، و راز خطاب به آنها به خاطر الگو قرار دادن آنها است و بخاطر تاكيد بيشتر است . مثلاً بقول خودمان به در مى گويند كه ديوار بشنود، والا بانوان پيغمبر مبرّا هستند...
در آيه نخست به يكى از دستورهاى حفظ حريم عفّت دستور داده شده كه زنان با نازو كرشمه و صداى نرم و تهيج انگيز سخن نگويند، تا كسانيكه دلشان بيمار است به طمع هوسهاى جنسى بيفتند، بلكه به خوبى و شايستگى سخن بگويند.
در آيه دوم سخن از حجاب و پوشش به ميان آمده و بيانگر آن است كه برهنگى و رعايت نكردن حجاب از شئونات عصر جاهليّت بوده و شما باهتك حريم حجاب ، جاهليت ديگرى بوجود نياوريد.
واژه تبرج در گفتار اهل لغت به معنى (خود نمايى و جِلوه گرى است .
در لغتنامه مصباح المنير آمده : تبرج زن يعنى : زن زينتها و زيباييهاى خود را براى نامحرمان ظاهر سازد و در لغتنامه العين آمده : زنى كه زيباييهاى گردن و چهره اش را به نامحرمان نشان دهد تبرّج نموده است .
منظور اينكه اين آيه به بانوان تاكيد مى كند كه حريم حجاب و عفّت خود را حفظ و زيباييهاى اندامشان را ظاهر نسازند، و از خودنمايى و جلوه گرى به طور جدّى خود دارى نمايند و جاهليت ديگرى همچون جاهليت عصر پيامبر (ص ) را كه زنان در آن هنگام رعايت حجاب نمى كردند و با جلوه گرى در برابر ديدگان هوس آلود مردان ظاهر مى شدند به وجود نياورند.
بنابر اين در منطق قرآن ، بى بند و بارى زنان ، و بى حجابى و بدحجابى آنها، نه تنها تمدّن و نشانه ترقى و رشد نيست ، بلكه يك نوع واپس گرايى و جاهليت و پستى است و بايد به شدّت با آن مبارزه نمود.
نتيجه اينكه زن مسلمان و پيرو قرآن و شيعه و اهلبيتى و ولائى ، در گفتار و رفتار و لباس پوشيدن ، نبايد در نزد نامحرمان خود را برجسته نشان دهد و موجب جلب توجّه آنها به خود گردد، و اگر خود را برجسته و جالب نشان دهد، مثل زنان جاهليت رفتار كرده كه در كوچه و بازار به گونه اى راه مى رفتند كه نامحرمان را به سوى خود جلب كرده و به دنبال خود مى كشاندند.(3)
حجاب و عفت 
در قرآن ، غير از اين پنج آيه اى كه صراحتا بر وجوب حجاب داشت و ذكر شد، آيات متعدد ديگرى وجود دارد كه مفهوم آنها بر واجب و ضرورى و لازم بودن حجاب دلالت مى كند و در مورد آنانكه حريم حجاب و عفاف را رعايت نمى كنند و يا زمينه ساز براى تهيّج هوسهاى آلوده و هر گونه بى عفّتى هستند هشدار مى دهد و اخطار مى كند، و به طور كلى پيام دهنده آن است كه هر گونه بدحجابى كه موجب فساد و انحراف جنسى و آلودگى ، چشم چرانى و امور خلاف عفّت گردد، از نظر اسلام ممنوع است .
مثلاً خداوند متعال در سوره 31 سوره نور به پيامبر (ص ) فرمان مى دهد كه به زنان با ايمان بگو حجاب خود را رعايت كنند و مى فرمايد وَ لايَضْرِبْنَ بِاَرْ جُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ بايد بانوان ، طورى راه نروند تا زينت پنهانيشان آشكار شود.
منظور از اين آيه ، اين است كه نبايد بانوان در هنگام راه رفتن ، پاهاى خود را چنان بر زمين بكوبند كه صداى خلخالهايشان به گوش برسد و همچنين به گونه اى با (طق و طوق ) راه نروند كه زينت هاى مخفى آشكار گردد اين باريك بينى اسلام براى حفظ حريم عفاف جامعه است .
اين مطلب بيانگر آن است كه اسلام به قدرى در مورد حفظ حريم عفت ، پافشارى مى كند كه حتى اجازه چنين كارى را نمى دهد، بنابر اين به طريق اولى انجام هر گونه عواملى را كه آتش شهوت جوانان را شعله ور مى سازد اجازه نخواهد داد.
نتيجه اينكه : هر گونه نشر عكسها، رمانهاى عشقى و فيلمهاى تحريك آميز و نشان دادن صورت و دستهاى آرايش شده و بَزَكْ كرده و لاك ماليده ممنوع است ، و مردان و زنان بايد از هر گونه عواملى كه در آن (ريبه ) است يعنى ترس سوق دادن به سوى انحراف جنسى و تهيّج هوسهاى آلوده است پرهيز نمايند.
بنابر اين اگر چهره زنان هم در بعضى از موارد موجب بر انگيختن هوسهاى آلوده گردد، بايد از آشكار كردن آن پرهيز نمود.(4)
حجاب از نظر پيغمبر (ص)  
حضرت رسول خدا (ص ) در ضمن گفتارى فرمود: دو دسته اهل دوزخ هستند و حتى بوى بهشت (كه تا پانصد سال راه به مشام مى رسد) به مشام آنها نخواهد رسيد.
1-ستمگرانِ تازيانه به دست كه با تازيانه مردم را بى خودى مى زنند.
2-زنان بدحجاب و برهنه اى هستند كه با زرق و برق ، خود را به مردم نشان داده و هوسهاى آنها را به سوى خود جذب مى كنند، موهاى سرشان همچون كوهانهاى شتر سبكسر عربى است .(5)
و فرمود:زنى كه از خانه اش در حالى كه خود را آراسته و بزك كرده و عطر زده (بى آنكه پوشش اسلامى را رعايت كند) خارج گردد، و شوهرش ‍ به اين كار راضى باشد.
(گناه آن به قدرى بزرگ است كه ) براى هر گامى كه آن زن در بيرون خانه برمى دارد، خانه اى در دوزخ براى شوهرش ساخته مى شود.(6)

و نيز فرمودند:
زن بى حفاظ، آسيب پذير است ، هر گاه از خانه (بدون حجاب ) خارج شد، شيطان او را احاطه مى كند و در چشم انداز نفوذ شيطان قرار مى گيرد.(7)
و نيز فرمودند: با خواندن سوره نور(و توجّه و عمل به دستورهاى آن ) زنان خود را (از بى عفتى و دورى از حريم حجاب ) حفظ كنيد.(8)
و نيز فرمودند:زنى كه خود را براى ديگران خوشبو كند او خود در آتش ‍ است و ننگ محسوب مى گردد.(9)
و نيز فرمودند: وقتى زنى در جائى بنشست و از آنجا برخاست نبايد مردى در آن مكان بنشيند تا آنكه گرمى آن از بين برود و سرد شود.(10)
ونيز فرمودند: هركس بازنى كه محرم او نيست مصافحه كند غضب حق تعالى رابراى خود خريده است .(11)
و نيز فرمودند:هر كس بطور حرام با زنى مصافحه كند يعنى به او دست بدهد روز قيامت درغّل و زنجير بسته و سپس به آتش انداخته خواهد شد.(12)
و نيز فرمودند: براى زن سزاوار نيست كه هنگام بيرون رفتن از خانه اش ‍ لباسهايش را به خودش بچسباند كه برجستگى هاى اندامش از بيرون ظاهر گردد.(13)
پيامبر خدا (ص ) فرمودند:
يا فاطمه هر زنى كه خود را زينت كند و لباسهاى زيبايش را بپوشد و از خانه خارج شود كه مردم به او نگاه كنند، ملائكه آسمانها و زمينهاى هفتگانه او را لعنت مى كنند و پيوسته مورد غضب الهى است و اگر بميرد دستور داده مى شود او را بسوى آتش جهنم ببرند.(14)
و نيز فرمودند:
اى سلمان در آخر زمان مردها به مردها وزنها به زنها بسنده كنند، لواط رايج مى شود و هم جنس بازى فراوان گردد و آثار شوم آن مانند مرض ‍ ايدز دنيا را فرا مى گيرد و مردها شبيه به زنها و زنها شبيه به مردها مى شوند و زنان و دختران سوار زين (مانند دوچرخه و موتور) مى شوند، بر اينگونه زنان از امت من لعنت خدا باد.(15)
و نيز فرمودند:
در آخر زمان زنها پوشيده و برهنه هستند (لباسى مى پوشند كه در ايجاد فساد با برهنه بودن تفاوتى ندارند، يعنى برجستگى هاى اندامشان از زير لباس ظاهر است ). روسرى هايشان را مثل كوهان شتر درست مى كنند، لعنت كنيد ايشان را كه آنها ملعونند.(16)
حضرت رسول (ص ) خطاب به حولاء همسر عطاره ، مى فرمايند:
اى حولاء زينت خود را براى غير شوهرت آشكار نكن و براى زن جايز نيست مچ و پايش را براى مرد نامحرم آشكار سازد و اگر مرتكب چنين عملى شد.
اول اينكه : خداوند سبحان هميشه او را لعنت مى كند.
دوم اينكه : دچار خشم و غضب خداوند بزرگ مى شود.
سوم اينكه : فرشتگان الهى هم او را لعنت مى كنند.
چهارم : عذاب دردناكى براى او در روز قيامت آماده مى شود.
اى حولاء هر زنى كه به خداوند سبحان و روز قيامت ايمان دارد زينتش ‍ را براى غير شوهرش ظاهر نمى كند و همچنين موى سر و مچ خود را نمايان نمى سازد و هر زنى كه اين كار را براى غير شوهرش انجام دهد دين خود را فاسد كرده و خداوند را نسبت بخود خشمگين نموده است .(17)
حجاب از نظر على (ع ) 
حضرت اميرالمومنين على (ع ) در ضمن فرمايشاتشان به فرزندش (ع ) مى فرمايد: در مورد حجاب بانوان سختگير باش ، چرا كه رعايت حجاب به طور جدّى و محكم ، زنان را به سالمتر و پاكيزه ، حفظ خواهد كرد.(18)
و نيز فرمودند:
پوشيدن لباس ضخيم بر شما لازم است ، زيرا كسى كه لباسش نازك و بدن نما باشد، دينش نيز ضعيف و نازك است .(19)
و نيز فرمودند: شوهرى كه از همسرش اطاعت كند، خداوند او را از جانب صورت به طور واژه گونه وارد دوزخ گرداند.
شخصى پرسيد: اين اطاعت كه موجب چنين مجازاتى است كدام اطاعت است ؟
حضرت فرمودند: زن از او مى خواهد كه با لباس نازك (به مراكز پر جمعيت مانند) حمّامها و عروسيها و مجالس ترحيم برود، و شوهرش ، به او اجازه دهد و از سخن او اطاعت كند.(20)
(زيرا عدم كنترل اين قبيل مراكز عمومى با موازين شرعى و اخلاقى ، جايگاهى براى فساد خواهد شد)
و نيز فرمودند:
پيغمبر (ص ) نهى كرد، زنى را كه براى غير شوهرش آرايش نمايد و اگر چنين كند بر خداوند سزاوار است كه او را در آتش دوزخ بسوزاند.(21)
اميرمومنان على (ع ) در يكى از فرمايشاتشان به همين مطلب اشاره و نيز فرمودند:
در آخرالزمان كه بدترين زمانها است ، زنان بى حجاب و برهنه آشكار مى شوند كه با زينت و آرايش بيرون مى آيند، آنان از مرز دين خارج شده اند و در فتنه ها وارد گشته اند و به سوى شهوتها تمايل و شتاب دارند،
حرامها را حلال مى كنند و سرانجام در جهنم و دوزخ گرفتار آتش و عذاب ابدى خواهند شد.(22)
از اين فرمايشات هشدار دهنده شش مطلب مهم زير فهميده مى شود:
1- آن زمانى كه زنان رعايت حريم حجاب و عفاف نكنند، بدترين زمانها است .
2- زنانى كه با آرايش و نمايش از خانه بيرون مى آيند و سنگر عفّت را بشكنند، از دين خارج شده اند و در مقابل دين قرار گرفته اند.
3- اين گونه زنان در فتنه ها وارد شده اند و موجب فتنه ها و انحرافها و گناهان خواهند شد.
4- اين گونه زنان گرايش به هوسهاى شهوت انگيز دارند، شهوت پرستى بر آنها حاكم است نه عقل و منطق .
5- اين گونه زنان حرامهاى الهى را حلال كرده و با بى بند و بارى خود، حدود الهى و مرزهاى دينى را زير پا مى گذارند، و موجب افزايش فساد مى شوند.
6- سرانجام اين گونه بانوان ، عذاب ابدى در دوزخ خواهد بود.

آرى آنانكه حريم حجاب و عفّت اسلامى را رعايت نمى كنند، اين گونه موجب انحرافها و پليديها شده ، و موجب گسترش دامنه فساد مى گردند و سرانجام ، خود نيز در ميان دنياى جهنمى خود مى سوزند و زندگى پوچشان ، به عذاب ابدى الهى مى پيوندد.(23)
حجاب از نظر ائمه 
امام صادق (ع ) فرمود:
براى زن هنگام خروج از خانه شايسته نيست كه لباسش را خوشبو كند.(24)
امام موسى بن جعفر (ع ) بنقل از پيامبر (ص ) فرمودند: هر كسى به خدا و روز قيامت ايمان دارد، هرگز در جائى نمى ماند كه نفس زن نامحرمى را بشنود.(25)
امام باقر (ع ) فرمودند: جايز نيست زن خود را شبيه مرد نمايد. زيرا پيامبر مردانى را كه مشابه زنان مى شوند و همچنين زنانى كه خود را شبيه مردها قرار مى دهند لعنت كرده است .(26)
عذاب زنان 
آقا سيدالمظلومين اميرالمومنين حضرت على (ع ) فرمود:
يكروز من و سيّده زنان عالم حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) بر حبيب خدا حضرت پيغمبر اسلام (ص ) وارد شديم و آن بزرگوار را در حالى ديديم كه شديدا گريه مى كرد.
به آن حضرت عرض كردم : پدر و مادرم فدايت شوند، يارسول اللّه ، چه شده ؟! چه چيزى شما را به گريه درآورده ؟
آن حضرت فرمود: ياعلى شب معراج وقتيكه به آسمان رفتم ، زنان امتم را در عذاب شديد مشاهده كردم . بخاطر آن شدت عذابها گريان و نالان شده ام .
حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) فرمود: مگر چه ديديد كه اينقدر متأ ثر و گريان شده ايد؟!
حضرت رحمة للعالمين (ص ) فرمود:
1- زنى را ديدم كه بمويش آويزان كرده بودند، در حاليكه مغزش ‍ ميجوشيد.
2- زنى را مشاهده كردم كه به زبانش آويزانش كرده بودند، و از حميم جهنم در حلقش مى ريختند.
3- زنى را ديدم كه به دو پستانش آويزانش كرده بودند.
4 زنى را مشاهده كردم كه دست و پايش را بسته اند و مارها و عقربها را بر او مسلط كرده بودند.
5- زنى را ديدم كه گوشت بدنش را با قيچى مى چيدند و مجبورش ‍ مى كردند كه آن را بخورد، و آتش از زير آن زبانه مى كشيد.
6- زنى را مشاهده كردم كه به صورت كر و لال و كور است ، در حالى كه در تابوتى از آتش مى باشد و مغز سرش از دماغش خارج مى شود و بدن او به صورت جذام و برص است .
7- زنى را ديدم كه به دو پايش آويزان كرده اند، در حاليكه در تنورى از آتش بود.
8- زنى را مشاهده كردم كه گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسيله مقراضهايى از آتش جدا مى كردند.
9- زنى را ديدم كه صورت و دستهايش آتش گرفته ، در حالى كه روده هايش را مى خورد.
10- زنى را مشاهده كردم كه سرش مثل سر خوك ، و بدنش مثل بدن الاغ و به انواع عذابها شكنجه اش مى دادند.
11- زنى را ديدم كه به صورت سگ بود، و آتش از عقبش خارج مى شد و ملائكه با گرز آهنى از آتش ، بر سر و بدنش مى كوبند.

بى بى دو عالم فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) فرمودند: اى حبيب من و اى نور چشم من ، اى پدر بزرگوارم به من بفرمائيد كه اين زنان چه عملى داشته اند و به چه جهت به اين عذابها گرفتار شده اند و راه و روششان چه بوده كه پروردگار متعال آنها را به چنين شكنجه هايى مبتلا نموده ؟!
آقا رئيس اسلام حضرت محمد (ص ) فرمود:
1- آن زنى را كه به موهايش آويزان شده بود، آن زنى بود كه موهايش را از مردان نامحرم نمى پوشانيد.
2- آن زنى را كه به زبانش آويزان كرده بودند، آن زنيست كه شوهرش را با زبانش اذيت مى كرد.
3- آن زنى را كه به دو پستانش آويزان بود، آن زنى بود كه از همبستر شدن با شوهرش خوددارى مى نمود.
4- آن زنى را كه دست و پايش را بسته اند و مارها و عقربها را بر او مسلّط كرده بودند، آن زنى بود كه بدون اجازه شوهرش از خانه خارج مى شد.
5-آن زنى را كه از گوشت بدنش با قيچى مى چيدند و به او مى خورانيدند، زنى بود كه خودش را براى مردان نامحرم زينت مى كرد و بدنش را به آنها نشان مى داد.
6- آن زنى را كه كر و كور و لال بود، آن زنى بود كه از راه زنا بچّه دار مى شد و به گردن شوهرش مى انداخت .
7- آن زنى را كه به پاهايش آويزانش كرده بودند، زنى بود كه در حال نجاست وضو مى گرفت يعنى رعايت نجس و پاكى را نمى كرد، و در وقت جنابت و حيض غسل نمى نمود، و در نمازش سستى مى كرد.
8- آن زنى را كه از گوشت جلو و عقب بدنش با مقراض از آتش جدا مى كردند، زنى بود كه خود را از راه نامشروع به مردان عرضه مى داشت .
9- آن زنى كه صورت و دستهايش آتش گرفته و روده هايش را مى خورد، آن زنى بود كه قوّادى مى كرد، يعنى واسطه حرام بود.
10- آن زنى كه سرش مثل سر خوك و بدنش مثل بدن الاغ بود، آن زنى بود كه سخن چينى مى كرد و زياد دروغگو بود.
11- آن زنى كه به صورت سگ بود آن زنى بود كه آوازه خوان (و صدايش را براى نامحرم با ناز و كرشمه و مهيّج رها مى كرد) و حسود بود.(27)
مسيحى كه مسلمان شد 
يكى از علماء اسلام مى نويسد:
روزى يك زن مسيحى با شوهرش پيش من آمد و گفت : من از اسلام مسائلى را فهميده ام و از دستورات و قوانين آن كه مترقى است در شگفت و حيرتم و به آن علاقه مندم ، ولى بخاطر يكى از دستورات آن ، من هنوز به اسلام گرايش پيدا نكرده ام ، و درباره آن با شوهرم و عدّه اى از مسلمانان بحث و گفتگو نموده ام كه متاسفانه پاسخ قانع كننده اى نشنيده ام ، اگر شما بتوانيد مرا قانع كنيد من به دين اسلام مشرف شده و مسلمان خواهم شد.
من گفتم : آن دستور كدام است ؟!
زن مسيحى گفت : دستور حجاب است . چرا اسلام حجاب را براى زن لازم دانسته ؟ و چرا به او اجازه نمى دهد كه مثل مرد بدون حجاب از خانه بيرون بيايد؟ سپس بنا كرد به ايراد و انتقاد كردن ، كه حجاب مانع رشد و ترقى زنان ، و سبب عقب ماندگى در جامعه است .
من پس از شنيدن ايرادها و انتقادهاى آن زن ، چنين پاسخ دادم : آيا شما تا بحال به بازار جواهر فروشى رفته ايد؟
گفت : آرى ، گفتم : چرا جواهر فروشان ، طلا و سائر جواهرات گرانبهاى خود را در ويترين شيشه اى قرار داده و درب آنرا قفل ميكنند؟
گفت : بخاطر اينكه دست دزدان و خيانتكاران و سارقان به آنها نرسد.
در اينجا آن عالم دينى رو كرد به زن مسيحى و اظهار داشت فلسفه حجاب نزد ما مسلمانها همين است كه : زن گُلى خوشبو است ... زن گوهر و ياقوت گرانبهاست و چون جنس لطيف زن هم مانند طلا و جواهرات است ، و بايد از دست خيانتكاران و دزدان عِفت و ناموس محافظت كرد، و از چشم تبهكاران و اهل فساد حفظ نمود، زيرا زن همانند مرواريد است كه در صندوقچه صدف بايد پنهان گردد تا طعمه آنان نشود و تنها ساتر و نگهدارنده زن حجاب است و حجاب براى زنان مانند محفظه اى بر جواهرات است و اگر زنان نيز در پوشش نباشند. هميشه در معرض خطرات و تجاوزات قرار مى گيرند و به خاطر نشان دادن زيبائى ها پيوسته مورد آزار و تعدى مفسدين مى شوند.
آرى دخترم ... دستور حجاب در اسلام باين جهت است كه زن از دست خيانتكاران در امان باشد. زيرا بدنش پوشيده و زينتهايش مستور است و مردم از او چيزى نمى بينند و در او طمع نمى كنند و از او دورى مى جويند و نظرشان را جلب نمى كند، بلكه از او حساب مى برند و حيا مى كنند، همه اينها به خاطر حجاب است . و شما مطمئن باش كه اگر زن در پوشش ‍ حجاب نباشد، پيوسته در معرض آزار مفسدين است ، بنا بر اين حجاب شرافت و بزرگوارى توست ، آرى دخترم اين گوشه اى از فلفسه حجاب بوده كه تذكر دادم .
پس از شنيدن اين مطلب ، آن خانم مسيحى فكرى كرد... و سپس با چهره اى درخشان گفت : من تا بحال اين گونه نشنيده بودم ... شما بسيار جالب بيان كردى ، و اكنون اسلام را ميپذيرم .
دوشيزه مسيحى در همان جلسه ، شهادتين را بر زبان جارى كرد، و اسلام را پذيرفت .
خواننده محترم : از اين گفتگوى مذهبى آشكار شد كه اسلام مى خواهد شخصيت و پاكى زن را حفظ نمايد، و به دنبال آن از اجتماع حمايت كند، از اين رو حجاب را به عنوان شرط اساسى براى هدف مزبور لازم دانسته است . همچنين از اين گفتگو روشن مى شود كه اغلب بانوانيكه بى حجاب هستند از فلفسه حكيمانه حجاب اطلاع ندارند و به آثار پرسودش توجه ندارند و از مفاسد بى حجابى غافلند، تنها بوسيله حجاب ، عفت و شخصيت زن حفاظت مى شود، و از خطرات ناشى از بى حجابى در امان ميمانند.(28)
حجاب حضرت زهرا (عليهاالسلام ) 
امام باقر (ع ) فرمود:
روزى پيغمبر اسلام (ص ) همراه جابر به طرف خانه حضرت زهرا (عليهاالسلام ) حركت كردند، وقتى كه كنار در رسيدند، پيغمبر (ص ) دستش ‍ را روى در گذاشت و با صداى بلند فرمود: سلام عليكم .
حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: و عليكم السّلام
حضرت رسول (ص ) فرمود: آيا اجازه هست وارد خانه بشويم ؟ حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: آرى اى رسول خدا.
حضرت رسول (ص ) فرمود: آيا اجازه هست همراه شخصى كه با من است وارد گردم ؟
حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: سر برهنه هستم .
حضرت پيغمبر (ص ) فرمود: با رو انداز، خود را بپوشان . حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) خود را پوشانيد. بار ديگر حضرت پيغمبر براى خود و جابر طلب اجازه كرد، حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) اجازه داد، آنگاه آن دو وارد خانه شدند.(29)
گرسنه شكم و شهوت 
حضرت حجة الاسلام والمسلمين مروج الاسلام والدّين حاج شيخ غلامرضا فيروزيان فرمودند:
تابستان سال 1323 در ونك مستوفى منبر ميرفتم . امام جماعت آنجا سيد بزرگوارى بود كه اَلا ن با گذشت ، 55 سال نامش را فراموش ‍ كرده ام .
بين گفتگوهايى كه با هم داشتيم تعريف كرد:
كه يك روز صداى در منزل بلند شد، وقتى آمدم در را باز كردم ، خانمى نيمه برهنه و بى حجاب و آرايش كرده و دست و سينه باز را مقابل خود ديدم ، خواستم درب را ببندم و به او بى اعتنايى كنم . فكر كردم همين كه در خانه يك روحانى با اين قيافه آمده شايد معايب بى حجابى را نميداند: و شايد بتوانم نصيحتش كنم .
سرم را پائين انداخته و گفتم بفرمائيد، داخل اطاق شده نشست ، و مسئله اى در مورد ارث از من سئوال كرد. من گفتم خانم منهم از شما مى خواهم مسئله اى بپرسم اگر جواب داديد منهم جواب مى دهيم گفت : شما از من ؟گفتم بله . گفت بفرمائيد؟
گفتم : شخصى در محلى مشغول غذا خوردنست غذا هم بسيار مطبوع و خوشبو است ، گرسنه اى از كنار او مى گذرد، پايش از حركت مى ايستد جلوى او مى نشيند شايد تعارفش كند، ولى او اعتنا نمى كند.
شخص گرسنه تقاضاى يك لقمه ميكند او ميگويد: غذا متعلق بمن است و نمى دهم هر چه التماس مى كند او به خوردن ادامه ميدهد، خانم اين چگونه آدميست ؟
گفت : آن شخص بيرحم از شمر بدتر است .
گفتم : گرسنه دو جور است ، يكى گرسنه شكم و يكى گرسنه شهوت .
جوان غربى و گرسنه شوت ، خانم نيمه برهنه و زيبائى را مى بيند كه همه نوع عطرها و آرايش هاى مطبوع دارد، هر چه با او راه ميرود شايد خانم توجهى به او بكند و مقدارى روى خوش به او نشان بدهد، جوان او اعتنا نمى كند.
جوان : اظهار علاقه ميكند، زن : محل نمى گذارد، جوان : خواهش ‍ مى كند، زن ميگويد: من نجيبم و حاضر نيستم با تو صحبت كنم .
جوان التماس ميكند، زن : توجه نمى كند. اين خانم چگونه آدمى است ؟
خانم فكرى كرد و از جا حركت كرد و از خانه بيرون رفت .
فردا درب منزل صدا كرد، رفتم در را باز كردم ، ديدم سرهنگى دم در ايستاده و اجازه ورود مى خواهد، وقتى وارد اطاق شد و نشست . گفت : من شوهر همان خانم ديروزى هستم ، وقتى كه با او ازدواج كردم چون خانواده اى مذهبى بوديم از او خواستم با حجاب باشد، گفت : بعد از ازدواج ، ولى آنچه به او گفتم و خواهش كردم تهديد كردم ، زير بار نرفت ولى ديروز آمد و از من چادر و پوشش اسلامى خواست ، نمى دانم شما ديروز به او چه گفتيد: ماجرا را به او گفتم : او با خود عبايى آورده بود. به من داد و تشكر كرد و رفت .
سئوال پيغمبر (ص )
حضرت على (ع ) مى فرمايد:
با جمعى از اصحاب در محضر رسول خدا (ع ) نشسته بوديم ، پيامبر(ص ) به ما رو كرد و فرمود:
به من خبر دهيد كه براى زن چه چيز خوب است و خير و سعادت او در چيست ؟
همه ما از پاسخ به اين سئوال ، در مانده شديم ، تا اينكه متفرّق گشتيم ، و به خانه آمدم و به حضرت زهرا (عليهاالسلام ) گفتم : پيامبر (ص ) چنين سؤ الى از ما نموده و ما از پاسخ به اين سئوال درمانديم .
حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: من پاسخ اين سئوال را مى دانم .
خَيْرٌ لِلنّساءِ اَنْ لا يَرينَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُنَّ الرِّجال
بهترين دستور براى زنان آن است كه نه آنها مردان نامحرم را بنگرند و نه مردان نامحرم آنها را ببينند.
به محضر مقدس رسول خدا (ص ) بازگشتم و عرض كردم : سئوالى كه فرموديد: كه چه چيز براى زنان بهتر است ، براى آن بهترين چيز آن است كه نه مردان نامحرم آنها را بنگرند و نه آنها مردان نامحرم را ببينند.
پيغمبر اسلام (ص ) فرمود: تو وقتى كه نزد من بودى ، پاسخ به اين سئوال را نتوانستى بدهى ، چه كسى اين پاسخ را به تو آموخت ؟
عرض كردم : حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) به من آموخت .
پيغمبر (ص ) خوشحال شد و فرمود اِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنّى فاطمه (عليهاالسلام ) پاره تن من است .(30)
دختر شجاع 
تركيه كشورى است كه بر اساس سيستم لائيك (منهاى مذهب ) اداره مى شود، از اين رو از مظاهر مذهب جلوگيرى مى نمايد.
يكى از دختران شجاع مسلمان (19 ساله ) به نام نور جان كوجامان دانشجو بود و در شهر آنكارا، با حجاب اسلامى به دانشگاه مى رفت و در آنجا از رئيس جهمور وقت تركيه كنهان اوژن به خاطر آنكه طرفدار حكومت لامذهبى است انتقاد مى كرد، او را دستگير كردند و به يك سال زندان محكوم نمودند.
او در دادگاه فرمايشى آنكارا پس از شنيدن محكوميّتش به يك سال زندان ، فرياد زد:
امام خمينى رهبر دنياى اسلام است و من از طرفداران او هستم ! اين دختر شيردل ، آن چنان در آن كشور ضدّ خدا، پايبند به احكام اسلام بود، كه حجاب خود را كاملاً رعايت مى كرد و با قرآن مأ نوس بود ودر هر فرصتى آيات قرآن را تلاوت مى نمود و با صراحت مى گفت :
من امام خمينى را به عنوان رهبر اسلامى مى شناسم و از او پيروى مى كنم .(31)
مفاسد بى حجابى يا بدحجابى 
روزى يك تيم ورزشى از يك شهرستان ، پهلوان كُشتى شهر ديگرى را براى مسابقه دعوت كرد. قهرمان مزبور به دعوت آنان پاسخ گفت ، و همراه همسر زيبا و بى حجابش راهى آن شهر شد، بازى كنان و كشتى گيران شهر، براى استقبال وى به فرودگاه آمدند و با گرمى به وى خيرمقدم گفتند، سپس ‍ آن پهلوان همسر خود را به رفقايش معرّفى كرد، و وى را براى دست دادن به آنان جلو انداخت و بازى كنان با گرمى و لبخند به همسر وى دست دادند.
يكى از آنها عاشق همسر پهلوان شد و بفكر افتاد با او ازدواج كند. براى رسيدن به هدف نقشه هايى پيش خود طرح ريزى كرد و سرانجام با همسر پهلوان بطور پنهان و دور از چشم شوهرش خلوت و ملاقات كرد و نقشه خود را باين وجه عملى ساخت .
از وى پرسيد: شوهر شما چقدر مهر بشما داده ، زن گفت : بيست هزار تومان . مثلاً، مرد گفت : ولى من حاضرم چند برابر اين مبلغ را بشما بدهم ، زيرا ارزش شما بيش از اين مقدار است . حقيقتا شوهر شما با اين مهر بشما ظلم و ستم نموده ، سپس پرسيد: بگو ببينم ، شوهر شما چه شغلى غير از ورزش دارد؟
زن گفت : كارمند يكى از وزارت خانه ها است . ناگهان مرد هوسران ، آه مزوّرانه اى از دل كشيد و گفت : اين نيز ظلم در حق شما است ، شما با اين زيبائى ، همسر يك كارمند هستى ؟ نه نه شما بيش از اين ارزش داريد. همسر شما بايد مانند من باشد، من مهندس و تحصيل كرده دانشگاه هستم ، و دكترا دارم و حاضرم با شما ازدواج كنم ، بشرط اينكه شوهرت تو را طلاق دهد.
سرانجام او را فريب داد، و با او قرار گذاشت كه پس از مراجعت ، از شوهرش طلاق بگيرد، و با وى ازدواج كند.
اين راز و نيازهاى عاشقانه و مخفيانه و پنهان از چشم پهلوان ميهمان صورت گرفت ، و او هيچگونه اطلاّعى از اين حوادث نداشت ، و نمى دانست چه ميگذرد.
بالاخره مدّت ملاقات بپايان رسيد و شوهر و همسرش به شهر خود بازگشتند از آن پس شوهر با اخلاق و رفتار سوء همسرش روبرو شد، و پس ‍ از آنكه در گذشته خندان بود، و با او انس مى گرفت و رنجهاى او را از يادش ‍ مى برد، اكنون رفتارش بر عكس شده است .
مرد از اين كجروى زن به ستوه آمد، وكاسه صبرش لب ريز شد، و از وى علّت تحوّل اخلاقى او را جويا شد؟ زن گفت : بخاطر آنكه تو مرا فريب داده اى ، تو به من ظلم كرده اى .. مرد با كمال تعجّب گفت : من ؟! چگونه من ترا فريب داده ام ؟! زن گفت : چون با مهر كمى با من ازدواج كرده اى و ارزش ‍ من بيشتر از اينها است ، تو شايسته ازدواج با من نبودى و كسى هست كه با مهر شايسته حاضر است با من ازدواج كند، و من مى خواهم الا ن از تو طلاق بگيرم .
شوهر بدبخت ، كه انتظار شنيدن اين سخن را از همسرش نداشت ، هوش از سرش پريد، و خود را در چنگال اين فاجعه بزرگ گرفتار ديد، فاجعه اى كه خودش بدست خودش روزى كه همسر بى حجابش را بهمراه خود به شهر ديگر برد بوجود آورد، اينك شوهر در صدد بر آمد كه او را از تصميمش منصرف كند، ولى سخنان او با شكست مواجه شد، و سرانجام از روى ناچارى او را طلاق داد، و زن طلاق نامه خود را گرفت و براى ازدواج با دوست خود راهى شهر ديگر شد.
خواننده محترم : در اين حادثه كه يكى از هزاران حادثه مربوط به خيانتهاى خانوادگى است دقت كنيد و بينديشيد و علتش را بررسى نمائيد تا براى شما روشن شود كه عامل آن فقط بى حجابى و خود نمايى است . چرا كه اگر آن زن حجاب داشت و زيبائيهايش پوشيده و پنهان بود، هرگز به اين دام نمى افتاد و شوهرش نيز دچار اين بدبختى كه بدست خود براى خود فراهم كرد نمى شد.
آرى اين است مفاسد بى حجابى و اين است سزاى كسى كه با قانون اسلام و حكم قرآن مخالفت مى كند.(32)
بى حجابى يا بدحجاب وباى اجتماع 
نظر اسلام به اجتماع ، نظرى جدا حكيمانه است .
اسلام ميخواهد جامعه اى پاك بسازد كه در آن اثرى از فساد وانحراف وجود نداشته باشد.
يكى از چيزهائى كه ضامن سلامت و پاكى اجتماع مى باشد حجاب است ، كه زن را از سقوط و از هم پاشيدگى نگاه ميدارد، و از زشتى و انحراف جلوگيرى مى كند، زيرا قانون اسلام است كه به جامعه ايمنى بخشيده و نگهبان آن است .
در حقيقت يكى از موارد اساسى براى پاكى اجتماع عمل به قانون حجاب است ، و اصولاً محال است جامعه اى از پاكى برخوردار باشد.
در حاليكه زنان آن بى بند و بار و بى حجاب باشند، زيرا بى حجابى وباى جامعه است و اگر اين بيمارى در جامعه راه يابد افراد، آن را به فساد و نابودى مى كشاندند.
ما به چشم خود ديده ايم جوامعى كه سرطان بى حجابى يا بدحجابى در آنها شيوع دارند، چگونه به فساد و انحراف كشيده شده اند. و جنايات و خيانتها از آن بپاخاسته .
اسلام بخاطر آنكه ريشه هاى فساد را قطع كند، از راههاى گوناگونى كه يكى از مهمترين آنها حجاب است وارد شده است .
اسلام با فساد و عوامل فساد كه از جمله آنها بى حجابى و خودنمايى است شديدا مبارزه كرده است .
بنابر اين بر ما واجب است كه با اين عوامل فساد به جنگ درآييم ، و اجازه ندهيم مفسدين جامعه را به لجن و تباهى بكشانند.(33)
مقايسه بين بى حجابى يا بدحجابى و حجاب اسلامى 
به دو نمونه از زنان اجتماع توجه فرمائيد ارزش آنان را بسنجيد و بگوئيد كداميك برترند.
آيا يك زن با حجاب ، كه در پوشش ايمان درآمده و لباس اسلام به تن كرده و خود را به روپوش كرامت و شرف آراسته و خشنودى خدا را جلب كرده و به درجات بهشت نائل گرديده و شخصيت واحترام و پاكدامنى را در خود افزايش داده كه وقتيكه انسان به او نگاه ميكند، چيزى جز حجاب و چادر نمى بيند، و اصلاً نمى داند كه آيا او جوان است يا پير؟ زشت است يا زيبا؟ از اين رو با ديده احترام به او نظر مى كند و در صدد آزارش برنمى آيد، چون مى داند او زنى است كه بدينش پاى بند است و نگهبان شرافت و متمسك به اسلام خويش مى باشد و از پستى اِباء دارد، و از بى حجابى و خود نمايى پاك است و از فساد و انحراف دورى مى گزيند. برتر است ...
يا يك زن بى حجاب يا بد حجاب كه لباس حيا را از تن بيرون آورده و روپوش ايمان را كنده (زيرا كه در حديث است حيا از ايمان است و كسيكه حيا ندارد ايمان ندارد) و فرمان قرآن را مخالفت كرده وبى بند و بارى و خودنمائى را مانند زنان جاهليت قديم پيش گرفته ، و به زنان يهودى و مسيحى شبيه شده و عظمت و شخصيت خود را از دست داده ، و بدنش را نمايان و صورت و دستها و سينه و زينتهاى بدنش را آشكار ساخته ، نظر بدكاران را به خود جلب كرده و چشم خيانتكاران را بر خود خيره نموده و بدنش را مانند كالائى در بازار در معرض نمايش گذاشته و در معرض ديد همگان قرار داده چه بسا او را مسخره و بيچاره كنند، و گاهى به او تجاوز نمايند و عفّت او را از بين ببرند و...
شرافت خود را از دست بدهد، و در كرامت خويش زيان ببيند، و در بدبختى و بيچارگى و بدحالى قرار گيرد.
زيرا همه اينها در اثر بى حجابى و بدحجابى بر او پيش مى آيد. اين دو زن را با هم مقايسه كنيد كدام يك از اينها بهتر است ؟ كداميك سنگين تر و محترم هستند، كدام يك از نظر مقام و مرتبه عالى ترند؟(34)

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:47  توسط مرتضی  | 

امام خمينى و رعايت حجاب در خانواده 
امام خمينى كه در عصر حاضر از هر نظر الگوى مى باشند در مورد رعايت حجاب در خانواده نيز بسيار دقيق و مراقب بودند دختر گرامى ايشان اين دقت و مراقب را چنين بيان كرده اند:
بهر حال همانطور كه گفتم ايشان (امام خمينى ) در مقابل بيرونى و نامحرم خيلى سختگيرند، اَلا ن پسرهاى من و احمد آقا 15 16 ساله اند و ما يكروز اگر منزل آقا براى ناهار دعوت شويم پسرها حق آمدن ندارند يا اگر هم بيايند ما خانه خانم (همسرحضرت امام ) مى نشينيم و سفره مى اندازيم و آنها منزل احمد آقا، آنهم براى اينكه پسرها و دخترهاى اهل فاميل و خانه با هم غذا نخورند، نه فقط سر سفره بلكه حتى سلام هم به هم نكنند چون واجب نيست .
من خودم پانزده ساله بودم كه آقاى اشراقى با خواهرم ازدواج كرد، و داماد ما شده بود.
يك روز ما دعوت داشتيم منزل ايشان همينجور كه من و آقا با هم وارد شديم ، ديدم آقاى اشراقى دارند به استقال مى آيند، در يك باغچه اى بود كه ما داشتيم جلو مى رفتيم ، من گفتم : سلام بكنم ؟ امام گفتند: واجب نيست ، منهم رويم نشد كه سلام نكنم ، زدم و از تو باغچه رد شدم كه با آقاى اشراقى روبرو نشوم .
چهل سال او را نديده
وقتى كه آقا مادرم را گرفتند، چهل سال بعد از زندگيشون اولين سلام رو به برادر شوهرشون كردند!
ماجرا هم اين بود كه :
وقتى آقا را به تركيه بردند، عمويم مى خواستند تركيه خدمت آقا بروند، آمدند از پشت در، گفتند: من مى خواهم با خود خانم صحبت كنم اگر بخواهند پيغامى بدون واسطه براى آقا داشته باشند.
مادرم ناچار شدند سلام كنند و بعد يادم هست آمدند و گفتند: ناراحتم ، چون كه اولين سلام را در نبودن آقا كرده ام ، آنهم با اين لفظ كه اگر (آقا) راضى نباشند چه ؟
من هم گفتم : نه ديگر حالا شما سنّى از تان گذشته و مجبور بوديد البته امام در مورد كار واجب و ضرورى حرفى ندارند اين را بدانيد!
برادر و خواهر عزيز:
اين شيوه يك زندگى سالم و اسلامى است كه در گفتار و عمل بزرگان دينى ترسيم گرديده است باشد كه آنرا الگو قرار داده و از مواهب و فوائد آن بهره ببريم .(122)
كيفيت پوشش اسلامى يا حد حجاب  
هر دخترى از ابتداى بلوغ هنگاميكه در معرض ديد نامحرم قرار گيرد لازم است تمام موها و بدنش را بپوشاند بجز دو مورد: يكى دستها تا مچ ، ديگرى صورت به اندازه ايكه در وضو شستن آن لازم است بشرط آنكه :
الف اين دو عضو داراى زينت نباشند. ب وكسى به آنها به قصد لذّت و هوس نگاه نكند. بنابر اين اگر كسى به قصد لذّت بردن به آنها نگاه كرد حرام است ، يا صورت و دستها داراى زينت و آرايش بود مى بايست صورت و دستها را هم بپوشاند.
براى روشن شدن بيشتر به سؤ ال و جوابهاى ذيل كه از امام (قدس اللّه ) مى باشد دقت فرمائيد:
1- حدود حجاب اسلامى براى بانوان چيست ؟ و آيا براى اين منظور لباس بلند آزاد و شلوار و روسرى كفايت مى كند؟ و اصولا چه كيفيتى در لباس و پوشش زن در برابر افراد نامحرم بايد رعايت شود؟
ج : واجب است تمام بدن زن بجز قرص صورت و دستها تا مچ از نامحرم پوشيده شود ولباس مذكور اگر مقدار واجب را بپوشاند مانعى ندارد ولى پوشيدن چادر بهتر است و از لباسهائى كه توجه نامحرم را جلب كند بايد اجتناب شود.
2- چنانچه زن با خود زينت داشته ، مانند حلقه ازدواج يا انگشترى در دست يا چهره آراسته كرده باشد آيا واجب است وجه (صورت ) و كفّين (دستها) را بپوشاند؟
ج : پوشاندن از نامحرم در فرض مذكور واجب است .
3- آيا سرمه كشيدن يا ابرو چيدن ، انگشتر عقيق ، ساعت ، عنيك طبى زيبا براى زنان زينت به حساب مى آيد كه پوشش آن لازم باشد؟
ج : هر چه در نظر عرف مردم زينت محسوب مى شود اظهار آن در برابر نامحرم جايز نيست .
4- حناى دست زن را اگر نامحرم ببيند چه صورت دارد؟
ج : بايد از نامحرم مستور كند (بپوشاند).
چند تذكّر:
1- اگر بچّه بحدى برسد كه مطالبى را كه بزرگها مى فهمند او نيز بفهمد (مميّز محسوب مى شود) و حجاب در مقابل او واجب است .
2- از صورت و دستها كه استثناء شده بايد مقدار كمترى عريان باشد تايقين كند كه به وظيفه اش عمل كرده است .
3- در لزوم پوشش ، بين نامحرم هيچ تفاوتى نيست . بنابر اين اقوام نامحرمان با ديگر نامحرمان هيچ تفاوتى ندارند.
س : آيا شوهر خواهر و برادر شوهر نيز همچون باقى نامحرمانند و حكم خودپوشى آنان نيز مانند ديگران است ؟
ج : شوهر خواهر و برادر شوهر با باقى نامحرمان در حكم تفاوتى ندارند و بايستى بهمان گونه كه زن از ديگر نامحرمان خود را حفظ مى كند از آنان نيز خود را حفظ كند (بپوشاند) .
حتّى در برابر آنان نمى تواند با پاى بدون جوراب عبور كند (اگر چه آنها انسانهاى متشرّعى باشند و نگاه هم نكنند. زيرا زن بايستى از ديد نامحرم بپرهيزد چه او نگاه كند يا نكند.
لباس زنان 
لباسى كه زن براى حجاب و پوشش خود انتخاب مى كند مى بايست شرائط ذيل را دارا باشد:
1- غصبى نباشد.
2- لباس شهرت نباشد. (لباسى كه بواسطه داشتن خصوصيتى جلب توجه و انگشت نما باشد لباس شهرت است )
3- مرد لباس مختص به زن و زن لباس مختص به مرد را نپوشد.
4- زن بايد از پوشيدن لباسهائى كه جلب توجه مى كند اجتناب نمايد.
5- لباس نبايد تنگ يا نازك باشد بگونه اى كه حجم يا برجستگيهاى بدن زن را نمايان سازد.
لباس نازك و تنگ :
يك روز اسماء دختر ديگر ابوبكر كه خواهر زن پيامبر بود با جامه بدن نما و نازكى به خانه پيامبر آمد پيامبر روى خود را از او برگرداند و فرمود:
اى اسماء زن وقتى بحد بلوغ رسيد نبايد چيزى از بدن و اندامش ديده شود.
كفشهاى صدادار:
قرآن مجيد در سوره نور (آيه 31) مى فرمايد:
و مبادا زنها پايشان را محكم بزمين بزنند تا زينتهاى مخفى آنان (خلخالهائى كه به پا مى كردند) آشكار شود و همگى بسوى خداتوبه كنيد باشد كه رستگار گرديد.
س : باتوجه به فرمايش حضرت امام كه فرموده اند (بايستى از لباسهائى كه جلب توجه مى كند اجتناب نمايند) آيا پوشيدن جوراب ضخيم بدون شلوار با اينكه حجم بدن از بيرون مشخص و در بعضى موارد مهيّج است و يا پوشيدن كفشهائى كه در هنگام راه رفتن صداى مهيج دارد جايز است ؟
ج : از پوشيدن هر گونه لباس مهيج بايد خوددارى كرد.
راستى : چگونه است كه برخى از زنان مسلمان حّد حجاب را رعايت نمى كنند؟ از كفشهاى صدادار يا لباسهاى نامناسب استفاده مى كنند؟ موهايشان را كاملا نمى پوشانند؟ متابعت شيطان تا به كجا؟ دورى از خدا تا كى ؟ ان ربك لبلمرصاد و همانا پروردگارت در كمين است .(123)
حجاب از ديدگاه احاديث 
خانه بهترين جايگاه زن :
حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمودند: نزديكترين حالت زن به پروردگارش وقتى است كه در خانه خودش باشد.(124)
پوشش كامل :
+قال رسول اللّه (ص ): اَيُّما امرَاءة نَزَعَت ثِيابَها فِى غِيرِ بَيتِها خَرَقَ اللّهُ عَنها سِترَه . اَيُّما اِمرَاءَةٍ وَضَعَت ثِيابَها فِى غَيرِ بَيتِ زَوجِها فَقَد هَتَكَت سَترِ ما بَينَها وَ بَينَ اللّهِ عَزوّجل .(125)

پيامبر فرمود: هر زنى لباسش را در غير خانه اش بيرون بياورد خداوند پرده او را خواهد دريد.
هر زنى كه لباسش را در خارج از خانه شوهر بيرون بياورد (پوشش او كامل نباشد) بدرستى كه حرمت بين خود و خدايش را هتك نموده است !
آرايش و استعمال عطر در خارج از خانه :
پيامبر (ص ) در ضمن حديثى نهى فرمودند: كه زن براى ديگران خود را بيارايد و فرمود: اگر براى غير شوهر، خود را آرايش نمود لازم است خداوند او را با آتش بسوزاند.
و فرمود: زنى كه خود را براى ديگران خوشبو كند او خود آتش است و ننگ محسوب مى گردد.
و فرمود: واى بر زنان از دو سرخى طلا و جامه زيبا (كه دو وسيله زينت هستند و موجب فتنه مى باشند).
امام صادق (ع ) از پيامبر (ص ) نقل كردند كه فرمود: هر زنى كه خود را خوشبو كند و از خانه خارج شود مورد لعنت قرار مى گيرد تا به خانه مراجعت كند.(126)
اختلاط زن و مرد 
پيامبر فرمود: سرانجام همنشينى و اختلاط با زنان زناء مى باشد و سرانجام زناء آتش جهنم است .(127)
وقتى زنى در جائى نشست و از آنجا برخاست نبايد مردى در آن مكان بنشيند تا آنكه گرمى آن از بين برود و سرد شود.(128)
روزى رسول خدا ديد كه مردان و زنان با هم از مسجد بيرون آمدند، به زنها خطاب كرد بهتر اينست شما صبر كنيد تا مردها بروند آنها از وسط و شماها از كنار.(129)
روزى رسول خدا بيكى از درها اشاره كرد و فرمود: چه خوب است اين در را به زنها اختصاص دهيم .(130)
مى بينيم پيامبر حتى از اختلاط زن و مرد براى رفت و آمد به مسجد و مجالس مذهبى ممانعت بعمل مى آورند.
دست دادن (مصافحه ) بانامحرم 
پيامبر فرمود: هر كس با زنى كه محرم او نيست مصافحه كند غضب حق تعالى را براى خود خريده است .(131)
پيامبر در ضمن حديثى فرمودند: هركس بطور حرام با زنى مصافحه كند يعنى به او دست بدهد روز قيامت در غُل زنجير بسته خواهد شد آنگاه به آتش انداخته خواهد شد.
خلوت بانامحرم 
امام موسى بن جعفر(ع ) بنقل از پيامبر (ص ) فرمودند: هركس به خدا و روز قيامت ايمان دارد هرگز در جائى كه نفس زن نامحرمى را مى شنود توقف نمى كند.(132)
پيامبر فرمودند: آگاه باشيد هرگز مرد و زنى با هم خلوت نمى كنند مگر آنكه سوّمى آنان شيطان است .(133)
شوخى با نامحرم 
پيامبر گرامى اسلام (ص )در ضمن حديثى فرمودند: هركس با زن نامحرمى شوخى كند بخاطر هر كلمه اى كه با او سخن گفته هزار سال زندانى مى گردد.
امام صادق (ع ) فرمودند: پيامبر و على (ع ) به زنان سلام مى كردند ولى على (ع ) به زنان جوان سلام نمى كرد و مى فرمود: مى ترسم از صدايش ‍ خوشم بيايد و فتنه اش از ثوابش بيشتر شود.(134)
پيامبر در ضمن حديثى نهى فرمودند: از آنكه زن بيشتر از پنج كلمه (غيرضرورى )، نزد نامحرم سخن بگويد.(135)
فقهاء نيز سخن گفتن بصورت مهيّج و تحريك آميز را حرام دانسته اند.(136)
تشبيه زن به مرد و بالعكس 
امام صادق (ع ) بنقل از على (ع ) فرمودند: به زنان نامحرم سلام نكنيد و آنانرا به غذا دعوت ننمائيد(137) (كنايه از آ غاز ارتباط بدين شكل مى باشد).
مشابهت بامردان : امام باقر(ع ) در ضمن حديثى فرمودند: جايز نيست كه زن خود را شبيه مرد نمايد زيرا پيامبر(ص ) مردانى را كه مشابه زنان مى شوند و همچنين زنانى كه خود را شبيه مردها قرار مى دهند لعنت كرده است .(138)
قال رسول اللّه (ص ): لعن اللّه المُتشَبِهينَ مِنَ الرِّجالِ بِالنّساءِ المُتشبهاتِ مِنَ النِساءِ بِالرِجال .
پيامبر(ص ) فرمود: خداوند مردانى را كه شبيه زن مى شوند و زنانى را كه خود را شبيه مرد قرار ميدهند لعنت كرده است (139).(140)
ترفندهاى استعمار 
دختران دبيرستانى قاهره رسما از پوشيدن شورت داغ و مينى ژوب ممنوع شدند، زيرا اين لباس ها باعث حواس پرتى دبيران خواهد شد...
خود دختران بجاى اينكه به مطالب دبير گوش كنند به لباس هاى يكديگر توجه دارند...

تعجب اين است كه زن براى بدست آوردن زيبائى ، موى سر و ناخن ، پاها را بدست مدسازان ميدهد: يك روز گيس دم اسبى مى سازند و روز ديگر موهايشان را آشفته مى كنند و روز سوم مد شينيون را مى پذيرند و...
يك روز لاك ناخن را صدفى مى كنند، روز ديگر سرخ و روز سوم قهوه اى روز چهارم نارنجى و... يك روز رنگ اطراف چشم را سفيد مى كند روز دوم آبى ، روز سوم طلائى ، نقره اى و... يك روز پاشنه هاى كفش را 8 سانتى متر بلند مى نمايند روز ديگر آن را كوتاه مى كنند، روز سوم پاشنه ها را صنارى مى نمايند و...
آرى زنى كه براى اين رنگارنگ شدن ، خود را براى زيبا شدن كه يك امر موهوم است دست اين و آن مى دهند آن هم براى چند لحظه و يا چند روز بر خوردار شدن از زيبائى ، حاضر نيست براى بدست آوردن سعادت و آرامش ، خود را در اختيار شوهر بگذارد و هواى دل او را داشته باشد تا با يكديگر زندگى آسوده اى داشته باشند!(141)
فروش زن 
جوان 24 ساله اى كه عاشق زن شوهر دارى شده بود زن را كه 9 ماهه آبستن بود دزديد و در خانه يكى از اقوام خود در نقده مخفى كرد، آنگاه براى شوهر زن پيام داد:
زن تو مرا دوست دارد واَلان هم پيش من است او را طلاق بده تا با او ازدواج كنم ...
محمد كه فرار زيبا با مردى غريبه را مايه ننگ خود مى دانست و ديگر حاضر نبود با او زندگى كند جواب داد:
حاضرم اين كار را بكنم ، بشرطى كه تو به من ده هزار تومان پول نقد بدهى و با هم قرار ملاقات گذاشتند و بالاخره زن به شش هزار تومان خريدارى شد و نقد دريافت گرديد و قرار شد كه وقتى زيبا بچه دار شد فرزندش را تحول پدرش بدهد.
اما هنگام وضع حمل عروس حامله در گذشت و داماد ناكام با چشمان اشكبار معشوقه اش را به گورستان برد و بخاك سپرد...
(142)
خُب اگر اين زنى كه شوهر دارد حجابش را رعايت مى كرد كدام مرد مى توانست او را ببيند و عاشق او بشود و اين جريان پيش آيد كه نه دنيا داشته باشد و نه آخرت ... عبرت بگيريد.
شوهر عاشق 
زنى كه داراى دو كودك بود مى گفت :
شوهرم عاشق دوستم شده است و دل از زندگى و خانه كنده و دوست يك دختر بيست ساله شده و مدتها است كه با اين زن رفت و آمد دارد و همين معاشرت سبب عشق شوهرش نسبت به او شد.
زن براى بر هم زدن اين عشق يك بار دست به خودكشى زد ولى نتيجه اى نگرفت ...
آرى زن بچه دار و شوهر كرده ، با دختر بيست ساله امروزى دوست مى گردد و پاى او را به خانه خود باز مى كند و شوهر دله او هم با او معاشرت مى نمايد.
سرانجام دوستى هاى عصر اتم را ملاحظه نمائيد!! پايان دوستى ها و ازدواج هائى كه بر اساس معنويت نيست !!(143)
اگر آن زن دوست بى حجاب خود را توى زندگى خودش نمى آورد، شوهر دله او عاشق روى زيباى او نمى گشت كه كار به خودكشى گردد.
حجاب گل باز نشده 
گل تا باز نشده است معطر است ، وقتى كه باز شد، عطر خود را از دست مى دهد. زن تا با حجاب است زيباست ، وقتى كه اين حجاب را كنار زد آن زيبايى و طراوت خود را از دست مى دهد.(144)
زنى شوهر را داغ كرد 
مشهد: آقاى محى الدين با سر و صورت زخمى و پنبه كارى شده در حاليكه دائما با وحشت اطراف خود را نگاه مى كرد مى گفت :
آقا آمده ام از دست زن عفريته ام شكايت كنم شما را بخدا مرا از دست او نجات دهيد...
چرا آقا؟ مگر همسرتان چه خطائى كرده ؟ خطا؟! اختيار داريد قربان مرحمت آقا... اسمش را نمى شود خطا گذاشت قضيه اين است كه زن بنده همينكه در و تخته اى به هم مى خورد مى افتد بجان من و تامى خورم كتكم مى زند...
امروز هم ضمن يك كتك كارى مفصل ، دست و پاى مرا با طناب بست و بعد باسيخ كباب ده جاى بدنم را داغ كرد ... آخر من خجالت مى كشم آن جاها را نشان بدهم ...
عجب پس با اين حساب خانم شما...
نگوييد خانم ، قربان بفرمائيد هيولا... مى دانيد آقا من كارمند دولت هستم و ماهى دو هزار تومان حقوق دارم و با آن يك خانواده پنج نفرى را اداره مى كنم ... اما زن بنده درست يكهزار تومان از اين پول را هر ماه خرج آرايش و خريد لباس خودش مى كند حرف هم كه مى زنم جوابم را با كتك مى دهد تا اينكه امروز خواست برايش يك پالتو پوستى بخرم و چون گفتم چنين پولى ندارم دور از جان شما باسيخ كباب افتاد بجان بنده .(145)
قتل در خواب 
دختر و پسرى كه از برترى و زيبائى ، وجاهت ، جذابّيت بر خوردار است ، بايد بداند كه او بيشتر در معرض خطر است .
خيلى عشقها، محبتها، روابط، پايه و اساس ندارد مگر در پر تو بنياد الهى و انسانى تَشَكُل يابد.
اسلام براى جلوگيرى از روابط ناسالم و ناشايسته بياناتى را بيان داشته كه قابل توجه هست .
كسى كه زيباست بايد بداند هزاران دام و مكر برايش گسترده شده كه برخى از آنها بسيار موقّت و زودگذر است ، گاهى هم جنبه انحراف و بدبختى است ، برخى از آنها موجب پشيمانى و آبرو ريزى خواهد بود.(146)
اين داستان حقايقى را به ما مى آموزد:
من قصد كشتن دخترم را نداشتم ولى بخاطر رفتار ناپسند او كه باعث آبرو ريزى من شده بود ناچار به مشروب پناه بردم و در حاليكه از شدت مستى روى پاهايم بند نبودم به خانه وارد اطاق شدم . همسر، دختر و بچه هايم خوابيده بودند و ديگر چيزى نفهميدم ...
موقعيكه دخترم چهار ده ساله بود با اين جوان آشنا شد.
آنها مرتب با هم پنهانى ملاقات مى كردند وقتى از مزاحمت هاى او بستوه آمدم خانه ام را عوض كردم ولى او دست از مزاحمتهايش بر نداشت .
وقتى چنين ديدم تصميم گرفتم دخترم را به عقد او در آورم ، اما متوجه شدم كه داراى زن و فرزند است . به او گفتم دست از تعقيب دخترم بردار!
گفت : حاضرم بخاطر ازدواج بااو زنم را طلاق بدهم مشروط بر اينكه شهرزاد و پانصد تومان مهريه اش را بدهى ، چون آبروى خانوادگيم در خطر بود حاضر شدم ، بعد فهميدم كه او فقط مى خواهد با دخترم عشقبازى كند. دخترم هم اين مطلب را فهميده بود و قول داد كه او را فراموش كند و بدرس ‍ خود ادامه دهد، اما باز هم وسائل درس را كنار گذاشت و با جوان رابطه پيدا كرد.
ديگر دوستان و آشنايانم سرزنشم مى كردند و هر كجا مى رفتم انگشت نما بودم ...
و سرانجام با كارد سلاخى دخترش را در خواب بقتل رسانيد.
(147)
اين مرد اگر از اول ، آئين اسلام و حجاب را در خانواده جا مى انداخت دخترش روى خود را به جوانان دله نشان نمى داد كه به اينجا كشيده شود.
چينيها 
در چين مردم فاقد سه چيزند و اين فقدان نيز خود براى مردم چنين سعادت بزرگى است :
اوّل : كاباره و تفريحات زيانبخش .
دوّم : لوازم آرايش بطرزى كه امروز در غالب كشورها رواج دارد.
سوّم : لباس به سبك غربى .

در چين از مينى و ماكسى و شرت داغ خبرى نيست . مردم خيلى ساده لباس مى پوشند... و همينگونه مسائل ، رمز ترقى و تكامل چين است و هرگاه مسلمانان اين گونه مسائل را با سرمايه ى معنوى اسلام در آميزند بطور حتم آقائى و رهبرى جهان را اشغال خواهند كرد و روزى خواهد رسيد كه بار ديگر بر دنيا حكومت خواهند كرد و آن روز در اثر پشتكار و جديت دير نخواهد بود...(148)
لباسهاى جلف 
دوشيزگان و بانوان فكر ميكنند با پوشيدن لباس جلف و زننده ، بر دوستانشان مى افزايند و شهرت بيشترى پيدا ميكنند و آسايش بهترى خواهند داشت ، در صورتيكه اينها غافلند كه با اين جلف بازى ها نه تنها به جوانان ولگرد و منحرف مى افزايند، بلكه همانطوريكه در آمارهاى ياد شده از آمريكا روشن شد خودشان بيشتر در معرض تجاوز و تهديد هستند.
داستانهاى تجاوز، اغفال ؛ خودكشى و فرار، بيشتر در ميان همين جلف پوشان است اين داستان حقايقى را به ما مى آموزد:
مشهد : پسر 15 ساله اى كه از خانه فرار كرده بود دستگير شد، وى در باره ى علت فرار خود گفت : مادرم هنگام رفتن به خيابان ، لباس هاى جلف مى پوشد و بهمين سبب همسالانم مرا متلك باران ميكنند. من چند روز قبل از مادرم خواستم بعد از اين لباس مناسب بپوشد، بجاى توجه بخواست من چند ناسزا نثارم كرد و شكايتم را پيش پدرم برد و پدرم هم مفصلا كتكم زد.
حال شما بگوئيد مى شود با اين پدر و مادر بى تربيت زندگى كرد؟ همه پدر و مادران از لباس پوشيدن پسران و دخترانشان در رنج و عذابند و من بدبخت از لباس پوشيدن مامانم ...
وقتى پدر و مادر پسر شاكى آمدند معلوم شد حق با اوست ، زيرا مادر كه در حدود چهل و پنج سال دارد لباسى مى پوشد كه براى دختران 17 18 ساله هم مناسب نيست ...
همين زنها و دوشيزگان جلف هستند كه در كوچه و خيابان مورد حمله متلك گويان قرار مى گيرند و روز بروز با روش خود بر خيل مزاحمين مى افزايند و پس از آن بر زندانيان ، تيمارستانيان و خودكشى كنندگان .(149)
مثل اين باشيد 
1 يكى از علماء بزرگ (مرحوم آية الله سيد باقر مجتهد سيستانى پدر آية الله سيد على سيستانى ومرحوم سيد محمود مجتهد سيستانى ) در مشهد مقدس براى آنكه به محضر امام زمان عج اللّه شرفياب شود ختم زيارت عاشورا در چهل جمعه هر هفته در مسجدى از مساجد شهر آغاز مى كند ايشان فرمودند: در يكى از جمعه هاى آخرين ، ناگهان شعاع نورى را مشاهده كردم كه از خانه ى نزديك آن مسجدى كه من در آن مشغول به زيارت عاشورا بودم مى تابيد، حال عجيبى به من دست داد، از جاى برخاستم و بدنبال آن نور بدر به آن خانه رفتم ، خانه كوچك و فقيرانه اى بود، از درون خانه نور عجيبى مى تابيد.
در زدم وقتى در را باز كردند، مشاهده كردم حضرت ولى عصر امام زمان عج اللّه در يكى از اتاقهاى آن خانه تشريف داشتند و در آن اتاق جنازه اى را مشاهده كردم كه پارچه اى سفيد بروى آن كشيده بودند، وقتى من وارد شدم و اشك ريزان سلام كردم ، حضرت بمن فرمودند: چرا اينگونه دنبال من مى گردى و رنجها را متحمّل مى شوى ؟ مثل اين باشيد (اشاره به آن جنازه كردند) تا من دنبال شما بيايم !
بعد فرمودند: اين بانوئى است كه در دوره بى حجابى (رضا خان پهلوى ) هفت سال از خانه بيرون نيامده مبادا نامحرم او را ببيند!(150)
پند 
اى بانو و اى دختر مسلمان آيا حجاب تو و زندگى تو مورد رضاى امام زمانت هست ؟
آيا آنگونه زندگى مى كنى كه حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه بتو نظر مرحمت فرمايد؟
آيا تقوى و حياء و عفت و حجاب تو آنگونه است كه نامت در زمره ياوران حضرتش ثبت گردد؟
آيا آنگونه هستى كه در هنگام مرگ عزيزانت محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين به بالين تو آيند و سفارش تو را به فرشته مرگ نمايند و در لحظات سخت واپسين زندگيت آنگونه پاك هست كه اگر امام زمان خواست در شهرى چند لحظه اى ساكن شود خانه تو را براى زندگى انتخاب كند؟
آيا لباس و پوشش شما اسلامى است ؟(151)
نتيجه بدحجابى 
يكى از علماء مشهد مى فرمود:
روزى در محضر مرحوم حجة الاسلام و المسلين سيد يونس اردبيلى بوديم ، جوانى آمد و مسئله اى پرسيد و گفت : من مادرم را دو روز پيش دفن كردم و هنگامى كه وارد قبر شدم و جنازه مادر را گرفته خواستم صورت او را روى خاك بگذارم كيف كوچكى كه اسناد و مدارك و مقدارى پول و چك هائى در آن بوده از جيبم ميان قبر افتاده ، آيا اجازه مى دهيد نبش قبر كنيم تا مدارك را برداريم ؟ و تقاضا كرد كه نامه اى به مسئولين قبرستان بنويسند كه آنها اجازه نبش قبر بدهند.
ايشان فرمود: همان قسمت از قبر را كه مى دانيد مدارك در آنجاست بشكافيد و مدارك را برداريد و نامه اى براى او نوشت بعد از چند روز آن جوان را دوباره در منزل آقاى اردبيلى ديديم ، آقا از او پرسيدند: آيا شما كارتان را انجام داديد و به نتيجه رسيديد، او غمناك و مضطرب بود و جواب نداد بعد از آنكه دوباره اصرار كردند گفت :
وقتى من قبر را نبش كردم ديدم مار سياه باريكى دور گردن مادرم حلقه زده و دهانش را در دهان مادرم فرو برده و مرتب او را نيش ميزند!! چنان منظره وحشتناك بود كه من ترسيدم و دوباره قبر را پوشاندم !
از او پرسيدند: آيا كار زشتى از مادرت سر مى زد؟
گفت : من چيزى بخاطر ندارم ، ولى هميشه پدرم او را نفرين مى كرد زيرا او در ارتباط با نامحرم بى پروا بود و روگيرى و حجاب نداشت و با سرو روى باز با مرد نامحرم روبرو مى شد و بى پروا با او سخن مى گفت و در پوشش و حجاب رعايت قوانين اسلامى را نمى كرد با نامحرمان شوخى مى كرد و مى خنديد و از اينجهت هميشه مورد عقاب و سرزنش ‍ بود.(152)
حجاب و عفت در كربلا 
بعد از ظهر عاشورا وقتى خيمه هاى حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) را آتش زدند و به فرمان حضرت سجاد (ع ) همه فرار كردند.
دختركى از فرزندان امام حسين (ع ) مى گويد: من فرار مى كردم ، عربى ، مرا دنبال كرد و با نيزه به پشت من زد كه بزمين افتادم ، آنگاه چنان گوشواره مرا كشيده ، كه گوشم را دريد و من بيهوش شدم ، وقتى بهوش آمدم ديدم عمه ام زينب سر مرا بدامن گرفته نوازش مى كند.
اين دختر دلسوخته اى كه آشيانه اش ويران شده ، به آتش كشيده شده ، پدرش و برادرانش شهيد شدند، لب تشنه است ، سه روز است آب برويش ‍ بسته است ، وقتى به هوش آمد، نگفت : عمه تشنه ام ! نگفت : عمه گوشم مجروح است ! نگفت : عمه مرا تازيانه زدند! نگفت : پدرم كو! برادرم كو!...
فقط وقتى متوجه شد چادر بسر ندارد با گريه التماس كرد! عمه جان چادر ندارم !! آيا چادرى ندارى كه خود را با آن بپوشانم ؟
حضرت زينب گريه كرد و فرمود: دخترم چيزى براى ما باقى نگذاشته اند!(153)
پدر حجاب 
وقتى حضرت سكينه دختر امام حسين (ع ) روز يازدهم در گودال قتلگاه خود را روى بدن پدر انداخت و عده اى از اعراب با كعب نى و تازيانه او را از بدن بى سر پدر جدا كردند، نگفت : پدر مرا مى زنند! نگفت : پدر مرا به اسيرى مى برند! نگفت : پدر تشنه ام !
بلكه اشك مى ريخت و فرياد مى زد:
پدر برخيز ببين چادر از سرما كشيدند.
بابا سرهاى برهنه ما را بنگر.
بابا برخيزببين عمه ام زينب را مى زنند!(154)
چادر نيمه 
اين جمله معروف از حضرت زين العابدين (ع ) است : اى كاش مادر مرا نمى زائيد، وقتى بود كه چشمش به همسر جوانش افتاد كه فرزندش ‍ حضرت باقرالعلوم (ع ) را كه دو ساله بود در بغل داشت و چادر او آنقدر كوچك بود كه اگر مى خواست خود را بپوشاند، آفتاب صورت فرزند را مى سوزاند و اگر مى خواست فرزند را زير چادر برد،نمى توانست خود را كامل بپوشاند، اين بود كه حجت خدا و مظهر غيرت پروردگار آهى كشيد و فرمود: ايكاش مادر مرا نمى زائيد و اين روز را نمى ديدم . خواهرم بيا از كربلا آن دانشگاه بزرگ جهان ، درس حجاب و عفت و حيا بگير، بيا از كربلا فقط درس گريه نگيريم بلكه آنچه سيدالشهداء (ع ) در آن دانشگاه بزرگ ، تدريس ‍ فرموده نيز بياموزيم .(155)
شهيد راه ولايت و حجاب 
سرور بانوان دو جهان حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) براى حفظ حجاب و در راه دفاع از امام زمانش اميرالمؤ منين على (ع ) شهيد شد.
زيرا وقتى دشمن درب خانه حضرتش را به آتش كشيد، در را شكسته خواست وارد خانه شود، الگوى تقوى و حياء براى آنكه نامحرم او را نبيند، خود را پشت در پنهان نمود، آنگاه دشمن احساس كرد فاطمه (عليهاالسلام ) پشت در است در را چنان فشرد كه حضرتش محسن را كه شش ماهه بود سقط نمود و به همين حادثه و صدمات ديگر از دشمن ، مريض شد و به شهادت رسيد.
اى دختران جوان و اى بانوان شيعه بنگريد كه در چه شرايط حساس و سختى بفكر حيا و حجاب و چادر خود بودند و در هيچ لحظه حجاب خود را فراموش نكردند آيا نمى خواهيد از مدينه و كربلا درس حجاب واقعى بگيريد آيا نمى خواهيد با حيا و حجاب بيشتر و دقيقتر به حضرت سيدالشهداء(ع ) و خواهران و بانوان و عزيزانش عشق بورزيد آيا نمى خواهيد حسينى باشيد آيا نمى خواهيد زينبى باشيد!!؟؟(156)
الگوى تقوى 
در مجلس عبيداللّه ابن زياد ديدند حضرت زينب (عليهاالسلام ) آن الگوى تقوى و حيا پيوسته صورت مبارك خود را با آستينش مى پوشاند مبادا نامحرم صورت زينب را ببيند!(157)
ظاهر سازى 
گرچه اسلام به تميزى ، نظافت ، خوشبو بودن توجه زيادى كرده ، ولى اگر اين امور موجب تحريك ديگران گردد قطعا حرام است ، اصولا زن و مرد يك حالت جلوه گرى بقول قرآن تبرج نسبت به جنس مخالف دارند، ولى زن از اين نكته بيشتر مى تواند بهره جويد زيرا از زمينه هاى بيشترى برخوردار است .
اينكه خانمها وقتى مى خواهند خيابان بروند لحظاتى را مشغول صافكارى ، نقاشى ، بَتونه كارى و رنگ آميزى ، طراحى ، آرايش ، پالايش سر و صورت و اندام خود مى كنند، براى اين است كه در نظر ديگران جلوه كنند، بيچاره مردشان هميشه در انتظار وقتى هست كه همسرشان مى خواهد از منزل خارج شود عروسى برود، مجلس مهمى برود و... نگاهى به حلال خود بكند و لذت ببرد. خُب وقتى زن براى مردان نامحرم بزك كند مردان هم از زنان بزك كرده خيابان لذت مى برند.
خواهر! خيلى به جلوه گرى موقتى ، وعده هاى بى حساب ، موقعيت هاى دروغى ، علاقه نشان دادنِ مردان دلگرم نباش كه اگر كسى اين خصوصيات را واقعا مى داشت نياز نداشت همسر كنار خيابانى انتخاب كند و دنبال همسر پياده روى و سر كوچه بنشين و تو خيابان لوس بازى در آوردن نبود، مى رفت با پدر و مادر و بزرگان فاميلشان و يك مورد مناسب را پيدا مى كرد. خيلى باعزت و احترام فرد مورد نظرش را انتخاب مى كرد و آداب و رسوم معمولى و زمينه ازدواج آبرومندانه را فراهم مى كرد، چرا دنبال اين و آن ناشناخته آن هم مخفيانه برود.
برادر! خيلى به چهره سفيد، نورانى ، خوش آب و رنگ و... زنان توجه نكن (ممكن است اينها مصنوعى باشد و يا وسيله انحراف باشد) اگر نه دختر سالم ، متشخص و با وفا، در كوچه و خيابان دنبال شوهر نمى گردد، بلكه عفت خود را حفظ مى كند تا با احترام و عزت از او خواستگارى كنند و آغاز مستحكمى را داشته باشد و زمينه ساز آينده و آخرت خوبى باشد.
اگر پايه زندگى اساسى و حساب شده نباشد پايان رنج آورى خواهد داشت ، آخر همه زندگى كه مقام ، مدرك ، زيبائى ، اندام ، چشم ، ابرو، شهرت و... نيست ، بله اول زندگى يك مقدارى تاءثير دارد ولى بعدها مسائل ديگرى مانند: ايمان ، صداقت ، پاكى ، ادب عاطفه ، خانه دارى ، بچه دارى ، همسردارى ... و اساس زندگى را پايدار مى دارد.(158)
ملاك برترى 
نظر اسلام ملاك ارزش و برترى مسائل زودگذر و ظاهرى نيست ، اگر چه به اين امور هم بى توجه نيست ، بلكه نهادهاى پاينده و قابل افزايش مورد توجه است ، آن چيزها ارزش است كه زمينه ساز قوا و پايدارى خانواده و نيز سبب تقرب و نزديكى بخدا باشد .
زيبائى چهره ، چشم و ابرو، لب و دهان ، و بينى ، سفيدى يا سبزه بودن زن و مرد، خوش اندام بودن و...كه ظاهرا ديده مى شود در صورتى ارزنده است كه در درون فرد ايمان ، وقار، ادب ، صداقت ، پاكى و...قرار داشته باشد و گرنه خود اين مسائل زمينه ساز از هم گسستن خانواده ميگردد.
چه بسا افرادى بخاطر ظاهر جذاب ، پيوند زندگى خود را آغاز كرده اند ولى چون از نظر معنوى ضعف داشته اند به ورطه سقوط و پرتگاه بدبختى كشيده شده اند، آنانكه گمان مى كنند اين عوامل ظاهرى ارزشمند است و بايد فقط ملاك پيوندها اين باشد سخت در اشتياه هستند.
زيرا پيامبر گرامى (ص) فرمود: از سبزى كنار زباله ها و كثافات پرهيز كنيد. عرض كردند: يا رسول مقصود شما چيست (خضراء الدمن )؟
فرمود: زن زيبائى كه در خانواده پست و بى اخلاقى پرورش يافته باشد.
اگر دختر و پسرِ زيبا و خوش اندامى ، در يك خانواده غير متدّين رشد كنند احتمال زياد دارد كه از سلامت معنوى و عفّت واقعى برخوردار نباشند .
اصولا هر برترى اگر در كنارش ايمان ، عقل و جدان باشد، ارزش پيدا مى كند .اگر دختر يا پسرى زيبا باشند ولى عقل نداشته باشند، ايمان نداشته باشند نه اينكه سعادت بخش نيست بلكه مصيبت بار مى باشد، گاه دختر يا پسر خود مقيد هستند، ولى از نظر فكر و انديشه و اراده ضعيف هستند و به دام صيادان جامعه گرفتار مى شوند، اين است كه بايد انگيزه و ملاك ازدواج ايمان باشد، تجربه نشان داده كه اين امور بدون معنويت سعادتبخش ‍ نخواهد بود. ممكن است در ذهن اين سئوال پيش آيد كه پس چرا زيبا رويان زودتر سامان مى يابند؟
بايد گفت : بخاطر اينكه اين اشتباه جامعه است كه زيبائى بدون ايمان ، بدون تشخّص ، بدون ادب را بهتر ميداند از سيما و اندام متوسط، اما با ايمان و اراده قوى .
ما بايد خود ملاكهاى واقعى را ارج نهيم تا به مرور ضد ارزشها فراموش ‍ و ارزشها رشد يابد. از آن سوى به آنانكه از نظر خودشان احساس ضعف ظاهرى مى كنند توصيه مى كنيم كه به جاى جلوه گرى ، طنازى و...به افزايش ‍ جنبه هاى معنوى و انسانى خود بپردازند و از خدا و ائمه (عليهم السلام ) بخواهند يك مورد مناسب را براى آنها بوجود آودند.
در زمان نه چندان دورى موارد مناسبى را خدا تاءمين خواهد كرد، ولى كسى كه بخواهد با مثلا فلان كمبود ظاهرى هى گناه كند، ديگران را به گناه وادار نمايد، بداند هيچ جاذبيت معنوى نخواهد يافت و...
آرى در روايات به اين امر توصيه شده كه زنان شوهران برجسته و نيكو صورت و سيرت برگزينند و مردان هم زنان زيبا و جذاب انتخاب كنند، ولى اين بدان معنى نيست كه بايد تمام نظر زيبائى باشد بلكه بايد ميزان ايمان او بالاتر باشد، اگر زيبائى ، برترى مرد يا زنى مثلا 50 درجه باشد و پايه ايمانى او 80 درجه نباشد بايد بداند كه زندگى موفقيت آميزى نخواهد داشت ، زيبائى و برترى زياد منهاى ايمان خطر آفرين است .و اين يك امر طبيعى است هر چه بلندى و تنومندى درخت افزوده گردد بايد ريشه هايش قوى تر باشد. و گرنه درخت ثُبات ندارد. هر چه ميزان مصرف برق بيشتر باشد، بايد قدرت تحمل سميهاى داخلى يك ساختمان و كنترل و كابل ورودى به خانه قوى تر باشد و گرنه موجب آتش سوزى و نارسائى در سيستم برقى مى گردد.
هر چه ارتفاع ساختمان و امكانات آن و تاءسيسات آن بيشتر باشد، بايد پايه و اساس ساختمان قوى باشد هر برترى مادى و ظاهرى كه در انسان وجود دارد اگر در كنارش بلكه بيشتر از او ايمان ، ادب ، وجاهت نباشد همان برترى شكست آفرين خواهد بود.
البتّه اين انحصار به جوانب ظاهرى ندارد، حتى برترى غير مستقيم هم همين خطر را دارد. مثلا دختر يا پسرى كه داراى علم ، مدرك ، تخصص و... هستند، همين امكان خطر برايشان وجود دارد. اگر پدر و مادر پولدارى داشته باشند همين مشكل در سر راهشان خواهد بود.(159)
مسئله 
زن نبايد گفتارش بگونه اى باشد كه عشوه گرانه و محرّك باشد. زن نبايد طورى راه برود كه از صداى كفش و حالت راه رفتنش ديگران متوجه شوند.
زن نبايد براى غير همسر خود زينت (آرايش ) كند.
زن و مرد نامحرم يا محرمى كه ترس تحريك باشد) نبايد در يك مكان تنها باشند، هر زنى كه از روى هوى و هوس به مردان اجنبى و نامحرم نگاه كند خداوند اعمال نيك او را تا آن وقت كه انجام داده محو مى كند و اگر به بستر غير شوهر خود رود برخداوند متعال است كه او را با آتش بسوزاند، پس از آن عذابى كه در عالم قبر و برزخ بر او روا داشته است .
زن نبايد پوشش نازكى داشته باشد كه بدن نما باشد. پيامبر گرامى (ص) نهى فرمود: كه زن با مرد نامحرم پيش از حد ضرورت سخن بگويند.
پيامبر گرامى (ص) فرمود: بوى بهشت از فاصله 50 هزار سال قابل استفاده است ولى كسى كه به پدر و مادر خود بى احترامى كند و مردى كه نسبت به عفت خانواده اش بى توجه باشد بهره اى از بوى بهشت را نمى برد (يعنى اينقدر از بهشت دور است ).
سئوال كردند: چرا يا رسول الله ؟
فرمود: زيرا اجازه مى دهد ناموسش (زمينه هاى زنا را بوسيله جلوه گرى ، خودنمائى و...) در بين جامعه ظاهر گردد(160).(161)
ناپاكى ، شكست جامعه 
كشور اسپانيا در جنوب غربى اروپا قرار دارد و از كشورهاى حاصل خيز و خوش آب و هواى اروپاست ، اين كشور در سال 711 ميلادى زمان خلافت بنى اميه بدست مسلمانان فتح شد.
طارق بن زياد فرمانده يك لشكر 12 هزار نفرى از راه جبل الطارق (كه هم اكنون به نام او است ) درزمان كمى اسپانيا را فتح كرد و مسلمانان حدود هشتصد سال بر اين كشور حكومت كردند.
مسيحيان هر چه كردند در اين هشتصد سال نتوانستند اسپانيا را با وجود جنگهاى خونين پس بگيرند، تا بالاخره زمامداران مسيحى از راه فحشا مسلمانان را شكست داده و از اسپانيا راندند و قتل عام مسلمين صورت گرفت .
زمامداران مسيحى با يكى از افسران خائن مسلمان به نام براق بن عمار همدست شده و به كمك وى دو كار كردند:
1- مشروبات الكلى را به حد و فور در شهرهاى اسپانيا با قيمتهاى ارزان و نازل وارد كردند و در اختيار جوانان مسلمان قرار دادند.
2- دختران طناز و دلرباى اروپائى را گروه گروه وارد شهرها كردند و به آنها راه جذب جوانان مسلمان را آموزش دادند و آزادانه در معابر عمومى در اختيار جوانان رخنه كرد و وقتى فساد به زمامداران سرايت كرد مقدمات نابودى و سقوط مسلمين فراهم شد.(162)
زنا و زنان 
مى دانيم كه اسلام با هر عاملى كه موجب انحراف جنسى گردد مخالف است و به شدت با آن مبارزه مى كند: نگاه كردن ، لخت شدن ، لباس زننده پوشيدن ، مطالب بدآموز مطرح كردن : چه از طريق كتاب و چه از طريق فيلم و يا موسيقى ، ترانه و يا سرودهاى تحريك كننده .
در عين اينكه اسلام در مبارزه با مفاسد با علتها مخالفت مى كند، با پديده هاى مفاسد هم مخالفت مى كند، يكى از مفاسد اجتماعى كه اسلام از راههاى مختلف با آن به مخالفت برخاسته زناست .
عظمت مطلب از روايات زير روشن مى گردد:
رسول خدا (ص ) فرمود: وقتى زنا زياد گردد مرگهاى ناگهانى فراوان شود.
در روايت ديگرى رسول (خدا(ص فرمود: زنا پنج اثر دارد: آبرو را مى برد (نور صورت بر طرف مى شود) فقر مى آورد، عمر را كوتاه مى كند، خدا را عصبانى مى سازد و زناكار براى هميشه در جهنم مى ماند.
و در روايت ديگر از امام صادق (ع ) است كه فرمود: زنا كار سه ضرر در دنيا دارد و سه ضرر در آخرت ، در دنيا نور صورتش گرفته مى شود، فقير مى گردد و عمرش كوتاه مى شود، در آخرت خدا از دست او عصبانى مى شود، حسابش سخت است و در عذاب جهنم براى هميشه خواهد ماند.
امام صادق (ع ) فرمود: تجاوز به ناموس مردم موجب تجاوز به ناموس ‍ زناكار مى گردد.
از آنجا كه در و ديوار و زمين از گواهان اعمال ما هستند؛ روز قيامت گواهى به كارهاى خوب و بد ما خواهند داد.
رسولخدا(ص ) فرمود: ناله اى كه زمين براى انجام سه عمل مى كند نمونه ندارد: خونى كه بى جهت روى زمين ريخته شود، غسل جنابت از زنا و براى نماز صبح خواب ماندن .
در مورد عذاب زناكار همين بس كه به فرموده رسول خدا(ص ): روز قيامت ، خدا به سه دسته اعتناء نمى كند: حرف نمى زند، تصفيه آنها را نمى پذيرد، و به آنها نگاه نمى كند و عذاب ابدى مخصوص آنهاست : پير زناكار، پادشاه ستمگر و خود خواه مغرور.
اين روايت شدت عذاب زناكاران را روشن مى سازد: اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: روز قيامت بوى گندى مى وزد كه همه مردم از آن ناراحت مى شوند و دماغ خود را مى گيرند، فرياد مى رسد: آيا مى دانيد اين بوئى كه شما را آزار داد چه بود؟
مردم مى گويند: نفهميديم و خيلى ما را ناراحت كرد.
گفته مى شود: اين بوى تعفن از پائين بدن زناكارانى است كه توبه نكرده اند و از دنيا رفته اند، خدا آنان را لعنت كرده و شما هم آنان را لعنت كنيد.تمام مردم با اين فرياد: خدايا زناكاران را لعنت كن .
در روايت ديگرى فرمود: بوى تعفن آنان تا 500 سال راه مى رود و مردم آزار مى كشند. (و خودشان هم پيش مردم شرمنده اند.)
رسول (خد(ص در روايت ديگرى فرمود: مهمترين گناهان در نزد خدا اينها هستند: كشتن پيامبر، امام ، خراب كردن كعبه (قبله مسلمانان ) و زنا. (توجه فرموديد كه گناه زنا در رديف كشتن پيامبر و امام (ع ) و خراب كردن خانه خدا (مكه ) است .
اسلام تنها عمل زناشوئى را زنا نمى داند بلكه مقدمه آنرا هم زنا مى داند و براى هر عضوى زنائى در نظر گرفته است : امام صادق و امام باقر (عليهما السلام ) فرمودند:
اعضاى بدن هم زنا مى كنند:زناى چشمها نگاه كردن است ، زناى دهان بوسيدن و زناى دستها بدن نامحرم را لمس كردن ، خواه اين مقدمات به عمل زناشوئى برسد يا نرسد.
نه تنها اعضاى بدن در گناه زنا شريك هستند، بلكه واسطه اى كه در زنا فعاليت مى كند در گناه زناكار سهيم است و امام صادق (ع ) فرمود: رسولخدا(ص ) واسطه گر را لعن نموده است .
ناگفته نماند كه عمل جنسى با حيوان هم در حكم زنا است . اين نكته قابل تذكر است كه گاهى غيرت مرد به جائى مى رسد كه حتى براى حفظ ناموس خود غيرت خروس را هم ندارد و خوك صفت همسر خود را براى ديگران مى برد كه چنين فردى گناهش بيشتر از واسطه هاست . اين فرد در روايات به عنوان دَيُوث معرفى شده است و اين عذابها را دارد:
خدا در قيامت با او حرف نمى زند، به وى اعتناء نمى كند، مورد تصفيه قرار نمى گيرد، عذاب ابدى دارد بوى بهشت كه از 500 سال راه فاصله شنيده مى شود او نمى شنود و نماز آنها در دنيا قبول نمى گردد.
در عين اين عذاب ها خداوند راه توبه را باز گذاشته است و هر چه زودتر بايد زن و مرد اين چنينى توبه كنند و پس از توبه واقعى ، بتدريج روح ايمان به آنان باز مى گردد و روز قيامت در بهشت خواهند بود.
امام صادق (ع ) فرمود: در روز قيامت سه دسته آزادند تا حساب پايان يابد: كسى كه هيچگاه قصد زنا نكرده ، كسى كه مال او به ربا (بهره ) مخلوط نشده و كسى كه واسطه زنا و ربا نگرديده است .(163)

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:46  توسط مرتضی  | 

زن

 مقدمه

حجاب وپوشش براي بانوان ـ بويژه حجاب برتر ـ وتوجه به تحريم عفاف وحراست آن درزن از اصيل ترين سنگرزنان واز مهمترين وسودمند ترين قانون الزامي آفرينش براي آنها درجامعه است ، به عبارت روشنتر ،حجاب وپوشش ،سنگر سعادت وپيروزي ورستگاري زنان وجامعه است،که اگراين سنگر آسيب ببيند ويافرو ريزد ،عوامل سعادت ،پاکزيستي وشرافت آنها فرو مي ريزد.

لزوم پوشيدگي زن دربرابر مرد بيگانه يکي از مسائل مهم اسلامي است،درخود قرآن کريم درباره اين مطلب تصريح شده است ،پوشيدن زن ازمرد بيگانه يکي ازمظاهر لزوم حريم ميان مردان وزنان اجنبي است ،همانطورکه عدم جوازخلوت ميان اجنبي واجنبيه يکي از مظاهر آن است.

با کمال تأسف ديناي غرب ودنباله روهاي آنان اين مسئله بسيار مهم اسلامي واخلاقي را ناديده گرفته ،بلکه به عکس با کمال گستاخي برضد آن ،گام بر مي دارند وآنرا عامل تخدير ورکود وواپس گرايي دانسته،تا آنجا که دردانشگاههاي خود ،دختران داراي پوشش را اخراج مي کنند، با اينکه : حجاب ؛سنگر حفظ عفت ومعرف شخصيت زن وجامعه ،سنگر حفظ زيبايي وشکوه زن ،سنگرحفظ صحيح ارتباطها ورشته هاي اجتماعي ،سنگر حفظ اخلاق فردي واجتماعي ،سنگر ودژ خلل ناپذير،براي حفظ مرزها وشيرازه هاي روابط مختلف  بوده وکيان خانه وخانواده را از هرگونه انحراف وگمراهي ،حفظ مي کند.

براستي درچه دنياي جاهليتي قرار گرفته ايم که دنياي غرب والگو تراشان غربزده ،حتي در کشورهاي اسلامي شکستن چنين سنگر و دژي را علامت ترقي ،رشد وتمدن مي دانند ،وبه عکس حجاب وحفظ حريم عفاف را نشانه عقب گرد و واپس گرايي.

دزدان عفت وغارتگران استعمار،براي فريب اذهان ،و وسيله قرار دادن زنان به عنوان يک کالا ،مي خواهند زنان را که نيمي از جامعه انساني هستند از همين راه ،از درون تهي کنند،وبا اين کار به تهاجم فرهنگي خود ادامه دهند،آنها چنين القاء مي کنند که:

حجاب ؛سدي بر سرراه تکامل آنهاست.

حجاب؛زنان را در زندان زندگي حبس کرده وآنها را ا ز تعالي  و رشد باز مي  دارد.

حجاب ؛از توسعه علمي،فکري ،فرهنگي ،هنري زنان مي کاهدو...

درحاليکه حجاب اسلامي ،آنگونه پيامدهاي شوم راندارد،بلکه وسيله وسنگر محکمي برا ي استواری زندگي بانوان بوده وپشتوانه نيرومندي  براي آنها درراستاي توسعه علمي ،فکري ،فرهنگي و هنري است.

اي خواهرانم حجاب تيغ شما ست                   تيغ خود رااز کف نيندازيد.

ونيز شرف زن به يمن عصمت اوست              اين شرف را از تن نرنجانيد

و اين را بدانيد که:

هر شاخه ای که از باغ برون آرد سر                      در ميوه آن طمع کند راهگذر

 

 بخش اول : حجاب از نظر قران

اشاره: اصل وجوب حجاب  براي زنان ازضروريات دين اسلام است،ومنکر آن در حکم منکر دستورات ضروري اسلام  است وکسي که ازروي عمدوآگاهي منکر ضروريات اسلام شود،درحکم کفراست ،مگر اينکه معلوم باشد که منکر خدا ويارسول خدا نيست.

ضروري ووجوب حجاب داشتن برای زنان ازنظر قرآن ،وگفتار پيامبر وامامان وبه حکم عقل واجماع واتفاق رأي علماي اسلام ثابت است.

درقرآن براي وجوب حجاب وحدود آن ،به چهارآيه که صراحت برآن دارند تمسک شده ولي درمورد حفظ عفت وپاسداري از حريم آن ،درقرآن بيش از ده آيه وجود دارد.

     تجزيه وتحليل آيه 30سوره نور

  درآيه 30سوره نور (به عنوان نخستين آيه اي که صراحت بر وجوب حجاب دارد) مي خوانيم:

«وقل للمومنات يغضضن من ابصارهن ويحفظن فروجهن ولا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن علی جيوبهن ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن ...»

اي پيامبر به زنان با ايمان بگو چشمهاي خودرا (از نگاه به نامحرمان ) فرو گيرند ،ودامان خويش را حفظ کنند ،وزينت خود را ـ جزآن مقدار که نمايان است ـ آشکار نسازند،و(اطراف ،روسريهاي خود را بر سينه خود افکنند (تا گردن وسينه با آن پوشيده شود.)وزينت خود را آشکا رنسازند مگر براي شوهرانشان وساير افراد محرمشان...

شرح کوتاه

دراين آيه به پنج موضوع در رابطه با حجاب وحفظ حريم عفت تصريح شده است:

     1 .      زنان بايد ديدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو بنندند.

     2.      زنان بايد دامن خود را از هرگونه عوامل بي عفتي ،حفظ کنند.

     3.      زنان بايد زينت خود را ،جز آن مقدار که بطور قهري آشکاراست ،آشکار نکنند.

     4.      زنان بايد روسريهاي خود را بر سينه بيفکنند.

     5 .      زنان بايد زينت خود را جز براي افراد محرم خود،آشکار نکنند.

ابن عباس عالم ومفسر بزرگ عصر پيامبر در تفسير جمله

 « وليضربن بخمرهن علی جيوبهن»

مي فرمايد: يعني زن بايد مو وسينه ودور گردن وزيرگلوي خود را بپوشاند.

منظور از زينت چيست؟

با بررسي گفتار اهل لغت چنين فهميده مي شود که زينت به معني زيبايي در مقابل زشتي است وشامل هر نوع زينت وآراستگي ،از طبيعي وعارضي ،از لباس وبدن وزيور آلات خواهدشد،وزينت در زن ،آن زيبايي هاي آشکاراست.

بنابراين واژه زينت وسيع است.زينت ،هم شامل زينت هاي طبيعي مثل صورت ،بازوان ،سينه ،گردن و....وهم شامل زينت هاي اکتسابي مثل آويختن زيور آلات است.

  بخش دوم :آيات هشدار گردر حفظ سنگر حجاب وعفت

                 1.  نهي از کوبيدن پا بر زمين

درذيل آيه 31سوره نور،پس از آنکه خداوند به پيامبرفرمان مي دهد که به زنان با ايمان بگو حجاب خود را رعايت کنند ،مي فرمايد «ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن »

بايد زنان ،هنگام راه رفتن ،پاهاي خود را بر زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود .

                 2 .   نهي ازسخن گفتن زن با نازوکرشمه

درذيل آيه 32  سوره احزاب ،خداوند خطاب به همسران پيامبر ميفرمايد:«فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض وقلن قولا معروفا »با صداي نرم ،به گونه هوس انگيز ،سخن نگوييد،که بيمار دلان در شما طمع کنند ،بلکه به خوبي سخن گوييد .

                  3.  اخطار شديد به آسيب رسانان به حريم عفت

درآيه  60 سوره احزاب (بدنبال فرمان حفظ حجاب درآيه 59همين سوره) با هشدار واخطارشديد به بيمار دلان وغارتگران حريم عفت ،خطاب به پيامبرمي فرمايد:

(لئن لم ينته المنافقون والذين في قلوبهم مرض والمرجفون في المدينه لنغرينک بهم)

 اگر منافقين وآنها که دردلهايشان بيماري است وآنها که اخباردروغ وشايعات بي اساس درمدينه پخش مي کنند،دست از کارخود برندارند،تو را برضد آنها مي شورانيم .

  بخش سوم :ايرادها واشکالات

 1.حجاب ومنطق

اولين ايراد اين است که حجاب دليل معقولي ندراد ومنطقي نيست . مي گويند: منشاء حجاب يا غارتگري ونا امني بوده که امروز وجود ندارد،يا فکر رهبانيت وترک لذت بوده است که فکر باطل ونادرستي است .

پاسخ اين ايراد اين است که حجاب ،از جنبه هاي مختلف رواني ،خانوادگي ،اجتماعي ،حتي از جنبه بالا رفتن ارزش زن ،منطق معقول دارد.

مرد بطور قطع از نظرجسماني بر زن تفوق دارد،از نظرمغز وفکر نيز تفوق مرد لااقل قابل بحث است ،زن دراين دو جبهه دربرابر مرد قدرت مقاومت ندارد ولي زن ازطريق عاطفي وقلبي هميشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است .حريم نگه داشتن زن ميان خود ومرد يکي از وسايل مرموزي بوده است که زن براي حفظ مقام وموقع خود دربرابر مرد از آن استفاده کرده است.

اسلام زن را تشويق کرده است که ازاين وسيله استفاده کند وهر اندازه ،متين تر وبا وقارتر حرکت کند،بر احترامش افزوده مي شود.

درقرآن کريم نيز توصيه مي کند،زنان خود را بپوشانند،بعدمي فرمايد:

 «ذلک ادني ان يعر فن فلا يؤذ ين »

 يعني اين کار براي اينکه به عفاف شناخته شوندومعلوم شود وخود را دراختيار مردان قرار نمي دهند،بهتر است.

درنتيجه حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبکسر مي گردد.

 2.حجاب واصل آزادي

مي گويند: حجاب موجب سلب حق آزادي مي شود که يک حق طبيعي بشري است ونوعي توهين به حيثيت انساني زن به شمار مي رود .

هر انساني شريف وآزاد است ،مرد باشد يا زن ،سفيد باشد يا سياه ،تابع هر کشور يا مذهبي که باشد.

پاسخ اين ايراد آن است که فرق است بين زنداني کردن درخانه وبين موظف دانستن زن به اينکه وقتي مي خواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده  باشد.

در کشورهاي متمدن جهان براي مردان نيز محدوديت هايي وجود دارد.اگر مردي برهنه يا درلباس خواب از خانه خارج شد ويا با پيژامه بيرون آيد،پليس ممانعت کرده به عنوان اينکه اين عمل بر خلاف حيثيت اجتماع است ،اورا جلب ميکند.

هنگامي که مصالح اخلاقي واجتماعي ،افراد اجتماع او را ملزم کند که درمعاشرت اسلوب خاصي را رعايت کند مثلا با لباس کامل بيرون آيند ،چنين چيزي نه بردگي نام دارد ونه زندان ،نه ضد آزادي وحيثيت انساني است ونه ظلم وضد حکم عقل.

برعکس ،پوشيده بودن زن ،درهمان حدودي که اسلام تعيين کرده،موجب کرامت واحترام بيشتر اوست؛زيرا اورا از تعرض افراد جلف وفاقد اخلاق مصون مي دارد.آري اگر کسي بگويد زن را بايد درخانه حبس کرد،اين با آزادي طبيعي وحيثيت انساني وحقوق خدا دادي زن منافات دارد.چنين چيزي درحجاب هاي غير اسلام بوده است ،ولي در اسلام نبوده ونيست.

  بخش چهارم :آثار وفوائد حجاب

1.حجاب ونقش آن درسلامت اجتماع وآرامش رواني

رعايت حجاب درسلامت وپاکي اجتماع مؤثر است ،به علت تاثير زياد آن در استحکام خانواده به عنوان پايه واساس اجتماع ونيز تاثير آن در ساخته شدن فرزندان با تربيت صحيح وپاک نگه داشتن محيط اجتماع از عوامل تحريک آميز حيواني .

معلوم است وقتي کانون خانواده گرم وپر جاذبه باشد،اين گرمي واستحکام دربالا بردن روحيه عمومي مردم وجامعه تاثير بسزايي خواهد داشت ،وقتي کودکان چنين خانواده اي با تربيت صحيح وتعادل روحيه وافکار پرورش يافتند،درجامعه منشأ سازندگي ، ترقي وتعالي مي شوند.

اکثر دختران وپسراني که درسنين پايين به دام مفاسدمختلف مي افتند،کساني هستند که از تربيت حقيقي وصحيح محروم بوده اند اين ظلم را هيچ کس جز والدين به آنها نکرده اند.

از طرفي با رعايت حجاب ،ريشه بسياري از تفاخرها،تکاثرها ،اسرافها ،تحريک هاي بي موقع در اجتماع کنده خواهد شد وبذر فساد خشکيده خواهد شد.

چرا که ديگر زنان عمر خودرا به جاي مصرف دراينگونه ضد ارزشها درجهت هدف نهايي زندگي انساني وسعادت راستين صرف مي کنند ولذا ديگر ،گناه به فساد کشاندن ساير افراد جامعه واتلاف عمر آنان وايجاد زمينه براي انواع فساد در اجتماع صورت نمی گيرد.

گسترش بوتيک هاي کذايي ،تهيه وتوزيع لباسهاي مبتذل غربي با تصويرها، تکثير وتوزيع نوارهاي مبتذل ونوارهاي موسيقي و...ازمواردي هستند که جوانان بي گناه وکم تجربه را به سوي منجلاب فساد وتباهي سوق مي دهند.

براي اينکه جوانان از اين آفات در امان باشند،بايد درخانواده بطور صحيحي تربيت شوند،اما اگر مادر اسير انواع هوسها وتمايلات حيواني باشد،نمي تواند براي فرزندانش الگوي کاملي باشد.

2.حجاب ونقش آن درمسئوليت هاي اجتماعي

هر انساني در برابر اجتماع خود وظايف ومسئوليتهايي دارد وزنان نيز هر چند با گرم نگه داشتن کانون خانواده وتربيت صحيح فرزندان ،بزرگترين خدمت ها را به جامعه مي کنند،اماانتظار از آنان به عنوان نيمي از پيکره جامعه بيش ازاين مي رود.اسلام عزيز خواسته است که آنان درجامعه نيز نقش داشته باشند.

حضور زنان درستادهاي پشتيباني ،درماني وغذايي،همدوش با رزمندگان اسلام ودر ديگر جاها در دوران پيامبر وحضور گسترده آنها درتاريخ انقلاب اسلامي ايران چه در پيروزي انقلاب اسلامي ايران وچه دردوام آن به خصوص دوران جنگ وساير مسايل زندگي خود نشانگر اين انتظار است .

امام خميني قدس سره ،درمورد نقش زنان درانقلاب اسلامي مطالب مهمي بيان کرده اند که،از آن جمله خطاب به آنان چنين مي فرمايند: «نقش شما زنان در اين نهضت از مردها بيشتر بوده »؛ونيز مي فرمايند : «همانطور که مردها وارد ميدان بودند،بانوان محترم هم وارد بودند،بلکه زحمات اينها بيشترازمردها بود.»

3.خروج از لشکريان دشمن وايمني از عذاب الهي وکسب ثواب اخروي

شيطان از روابط زن ومرد براي به گناه انداختن ،استفاده مي کند لذا بد حجابي وبي حجابي ونيز عدم رعايت اصول شرعي در روابط با نا محرم ،شخص را در معرض خشم خدا قرار مي دهد .

چرا که وجود شخص ،هم آلوده به گناه مي شود وهم آلوده کننده ديگران واين چيزي نيست که خداوند براي بندگان دوست داشته باشد.

بزرگان دين وهمه انبياء وائمه حاضر بودندسخت ترين آزارها وشکنجه ها را تحمل کنند،ولي هرگزلحظه اي دچار خشم خداوند نشوند.

گيريم که ما محبوب هزاران وميليونها نفر ازبندگان خدا بشويم،چه فايده اگر محبوب خدا نباشيم واو راضي نباشد.

پيروزي هاي ظاهري نبايد ما را گول بزندوعقل وشعور را از ما بگيرد وما را دچار عذاب دردناک الهي کند که

 « ان ربک لشديد العقاب » (1)

خانمي که درحجاب مخالفت امر خدا را ميکند،پس از مرگ چه مي کند؟روزي که همه چيز وهمه کس اورا تنها مي گذراند ورها ميکنند،چرا بايد عشق ورضايتش را فداي خود خواهي هاي ديگران کند؟ او نبايد خود رااسير هوسها ودامهاي شيطاني کند.

از طرف ديگر خداوند،همان طور که براي نافرماني وگناه عذاب وعقاب قرارداده ،همانطورهم براي کساني که به فرمانهاي اوعمل مي کنندپاداش وثواب اخروي قرار داده است.

  4 - پوشش اسلامي  وحفظ نسل از خطر سقوط

شکي نيست که يکي از آثار بي حجابي ،بي بندوباري وروابط نامشروع در ابعاد وسيع است چنانکه دردنياي غرب ،به خوبي ديده ميشود،وآثارنکبت بار روابط نا مشروع برکسي پوشيده نيست،يکي از آثار ،آلوده شدن نسل ،وبه دنبال آن سقط جنين وتولد فرزندان نا مشروع وغير قانوني است که متأسفانه بر اثر عدم رعايت عفت وپوشش اسلامي  ،اين آثارروز بروز بيشتر ميشود وآمار نشان مي دهد که اين موضوع در کشورهايي که پوشش اسلامي رعايت نمي شود به مراتب بيشتر از جاهايي است که پوشش اسلامي رعايت مي شود.

طبق گزارشي که اخيراً از طرف اداره «تحقيقات اجتماعي امريکا» انتشار يافته ،تعداد نوزادان غير قانوني نسبت به ده سال قبل 47درصد افزايش يافته است (2)

بدون ترديد: يکي ازبزرگترين مشکلات اجتماعي ،وجود فرزندان بي سرپرست است که اصل خلقتشان بر اساس انحراف پايه گذاري شده است وبر اثر وجود زمينه نا مساعد معنوي درآنها ،خطرات آنها از نظر رواني بسيار قابل توجه وجدي است ،چنين فرزنداني مسلما طبيعي نيستند وچون پايه وجوديشان بر اساس قانون شکني پي ريزي شده ،تا حدود زيادي به گناه وقانون شکني متمايل هستندزيرا ميوه گناه هستند.

روشن است که حجاب اسلامي ،نقش اساسي درحفظ نسل وتأمين پاکي خلقت نسلهاي آينده دارد،چرا که زن مربي جامعه است وانسانها از دامن او پيدا مي شوند،اگر او دامن خود را در پناه پوشش حفظ کند سعادت انسانهاي آينده را پايه ريزي کرده است.

  5 - مبارزه با نفس

ميل به خود نمايي وجلوه گري به مصالحي در سرشت زن ،نهفته است که بايد درمسير درست وهدفي والا بکار گرفته شود.

چرا که هيچ گرايشي بدون جهت در جان انسان به وديعت نهاده نشده است . اما اگر اين گرايش ،مرزي نداشته باشد وهمه جا نمود داشته باشد،فساد آفرين است.

زيبايي براي زن دروجود او سرمايه است،اما بايد بجا مصرف شود وزکات جمال زن ،حفظ او وعفاف است.

جواز کشف حجاب در مقابل محارم از جمله شوهر ،اين غريزه را جهت مي دهد که خود آرائي زن مختص به شوهرباشد ومنع آن در برابر نا محرم ،اين غريزه را کنترل مي کند.

وقتي زن در جهت کنترل اين خواهش ،اقدام کرد آمادگي غلبه بر سايرخواهشها را بدست آورده ودرجهت رشد وتعالي خود حرکت مي کند وانساني مهذب مي شود که مي تواند جامعه خود را نيز بسازد.

بدون هيچ ترديدي ،اندام زن اگر آراسته گردد،هوس بازان را به هيجان مي آورد ونسبت به زن تعرض مي کنند.

در سايه رعايت عفاف ،زن با شهامت هر چه تمامتربه وظيفه خود در اجتماع مشغول شده وخطري نيز متوجه او نمي شود.

از طرف ديگر انسان هم درمبارزه با نفس اغواگر پيروزي را کسب مي کند.

  فصل پنجم:راههاي مبارزه با بد حجابي وبي حجابي

استعمارگران فرهنگ ستيز،درجوامع اسلامي براي زدودن ارزشهاي اسلامي تلاشي شگرف بکار گرفته اند تا در بينش افراد،دگرانديشي ايجاد کنند.

آنان به زنان القا مي کنند که ،شخصيت وارزش زن درعرضه وجودوزيبايي هاي به نمايش گذاشته اوست.

از طرفي بعضي از زنان ودختران که دچار کمبودهاي شخصيتي هستند ،خود آرايي را نوعي ايجاد شخصيت پنداري تلقي کرده وبا جلب نظرها عقده حقارت خود را جبران مي کنند.

در حاليکه عصمت وعفت زن حق خداست ،زن نمي تواند بگويد حجاب مربوط به خودم است ومي خواهم از آن صرف نظرکنم .علامه سيد شرف الدين عاملي مي فرمايد: آنچه را که دشمن انجام داده بايد ويران کرد وآنچه را انجام ميدهد بايد سدکرد وآبي را که بر جوي روان است بايد باز گرداند.

بنابراين از طرق زيربايد با پديده بدحجابي و بي حجابي مبارزه کرد:

 1.تقويت ايمان واعتقاد

درزن بايد باور استوار ،ايمان عميق ايجاد شود ،زني که دل به حق داده وانديشه به خدا سپرده وفرجام زندگي دنيوي اش را پذيرفته چطور حاضر مي شود خود آرايي وخود نمايي کند وخود را در معرض ديدهاي آلوده قرار دهد وزمينه هاي تلذذ ديگران ومآلاً فساد آفريني را بوجود آورد؟!

اين جمله بلند حضرت علي عليه السلام که فرموده «المرء بايمانه والمومن بعمله » ،نشانگر آن است که باورها وايمانهاي راسخ ،عالي ترين نقش را در کيفيت زندگاني انساني ،ايفا مي کنند.

 2.احياء فرهنگ اصيل اسلامي

احياء ارزشهاي اصيل اسلامي وفرا خواني زن مسلمان به تعقل ودريافتن ارزشها وآفريدن روح تعبد وتعهد نسبت به اينها نقش مهمي در اين زمينه خواهد داشت وزن مومن بايد به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان مي نگرد ،باور داشته باشد وبداند که عظمت وشخصيت او درگرو روح بلند ،انديشه والا ،قلب پاک ،وجان پيراسته از آلودگي است که او را به روشي انساني ومنشي اسلامي فرا خواهد خواند وبداند تن آرايه بسته وظاهر فريبنده هرگز نمايشگر شخصيت او نيست.

اين کلام بيدار گر حضرت مسيح را توجه کنيم ،که فرمود:

 «بحق اقول لکم : ماذا يغني عن الجسد اذا کان ظاهر ه صحيحاًوباطنه فاسدا وما تغني عنکم اجسادکم اذا اعجبتکم وقد فسدت قلوبکم ،وما يغني عنکم ان تنقوا جلودکم وقلوبکم دنسة»

«به حق براي شما مي گويم : تن چه سودي دهد ،در صورتيکه ظاهرش درست باشد ودرونش تباه ،بدنهاي شما،چه سودتان دهد که خوشتان دارد ودلهايتان تباه باشد وسودي نبريد که پوست خود را پاک نگاه داريدودل هاي شما چرکين باشدوآلوده باشد.»

 3.شناساندن الگوهای والا

امروز يکي از تأسفهاي جدي اين است که زن مسلمان آن چنان که بايد وشايد با چهره هاي بلند تاريخ اسلام آشنا نيست،زندگاني حضرت زهرا(س) وفرزند برومندش ،پيام آور عاشورا حضرت زينب(س) بايد براي زن مؤمنه نشان داده شودتا بنگرد با حفظ هويت وشخصيت ووقار مي تواند درجامعه حضور پيدا کند وايفاي نقش کند.

کلامي ازامام صادق عليه السلام تأمل بر انگيز وقابل توجه است:

«الهموهن حب علي عليه السلام وذروهن بلها »

«به زنان دوستي آل علي عليه السلام را الهام کنيد وبه همين مسائل اندک رهايشان کنيد .»

زن اگر حب علي را فراگرفت واو را راهبر شناخت وخاندان او را به عنوان الگو پذيرفت وبر راهي رفت که اهل بيت عليه السلام رفته اند وآنان را سر مشق قرار داد،رويين تن مي شود وحضورش درجامعه دلهره آفرين نخواهد بود.

 

                     

        پي نوشت ها :

 

1-سوره رعد ،آيه 6

2-اطلاعات شماره 100

 

فهرست منابع ومآخذ

 

1.محمدي اشتهاردي ؛محمد؛حجاب بيانگرشخصيت ،چاپ اول نشر معاونت مبارزه با مفاسداجتماعي ناجا، 160صفحه

2.رزاقي،احمد،عوامل فساد وبد حجابي وشيوه هاي مقابله با آن ،چاپ چهارم ،نشر سازمان تبليغات اسلامي ،1371ش،224صفحه

3.شجاعي ،محمد درّوصدف،چاپ سوم ،نشرــ 1378ش،197صفحه

4.مطهر ي،مرتضي ،مسئله حجاب ،نشر صدرا ،264صفحه

5.قرائتي ،محسن ،پوشش زن دراسلام ،چاپ نهم ،نشر ناصر ،1370ش118صفحه

6.جوادي آملي ،زن درآئينه جلال وجمال ،چاپ دوم ،نشر فرهنگي رجاء 1371ش،426صفحه

7.فتاحي زاده ،فتحيه ،حجاب از ديدگاه قرآن وسنت ،چاپ دوم ،نشر دفتر تبليغات اسلامي ،1376ش،210صفحه

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:36  توسط مرتضی  | 

پنج گروه از مخالفين اسلام كه هر گروه پنج نفر و جمعاً 25 نفر بودند، باهم تفاهم كردند و هم رأي شدند كه به حضور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ شرفياب شده و به بحث و مناظره بپردازند. اين گروه‌ها عبارت بودند از: يهودي، مسيحي، مادّي، مانُوي و بت‌پرست.

اين‌ها در مدينه به حضور پيامبر آمدند، دور آن حضرت را گرفتند، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ با كمال خوش‌روئي، به آن‌ها اجازه داد كه بحث را شروع كنند.

گروه يهودي گفتند:

«ما معتقديم كه «عُزَيز» پيامبر[1] پسر خدا است آمده‌ايم در اين مورد با شما مباحثه كنيم، اگر در اين مباحثه، حق با ما شد، و شما نيز با ما هم عقيده شديد كه در اين جهت بر شما پيشي گرفته‌ايم و اگر با ما موافقت نكني مجبور هستيم با تو مخالفت و دشمني كنيم».
پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ: آيا شما مي‌خواهيد من بدون دليل، سخن شما را قبول كنم؟
گروه يهود: نه.
پيامبر: دليل و منطق شما در مورد اين‌كه «عُزَيز» پسر خداوند است چيست؟
گروه يهود: كتاب تورات به طور كلي از ميان رفته بود، و كسي قدرت احياي آن را نداشت، عزير آن را زنده كرد، از اين رو مي‌گوئيم او پسر خدا است.
پيامبر: اگر اين منطق، دليل بر پسر خدا بودن عُزير باشد، حضرت موسي كه آورندة تورات است، و داراي معجزات بسيار مي‌باشد كه خود شما به آن اعتراف داريد، سزاوارتر است كه پسر خدا يا بالاتر از آن باشد! پس چرا دربارة موسي كه مقام عالي‌تر داشت چنين نمي‌گوئيد؟
وانگهي آيا منظور شما از پسر بودن اين است كه او مانند پدران و پسران ديگر از راه ازدواج و آميزش، متولد شده است، در اين صورت شما خدا را همچون يكي از موجودات مادّي و جسماني و محدود جهان قرار داده‌ايد، لازمه اين سخن اين است كه براي خدا، آفريدگاري تصوّر كنيد و او را محتاج به خالق ديگر بدانيد.

گروه يهود: منظور ما از پسر بودن عُزير، و ولادت، اين معني نيست زيرا همان گونه كه فرموديد اين معني، سر از كفر و جهل بيرون مي‌آورد، بلكه منظور ما از نظر شرافت و احترام است، چنان‌كه مثلاً بعضي از علماي ما به يكي از شاگردان ممتاز خود كه مي‌خواهد او را بر ديگران ترجيح دهد به او مي‌گويد: «اي پسرم» يا «او پسر من است» معلوم است كه اين پسر بودن، بر اساس آميزش و ولادت نيست زيرا آن شاگرد، بيگانه است و خويشاوندي با استادش ندارد، هم‌چنين خداوند به‌عنوان احترام و شرافت عُزير، او را پسر خود خوانده است و ما هم از اين رو به او «پسر خدا» مي‌گوئيم.
پيامبر: پاسخ شما همان است كه قبلاً گفتم، كه اگر چنين منطقي موجب شود ما عزير را پسر خدا بدانيم، سزوارتر است كسي را كه از عزير بالاتر است مثل حضرت موسي را پسر خدا بدانيم.
خداوند گاهي افراد را به وسيله دلائل و اقرار خودشان محكوم مي‌كند، دليل و اقرار شما، حكايت از آن دارد كه شما درباره موسي ـ عليه السّلام ـ بيش از آن‌چه درباره عزير مي‌گوئيد بگوئيد، شما مثل زديد و گفتيد: يكي از بزرگان و اساتيد به شاگردش كه هيچ‌گونه خويشاوندي با او ندارد از روي احترام مي‌گويد: «اي پسرم» يا «او پسر من است»، بر اين اساس روا مي‌داريد كه او به شاگرد محبوب‌تر ديگرش بگويد: «اين برادر من است» و به ديگري بگويد «اين استاد و شيخ من است» يا «اين پدر و آقاي من است» همه اين تعبيرات به‌عنوان شرافت و احترام است، هركه احترام بيشتر دارد، با تعبيرات بالاتر خوانده شود، در اين صورت بايد شما روا بدانيد كه گفته شود: موسي برادر خدا است يا استاد يا مولا و يا پدر خداست زيرا مقام موسي از عزير بالاتر است.

اكنون مي‌پرسم آيا شما جايز مي‌دانيد كه موسي ـ عليه السّلام ـ برادر خدا يا پدر يا عمو يا استاد يا مولا و رئيس خدا باشد، و خدا به‌عنوان احترام موسي به او بگويد: اي پدرم، اي استادم، اي عمويم، اي رئيسم و....؟

گروه يهود، از پاسخ درماندند، در حالي كه حيران و وازده شده بودند اظهار كردند «اجازه بده در اين باره تحقيق و فكر كنيم!»

پيامبر: البتّه اگر شما با قلبي پاك و خالص و پر از انصاف در اين باره بينديشيد، خداوند شما را به حقيقت راهنمايي خواهد كرد.[2]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]ـ عُزَيز از پيامبران بني‌اسرائيل بعد از حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ است كه در حملة بخت‌النصر به بيت المقدس، اسير شد و به شهر بابل (حدود بغداد) تبعيد گرديد، وي در حدود صد سال در زمان سلطنت پادشاهان هخامنشي، در بابل مشغول دعوت و تبليغ و تربيت بني‌اسرائيل بود.
تا اين‌كه در سال 458 قبل از ميلاد با عدّه‌اي از بني‌اسرائيل به اورشليم مسافرت كرد و در آن‌جا كتاب تورات و احكام آن‌را كه در ميان بني‌اسرائيل به كلي فراموش شده بود و اثري از آن باقي نمانده بود، دوباره زنده و اصلاح كرد، سرانجام در سال 430 قبل از ميلاد از دنيا رفت، از آن‌جا كه يهوديان و بني‌اسرائيل او را بسيار دوست داشتند، پس از مرگ دربارة او سخنان بسياري گفتند تا حدي كه گفتند: او «پسر خدا» است.
ولي اين عقيده اكنون طرفدار ندارد و از بين رفته است

[2] ـ احتجاج طبرسي، ج 1، ص 27 ـ 30، نشر اسوه.


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:34  توسط مرتضی  | 

یا علی

یاعلی گفتیم و عشق اغاز شد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 8:30  توسط مرتضی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 19:45  توسط مرتضی  | 

حرم حتما نظر بدهید

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 20:6  توسط مرتضی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 19:39  توسط مرتضی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 19:38  توسط مرتضی  | 

مذهب ایران

  

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 19:36  توسط مرتضی  | 

سلام به صاحب الزمان ( عجل الله تعالي فرجه ظهوره )
سلام به آقايي که منتظره !!!  ( ناشناسه )
سلام به آقاي که (محيي المومنين) است حياتبخش دلهاي اهل ايمانه ...

آره رفيق امرزو داشتم با خودم فکر ميکردم .... نه صبر کنيد يه لحظه .....
بابا اين فصل خزون عجب دل آدم رو داغون مي کنه , ولی امیدی که میده هیچ فصلی نداره ....
آره پيش خودم ميگفتم انگاري امروز قصد سفر داشتيم که بريم زيارت و تبریک بگیم ....
در حالي که سه روز گذشته ...
چقدر سريع ...
هی خواستم نگم دیدم نمیشه ... گفتم بلعخره به امید دلهایی که  امید دارند و از فراقش آتیش میگرن...
آره سوختن در فراق اصلش وقت جدایه.....
 دلم داره ميسوزه ، قلبم ....
حرم حضرت معصومه (سلام الله علیه ) روز ولادت برادر - سه روز پیش........

وقتي از سمت ورودي اصلي آقايان وارد صحن حرم حضرت معصومه شدم ( صحنی که از صحن  عتیق راه داره )  ؛ بارون شديد مي باريد وسط حياط کسي نبود همه اطراف زير سقفها بودن تا وارد شدم چشمم به صورت يه آقاي جواني با چهره نوراني که وسط صحن ايستاده بود افتاد ، دست به دعا گرفته بود اون هم نگاهی کرد  بي اختيار منهم تا ديدم چرخيدم رو به بارگاه بی بی و پشت به اون شخص ايستادم از بلند گو صداي دعا مي اومد آخه آخر دعاي کميل بود ............

دعا تموم شد يه نيم چرخ کوچيک زدم ديدم نيست ...
آروم برگشتم مستقيم خيلي آروم حرکت کردم رفتم داخل حرم ....

با خودم خيلي کلنجار رفتم ...
کي بود ...؟  يارآقا بود! ... سربازش بود ؟... کي بود؟ ... آقا بود!!!...
آقا نبود؟ ...

آره ....آره فکر ميکردم چند بار تا به حالا ديدمت يبن الحسن ولی نشناختمت ....
آقا چه کنيم ...
ولي آقا خودمونيم دل سوزندن کاري نداره ها !!!
آقا دل ما رو بسوزون عيب نداره ها ما به همين دل سوختن ها هم راضي هستيم ....
همین برامون  یه عمره ها ..
آقا همین که رسیدم دم درب  جمکرانت حس کردم یه جوان با لباس خاکی که هنوز بند حمایلاش رو تنشه چفیه داره اومد  کافیه ها..... آقا ما به همینم راضی هستیم  ....

آقا به والله اگه اینجوری نباشه که دیگه هیچی ....
آقا نمی خواستم اینجا فاش صحبت کنم ولی دیگه می گی چه کنم ....
فقط خودم نیستم که آقا خودت خوب می دونی من که خوب نیستم از من بهتراش میان اینجا ... با یه امیدی هم میان .... یه حرفایی میزنند ..... که خجالت میکشم دلشون خیلی پاکه ....
من که پستم و حقیرم .... هیچی نیستم ... ما نوکر نوکر نوکراتم نیستیم آقا ...
آقا به حق بی بی حضرت زینب (سلام الله علیه ) نظری به همه ما ها کن یبن الحسن ... 
چرا !!!...
دیگه دست خودم نیست ....
آقا اين صبرت خيلي قشنگه ها ... آقا آروم آروم سوختن هم خيلي قشنگه ها ....
آقا ديدار ما به کدامين سرزمين ... آقا دیدار تا به کی ؟
آقا جانم  ...
خدایا خدایا خدایا به حق بی بی عمه جان زینب (س) رسان آن تنها زائر  قبر پناهان مادر را ...
آلسلام عليک يا ابا صالح المهدي ادرکني ادرکني ادرکني اللهم عجل لوليک الفرج ...!
سلام به امیر حاجی ها ...................
ببخشيد ادامه داره....
التماس دعا براي فرج آقا امام زمان ارواحنا فداه
اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 18:55  توسط مرتضی  | 


کعبه‏ي سنگ، نشاني است که ره گم نشود 
حاجي! احرام دگر بند، ببين يار کجاست‏


 خوش به حال اونایی که  لیاقت حضور پیدا می کنند و وجود حضرت رو درک می کنند ...
اونایی که رفتید دست ما که کوتاست که بگیم ، اگه آقا رو دید سلام ما رو هم برسونید...
ولی  آی اونایی که نرفتید  انشاالله که عازم شدید و رفتید  سلام ما رو هم برسونید ...
یا رفقایی که حاجی دارید و عازم شدند اگه میشه یه ارتباطی  از یه طریقی تماس بگیرید بگید اینجا خیلی ها  التماس دعا گفتند که برای حضرت دعا کنید ...
انشاالله که به سلامت برید و برگردید ...
انشاالله موقع برگشتن دلهاتون رو جا بزارید برگردید ... دیگه برای خودتون نباشید ....

**********************
همچنيـن امام رضا(ع) مـي فرمايد:
«و انه ليحضر المـوسـم کل سنه فيقضي جميع المناسک و يقف بعرفه فيومـن علي دعاء المـومنيـن»; همه سـاله در مـراسـم حج حضـور مـي ياب و تمـام مناسک حج را نيز انجام مي دهد، و در عرفات در کنار ساير حجاج خانه خدا مـي ايستـد و بر دعاي مومنين آمين مي گويد.

آی حاجی ها اگه رفتید صحرای عرفات دعا  کردید به یاد ما هم باشید ....

اگه تو خیمه هاتون روضه عمو جان آقا  ، روضه حضرت عباس ( علیه السلام )  رو خوندید مطمئن باشید اونجا آقا میاد  ....

یادتون باشه ملتمس دعا زیاده ...  دعا کنید آخه حضرت میاد شرکت میکنه و آمین میگه ...

****************

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا برای فرج آقا امام زمان روحی و  ارواحنا فداء لمقدمه تراب

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 18:54  توسط مرتضی  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 18:54  توسط مرتضی  | 

 

زمان دیدار یارشد ...
 فصل،  فصل خزان گناهان  شد....
ماه ذیقعده ماه توبه و استغفار ، ماه رسیدن به خدا ....
 خوش به سعادت اونایی که زائر خانه خدا شدند و رفتند به سرزمین وحی ، سرزمین نور ....
خوش به سعادت اونایی که سر لوح سفرشون رسیدن به قرب الهی در مسیر  حقیقته ...
مسیری که با نور ولایت  روشن شده ...
 مسیری که  هدایت گرش کسی نیست جز حضرت بقیةالله روحی و ارواحنا له الفداء ....
خوش به سعادت اونایی که درس ولایتشون  رو در این سفر پر بار معنوی به خدمت حضرت ارائه می دهند و نمره عالی دریافت می کنند ...
انشاالله در این سفر لباسی از جنس اخلاص بر وجودتون پوشیده بشه ..
انشاالله در این سفر ، برای تقرب و رضای خدا و همگام با امام زمان ارواحنا فداه قدم بردارید....

حرم و زمزم و صفا باشد 
از صفاي تو با صفا، مهدي!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 18:52  توسط مرتضی  | 

                     بسم الله الرحمن رحیم

 

 

من 10 سال داشتم که پدرومادرم در اثر یک زلزله کشته شدند...

من می ترسیدم که من را ببرندبه کمیته امداد، یتیم شده بودم برادری هم

نداشتم حتی پدرم ازخود هیچ ارثی هم بر جا نگذاشته بود غیراز یک

100تومانی که خودم داشتم و یک خانه خرابه که از خشک وگل بود

پدرم تصمیم گرفته بود که برای ادامه زندگی کلیه خودش را بفروشد. 

از ترس کمیته امداد من به خانه عمویم رفتم و از او خواستم از من

نگهداری کند ومن هم در عوض برای او کار می کنم ولی او به من

گفت:پسرم خودت که می دانی من 3پسرو1دختر دارم و.....منظور عمو

را فهمیدم او حتی من را به خانه دعوت نکرد برای چند ساعت، پس با ا

و خدا حافظی کردم وهمین موضوع را برای چند تن از نزدیکان مطرح

کردم ولی آنان با آن قلب سیاهی که دروجودشان ریشه تنیده بود مرا رد

کردند.پس تصمیم گرفتم زندگی مستقل وپایداری را اداره کنم.شب خود

را صبح کردم. صبح به دکه روزنامه فروشی اکبر اقا رفتم او مردی

بسیار مهربان و اهل تربت حیدریه بود دست در جیب خود کردم و100

 تومان پولی را که برای مبادا گذارده بودم در آوردم واز اکبر اقا

 روزنامه ای خریدم دیگر حتی 1ریال هم پول در ته جیفم نبود و

دیگرجیفم تار عنکبوت بسته بود .در روزنامه سراغ چند کار راگرفتم ا

ما هیچ جا کاری برای پسر۱۱-10نداشتند حتی برای ابدارچی بودن هم

مدرک دیپلم می خواستند در راه باز گشت هم به دکه اکبر اقا رفتم باران

شدیدی می آمد ساعت:7شب بود به داخل دکه رفتم و بعد از خوردن یک

چای موضوع را برای او تعریف کردم او کمی فکر کرد و به من گفت

من می توانم روز ها به مدرسه بروم و بعد هم بعد از ظهر ها هم در

دکه کار کنم همان که این موضوع را شنیدم تا چند دقیقه خشکم زده بود

اما هنگامی که کاملا متوجه شدم فریاد زنان از دکه خارج شدم و در

زیر باران این طرف به ان طرف می رفتم تابستان تمام شد اکبر اقا به

قول خود عمل کرد من صبح ها به مدرسه و بعد از ظهر ها هم سر کار

می امدم کار بدی هم نبود سود خوبی داشت سالها گذشت یک روز از

خواب بیدار شدم خواب بدی دیده بودم سوم دبیرستان بودم به خود مسلط

شدم فراموش کردم که صدقه بدهم به مدرسه رفتم بعد از مدرسه به

سراغ اکبر اقا رفتم دردکه بسته بود به در خانه او رفتم در زدم او هم

مانند من هیچ کس را نداشت دیوار خانه بسیاربلند بود و نمی شد از در

بالا رفت اما در خانه چوبی بود در را شکستم به داخل خانه رفتم اول ا

حساس کردم اودر خوابی ناز فرورفته است جلورفتم صدایش کردم او

جوابی نداد احساس کردم خوابش سنگین است دوباره اورا صدا کردم

دستم به دست اوخورد دستش مثل یخ سردبود دیگرموضوع را فهمیده

بودم ناگهان بیهوش شدم وقتی به هوش آمدم دور ور من پر از ادم

بود .در خود فرو رفتم ناگهان مردی در زیر بستر او کاغذی را یافت او

وصیت کرده بود که تمام اموالش به من برسد همین که این حرف را

شنیدم شروع کردم به گریه کردن باورم نمی شد مردی که این همه

خوبی در حق من کرده است حال از میان ما رفته است. بعد از آن

شروع کردم به درس خواندندیپلم را گرفتم آن وقت بود که احساس کردم

تنها هستم و به همدمی نیاز داشتم به هر جا که رفتم یا بهانه ی بی پولی

یا یتیمی را بر سر من می زدند تصمیم گرفتم که درس خود را بخوانم و

خود فردی مفید برای جامعه باشم پس فوق لیسانس دکتری را گرفتم وبا

کمک مادی ،که دانشگاه ورئیس جمهور به من کرد توانستم برای دکترا

به خارج بروم ومن همان پسرک روز نامه فروشی بودم که به دکتر

تبدیل شد . و توانستم بعد از گرفتن مدرک، زندگی پایداری را تشکیل

دهم.......... 

 

بر گرفته از تخیلات..........................

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 18:38  توسط مرتضی  |